این درس طبق بیان استاد تقریر شده و متأسفانه صوت درس ضبط نشده است
مسأله 2: «الکر بحسب الوزن ألف و مئتا رطل بالعراقیّ، وبالمساحة ثلاثة وأربعون شبراً الّا ثمن شبر فبالمنّ الشاهیّ ـ وهو ألف ومئتان وثمانون مثقالاًـ یصیر أربعة وستین منّا إلّا عشرین مثقالاً»[1].
عرض کردیم بعضی از فقهاء[2] برای مرسله ابن ابی عمیر[3] هیچ اعتباری قائل نشدهاند و مطابق مختار مشهور رطل را در این مرسله حمل بر رطل مکی کرده اند. به سه وجه استدلال کرده اند [4]وجه اول را بیان کریم.
الوجه الثانی: روایاتی که در تعیین مقدار کرّ بر حسب مساحت وارد شده اند. برای کر دو مقدار ذکر شده است. و معنای تحدید کرّ به دو امر همانطور که مشهور هم قائل هستند این است که هرگاه ماء به یکی از دو مقدار رسید، حکم به کرّیت واعتصام آن میشود بنا بر این در کرّ اجتماع هر دو مقدار لازم نیست.
هرچند که در تعیین مقدار کرّ بر حسب مساحت هم اختلاف هست ولی قدر متیقن از همه اخبار این است که حداقل مساحت در کرّ بیست وهفت وجب است.
هنگامی که ما مقدار مائی راکه مساحتش بیست وهفت وجب است وزن کردیم متوجه شدیم که برابر هزار ودویست رطل عراقی ومطابق ششصد رطل مکی است، صحیحه علی بن جعفر[5]هم مؤید برای این مطلب است که متنجس شدن مقدار زیادی از آب که هزار رطل بود، را با ملاقات یک اوقیه از بول،ثابت میکند.
در پاسخ عرض میکنیم اما روایاتی که در تعیین مقدار کرّ برحسب مساحت وارد شده بود، پس اگر ما از این اخبار همین مقدار بیست و هفت وجب را استفاده کردیم که معلوم میشود مقدار کر بیست وهفت وجب است نه هزار و دویست رطل عراقی.
زیرا معنای این که مقدار کرّ از لحاظ وزن هزار ودویست رطل عراقی باشد این است که اگر ماء به این مقدار از وزن یعنی هزار دویست رطل عراقی برسد گرچه به بیست وهفت وجب نرسیده باشد، ما حکم به کریت واعتصام آن میکنیم.
زیرا مقدار ماء به اختلاف آن خلیطی که در آن افتاده است فرق میکند. آنچه که از محدث استر آبادی نقل شده[6]چنین است که: ایشان آب مدینه را که وزن کردند مساوی سی و شش وجب شد و از مرحوم مجلسی در مرآة العقول ظاهر میشود که وزن کرّ تقریباً مساوی سی و سه وجب است[7].
بنابر این آنچه از این روایات استفاده میشود این است که مقدار کرّ همان بیست و هفت وجب است و این تعیین مقدار کشف نمیکند از اینکه صحیحه محمد بن مسلم [8]ظهور در ششصد رطل مکی داشته باشد بلکه به صورت احتمال است که مراد از رطل رطل مکی است، ولذا این صحیحه را به خاطر مخالفت با اجماع باید طرح کنیم. چون این صحیحه مثل همان روایتی است[9] که در مقدار ماء برای حد کر، قلتین را مطرح کرده بود که ما آن را هم طرح کردیم. به هر حال از اخبار کشف نمیشود که حد کر هزار ودویست رطل باشد. بلکه در صورتی میتوانیم حد هزار و دویست رطل را به حد برای کرّ قبول کنیم که صحیحه محمد بن مسلم ظهور در این مقدار داشته باشد و چون چنین ظهوری برای ما ثابت نشده، نمیتوانیم این حر را بپذیریم.
بله ممکن است از اخبار ظن برای ما حاصل شودکه مراد از رطل در مرسله، رطل عراقی است و در صحیحه مراد رطل مکی است ولی ظن حجتی ندارد.
خلاصه این که از روایات تعین مقدار کر به اندازه هزار دویست رطل عراقی ششصد رطل مکی استفاده نمیشود.
الوجه الثالث: روایاتی که در باب انفعال و عدم انفعال الماء وارد شده اند، بر چهار طائفه هستند.
الطائفه الاولی: روایاتی که دلالت دارند که ماء به طور مطلق که شامل همه اقسام ماء است، در صورت ملاقات با نجس یا متنجس تا وقتی که تغییری در آن حاصل نشده است، منفعل نمیشو. مثل صحیحه حریر بن عبدالله[10] که امام علیه السلام چنین فرمود: «کلما غلب الماء علی ریح الجیفة فتوضأ من الماء واشرب،فاذا تغیّر الماء و تغیر الطعم فلاتوضأ منه ولاتشرب».
الطائفة الثانیة: روایاتی که دلالت دارد بر این که ماء به طور مطلق،به مجرد ملاقات، منفعل میشود گر چه به واسطه اصابت نجس، تغییری در آن پیدا نشده باشد. این دسته از روایات هیچ فرقی میان اقسام ماء نگذاشته است. یکی از این روایات موثقه عمار بن موسی[11] است که چنین دارد:« عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: سئل عما تشرب منه الحمامة، فقال: کل ما أکل لحمه فتوضأ من سؤره و اشرب. و عن ماءشرب منه باز او صقر او عقاب فقال: کل شئ من الطیر یتوضأ مما یشرب منه إلّا ان تری فی منقاره دما، فان رأیت فی منقاره دما فلاتتوضأ منه ولاتشرب».
این مطلب معلوم است که دم موجود در منقار طیر سبب تغیر نجس، نمیشود پس مفاد این موثقه این است که مطلق الماء به مجرد ملاقات با نجس منفعل میشود گرچه آن ماء به سبب اصابت نجس، تغییر نکرده باشد.
در نقل شیخ [12]چنین دارد: الا ان تری فی منقاره قذراً، روایت دیگرصحیحه شهاب بن عبد ربه[13] چنین دارد:« قال اتیت اباعبدالله علیه السلام اسأله فابتدانی فقال: ان شئت فاسئل یا شهاب و ان شئت اخبرناک بما جئت له، قال قلت له: اخبر نی جعلت فداک، قال جئت تسألنی عن الجنب یسهو فیغمزیده فی الماء قبل ان یغسلها: قلت نعم: قال اذ الم یکن اصاب یده شیء فلابأس، وان شئت سل وان شئت اخبرناک، قلت اخبرنی جُعلتُ فداک قال جئت تسأله عن الجنب یغرف الماء من الحب فیصیب یده الماء؟ قلت نعم قال: لابأس».
مدلول صحیحه این است که اگر در دستش قذر باشد با اینکه ماء تغییری نکرده در اثر اصابت ولی منفعل شده ومتنجس است.
الطائفة الثالثة: صحیحه ابن بزیع[14] که امام رضا علیه السلام فرمود:« ماء البئر واسع لایفسده شیئ الا ان یتغیر ریحه، او طعمه فینزح منه حتی یذهب الریح ویطیب طعمه، لان له مادة».
این صحیحه دلالت دارد بر اینکه ماء اگر ماده داشته باشد، خواه به صورت جاری باشد یا چاه، تا وقتی که اوصاف آن با اصابت به نجس تغییری نکرده منفعل نمیشود وفرقی نمیکند ماء قلیل یا کثیر باشد.
تا اینجا تعارضی میان طائفه ثالثة و طائفه اولی وجود ندارد؛ بلکه تعارض میان طائفه اولی و طائفه ثانیه میباشد که باهم متباین هستند چون طایفه اولی دلالت دارد بر عدم انفعال ماء مالم یتغیر،ولی طائفه ثانیه بر عکس دلالت دارد بر انفعال ماء.
و نسبت میان طائفه ثالثه و طائفه ثانیه عموم مطلق است. لذا طائفه ثانیه به صحیحه ابن بزیع تخصیص زده میشود و مفاد آن پس از تخصیص این میشود: ان الماء الذی لیس له مادة ینفعل بالملاقات ولو لم یتغیر. وپس از تخصیص طائفه دوم به وسیله طائفه سوم، طائفه دوم اخص مطلق از طائفه اولی میشود و نسبت میان آنها منقلب میشود.
الطائفةالرابعة: روایاتی که دلالت میکند که ان الماء الذی لیس له مادة اذا بلغ کراً لایتنجس مالم یتغیر، همچنان که از صحیحه صفوان و غیر آن چنین استفاده میشود.
پس هرگاه مخصص منفصلی برای عام وارد شد و در مفهوم آن اجمال بود، و امر آن دائر بین أقل واکثر بود سبب تخصیص عام در این قدر میتقن میشود و در بقیه هم به عام رجوع میشود و بدین وسیله اجمال از مخصص برداشته میشود.
مثلا در لاتکرم الفاسق که برای تخصیص اکرام العلماء آمده، امر فاسق دائر بود میان مطلق مرتکب معصیت و مرتکب کبیرة یا کسی که بر صغیره اصرار دارد در زائد بر مقدار متیقن به دلیل اکرم العلماء تمسک میشود.
در این جا هم مفهوم طائفه رابعه از روایات اجمال دارد چون رطلی که در تحدید و تعیین مقدار آمده،اجمال دارد، مردد است این رطل میان ششصد رطل مکی یا رطل مدنی یا عراقی، چون در اینجا امر دائر بین اقل و اکثر است. پس اگر مراد از رطل ششصد رطل عراقی باشد، آنچه از دلیل دالّ بر انفعال ماء فاقد الماده خارج میشود کثیر است، ولی چون خروج ششصد رطل مکی قدر متیقن است لذا در تخصیص عام به قدر متیقن اکتفا میشود ودر مورد بقیه که شک داریم آیا از عام خارج شدهاند یا نه؟ به عام رجوع میشود. که مفاد طائفه ثانیه از روایات است که ان الماء الذی لیس له المادة ینفعل بالملاقاة وان لم یتغیر. نتیجه این میشود که: الماء الذي لیس له المادة ینفعل بالملاقاة وان لم یتغیر الّا اذا بلغ ستمأة رطل مکی.
[1] سيد محمد کاظم يزدی، العروة الوثقى، (بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ2، ت1409ق)، ج1، ص35.
[2] و أما بناء على مسلك غير المشهور كما هو الصحيح عندنا من عدم الاعتماد على المراسيل مطلقا فالصحيح أيضا ما ذهب اليه المشهور (بيان ذلك):ان المرسلة ساقطة عن الاعتبار على الفرض فلا رواية في البين غير الصحيحة المتقدمة الدالة على تحديد الكر بستمائة رطل و قد مر ان للرطل إطلاقات فهو في نفسه من المجملات و لكنا ندعي ان الصحيحة دالة على مسلك المشهور و الرطل فيها محمول على المكي فيكون الكر ألفا و مائتي رطل بالعراقي؛ سيد ابو القاسم موسوى خويى، التنقيح في شرح العروة الوثقى، مقرر ميرزا علی غروی، (قم، ...، چ1، ت1418ق) ج2(طهارة1)، ص193.
[3] وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ رُوِيَ لِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ الْكُرَّ سِتُّمِائَةِ رِطْلٍ؛ شيخ حر عاملی وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص168.
[4] سيد ابو القاسم موسوى خويى، التنقيح في شرح العروة الوثقى، مقرر ميرزا علی غروی، (قم، ...، چ1، ت1418ق) ج2(طهارة1)، ص193و 194.
[5]. عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِي كِتَابِهِ عَنْ أَخِيهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ جَرَّةِ مَاءٍ فِيهِ أَلْفُ رِطْلٍ وَقَعَ فِيهِ أُوقِيَّةُ بَوْلٍ- هَلْ يَصْلُحُ شُرْبُهُ أَوِ الْوُضُوءُ مِنْهُ قَالَ لَا يَصْلُحُ؛ . شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص156.
[6]. سيد محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ( قم دار التفسير، چ1، ت1416ق)، ج1، ص158-159.
[7]. انه وزن ماء المدینة فکان یساوی سته وثلاثین شبراً تقربیاً، و ظاهر مرآة العقول للمجلسی رحمه الله: ان وزنه یساوی ثلاثة وثلاثین شبراً تقریباً ووزن ماء النجف فی هذه الازمنة جماعة فکان وزنه یساوی ثمانة وعشروین شبراً تقریباً، وبعض الافاضل منهم ذکر انه یساوی سبعة وعشرین شبراً.
[8] وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ يَعْنِي ابْنَ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: وَ الْكُرُّ سِتُّمِائَةِ رِطْلٍ؛ شيخ حر عاملی وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص168.
[9] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ قَدْرَ قُلَّتَيْنِ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ- وَ الْقُلَّتَانِ جَرَّتَانِ؛ . شيخ حر عاملی وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص166.
[10]. محمد بن الحسن عن محمد بن محمد بن النعمان المفید عن ابي القاسم جعفر بن محمد بن قولویه عن ابیه عن سعد بن عبدالله عن احمد بن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: كُلَّمَا غَلَبَ الْمَاءُ عَلَى رِيحِ الْجِيفَةِ- فَتَوَضَّأْ مِنَ الْمَاءِ وَ اشْرَبْ- فَإِذَا تَغَيَّرَ الْمَاءُ وَ تَغَيَّرَ الطَّعْمُ- فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ؛»؛ محمد بن الحسن طوسی، تهذيب الاحکام، ( تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت 1407ق)، ج1 ص217؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص348.
[11]. وعَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَمَّا تَشْرَبُ مِنْهُ الْحَمَامَةُ- فَقَالَ كُلُّ مَا أُكِلَ لَحْمُهُ فَتَوَضَّأْ مِنْ سُؤْرِهِ وَ اشْرَبْ- وَ عَنْ مَاءٍ شَرِبَ مِنْهُ بَازٌ أَوْ صَقْرٌ أَوْ عُقَابٌ- فَقَالَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الطَّيْرِ يُتَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ- إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِنْقَارِهِ دَماً- فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً- فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ؛ محمد بن يعقوب کلينی، کافی، (تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت1407ق)، ج3، ص9 ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة، (قم، مؤسسة آل بيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص230.
[12] ... إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ؛ محمد بن الحسن طوسی، تهذيب الاحکام، ( تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت 1407ق)، ج1 ص228.
[13] وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع أَسْأَلُهُ فَابْتَدَأَنِي- فَقَالَ إِنْ شِئْتَ فَاسْأَلْ يَا شِهَابُ- وَ إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْنَاكَ بِمَا جِئْتَ لَهُ- قَالَ قُلْتُ: أَخْبِرْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ- قَالَ جِئْتَ تَسْأَلُنِي عَنِ الْجُنُبِ يَسْهُو- فَيَغْمُرُ يَدَهُ فِي الْمَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهَا قُلْتُ نَعَمْ- قَالَ إِذَا لَمْ يَكُنْ أَصَابَ يَدَهُ شَيْءٌ فَلَا بَأْسَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْ وَ إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْنَاكَ- قُلْتُ أَخْبِرْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ- قَالَ جِئْتَ تَسْأَلُنِي عَنِ الْجُنُبِ يَغْرِفُ الْمَاءَ مِنَ الْحُبِّ- فَتُصِيبُ يَدُهُ الْمَاءَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ لَا بَأْسَ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج2، ص266-267.
[14]. مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: مَاءُ الْبِئْرِ وَاسِعٌ لَا يُفْسِدُهُ شَيْءٌ- إِلَّا أَنْ يَتَغَيَّرَ رِيحُهُ أَوْ طَعْمُهُ- فَيُنْزَحُ حَتَّى يَذْهَبَ الرِّيحُ- وَ يَطِيبَ طَعْمُهُ لِأَنَّ لَهُ مَادَّةً؛ محمد بن الحسن طوسی، تهذيب الاحکام، ( تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت 1407ق)، ج1 ص234؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص141.