این درس طبق بیان استاد تقریر شده و متأسفانه صوت درس ضبط نشده است
مسأله 2: «الکر بحسب الوزن ألف و مئتا رطل بالعراقیّ، وبالمساحة ثلاثة وأربعون شبراً الّا ثمن شبر فبالمنّ الشاهیّ ـ وهو ألف ومئتان وثمانون مثقالاًـ یصیر أربعة وستین منّا إلّا عشرین مثقالاً»[1].
عرض کردیم که مرحوم سید حکیم[2]در این مقام میفرماید: مفروض در روایت ابابصیر، این است که سطح آب به صورت دایره باشد. ودوقرینه ذکر میکند:
1ـ هر خطی که از سطح دایره فرض شود که تامرکز آن دایره امتداد پیدا کند مساوی با خط دیگری میشود که از نقطه ای دیگر به مرکز دایره بگذرد. پس همه خطوط در دایره مطلقا مساوی باهم هستند به خلاف چند ضلعی ها دیگر، زیرا خطوطی که در غیر دایره از زوایا تا مرکز آن چند ضلعی امتداد پیدا میکنند طولانی تر از خطوط هستند که از اضلاع تا مرکز آن کشیده شده اند.
2ـ در روایت تنها یک بعد دایره برای مساحت ذکر شده است وتنها موردی که فقط یک بُعد دارد، دایره میباشد زیرا اضلاع در آن از هم دیگر متمایز نیستند، عرفاً همه اضلاع دایره مثل هم هستند گرچه دقیق فرض شوند. ولی در سایر چند ضلعی ها چنین نیست. مثلاً اگر مربع باشد طول وعرض هم دارد. سپس سید حکیم در مستمسک میفرماید:اینکه صاحب جواهر در جواهر فرموده است: امکان ندارد سطح را در صحیحه بردایرده حمل کنیم چون به دست آوردن حجم آب بر فرض اینکه دایره باشد، فقط توسط افراد کارشناس ومهندسان ا مکان پذیر است کسانی که از علم هندسه اطلاع دارند. در جوابش میفرماید: اگر مراد از ذکر ابعاد به دست آوردن حجم باشد اختصاص به اهل فن دارد ما هم قبول داریم. همانطور که اگر سطح مربع هم باشد باز احتیاج به کارشناس دارد ولی مفاد روایت بیان علامتی برای به دست آوردن حجم است. به دست آوردن مجموع، یعنی مقدار آن، مراد نیست و این علامت را بی سواد ترین عوام میتواند به دست آورد. بنابر این مجموع کُرّ، سی و سه وجب و پنج هشتم وجب ونصف یک هشتم وجب است. سپس مرحوم حکیم اضافه فرموده است: همین مقدار از روایت حسن بن صالح ثوری به دست میآید و به وسیلهِ این روایت ضعیف تأیید میشود. روایت حسن بن صالح الثوری[3] چنین است: «وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ الثَّوْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ فِي الرَّكِيِّ كُرّاً لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ- قُلْتُ وَ كَمِ الْكُرُّ- قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٌ عُمْقُهَا- فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عَرْضِهَا.». بعد مرحوم حکیم فرموده است مراد از عرض در این روایت مساحت است نه عرض در مقابل طول، مثل آیه شریفه«وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ[4]».
و اینکه سطح به مقدار سه وجب باشد، در مورد دایره تنها صدق میکند به خصوص اینکه در این روایت که مقدار را چنین تحدید کرده است، سخن از رکیه[5] است که اکثر به صورت دایره ساخته میشود.
ما عرض میکنیم: روایت حسن بن صالح به صورت دیگری نیز آمده است[6] که میفرماید: سه وجب و نصف طول آن در سه وجب و نصف آن در سه وجب و نصف وجب و نصف عمق آن در سه وجب ونصف عرض آن است علاوه بر اینکه روایات در مورد بئر است [7]که معتصم حساب میشود گرچه به اندازه کر نباشد بنابر این دلالت روایت حسن بن صالح ثوری تمام نیست چون با صحیحه ابن بزیع [8]منافات دارد. شیخ[9] این روایت ثوری را بر بئر مصنوعی که ماده ندارد، حمل کرده است ولی چنین حملی، حمل مطلق بر نادر است وسند آن هم ضعیف است.
علاوه بر اینکه لازمه ورود این روایت در مورد رکیهای که غالباً مدوّر است، این نیست که آنچه در روایت در مقام تحدید ذکر شده، فقط بر دایره صدق کند بلکه مفاد روایت بر مربع هم صدق میکند واصل در مسأله همان صحیحه ابی بصیر[10] است پس باید بحث در روایت را مورد برسی قرار دهیم.
عرض میکنیم که مستفاد از روایت همان است که مشهور به آن قائل شده اند اولاً ابعاد ثلاثة در روایت ذکر شده است از جهت اینکه سه وجب ونصف در عمق خبر دوم برای کان میباشد وگر نه احتیاجی به کلمه ای مثله نبود. بنابر این آوردن کلمه مثله دلیل بر این است که سه وجب و نصف غیر آن چیزی است که در «فی مثله» آورده شده است. ثانیاً اگر بپذیریم که در روایت فقط دو بعد ذکر شده لکن کلمه «في» بیانگر ضرب سه وجب و نصف در مثله است وچنین عملی در مورد دائره ممکن نیست، چون در دایره قطر در عمق ضرب نمیشود. اگر مراد امام بیان علامت بوده کلمه فی را ذکر نمیفرمود بلکه میفرمود: سه وجب و نصف و عمق آن هم سه وجب و نصف باشد. اما راجع به قرینه اولی که مرحوم سید صاحب عروه ذکر فرموده که خطوط در دایره مساوی هستند، ما میگوییم در این خطوط فرض نشده است که به مرکز دایره بگذرند، بنابر این تساوی خطوط در مورد مربع صادق میباشد ولی مقید به این که این خطوط از اضلاع باشند. همچنانکه در دایره تساوی خطوط مقیده به این است که خطوط وقطرها از مرکز بگذرند بنابر این هیچ ترجیحی برای یکی نسبت به دیگری وجود ندارد. علاوه بر اینکه کلمه ای فی ظهور در ضرب دارد و تنها در مربع است که سه وجب ونصف در مثلثش ضرب میشود.
اما آنچه در روایت صالح ثوری آمده سابقا پاسخ داده شد که مورد روایت رکیه هست ولی لزومی ندارد که رکیه حتما به صورت دایره باشد، علاوه بر اینکه برای روایت نقل و تعبیری دیگری هم آمده[11]. باهمه این مطالب اگر این مطلب را بپذیریم که مفروض در سطح این است که دایره باشد هیچ تردید نمیماند در اینکه اگر روایت معتبری دلالت کند بر اینکه مقدار کر بیست و هفت وجب است آن روایت با این صحیحه معارض میشود. در مقابل این صحیحه یا موثقه، روایاتی مقدار کر را بیست و هفت وجب ذکر نمودهاند.
روایت صحیحه اسماعیل بن جابر[12] چنین است: «وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَاءِ الَّذِي لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ فَقَالَ كُرٌّ- قُلْتُ وَ مَا الْكُرُّ قَالَ- ثَلَاثَةُ أَشْبَارٍ فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ.»
این روایت را کلینی عن محمد بن یحیی عن احمد بن محمد عن البرقی عن ابن سنان عن اسماعیل بن جابر نقل کرده. ظاهرا مراد از ابن سنان، محمد بن سنان باشد چون برقی روایات متعددی از محمد بن سنان نقل کرده ولی از عبدالله بن سنان تنها دو روایت نقل کرده است. محمد بن سنان هم که ضعیف است به خاطر محمد بن سنان و حد اقل این است که ابن سنان مجمل بین عبدالله و محمد است. بنابراین روایت به سند کلینی ضعیف است.
اما سند شیخ[13] (مرحوم شیخ در تهذیب در دو موضع روایت را نقل کرده و در استبصار هم نقل کرده است). در تهذیب چنین دارد: رواه الشیخ عن محمد بن محمد بن نعمان عن احمد بن محمد واحمد بن الحسن(احمد بن الحسن بن الولید) عن ابیه عن محمد بن یحیی عن محمد بن یحیی اشعری قمی عن احمد بن محمد عن البرقی عن عبدالله بن سنان عن اسماعیل بن جابر. ممکن است در سند اشکال بشود که احمد بن الحسن بن الولید توثیقی ندارد ولکن چون سند شیخ به دو سند به محمد بن الحسن بن الولید صحیح است همان طوری که در فهرست فرموده است از این جهت اشکال رفع میشود[14].
اما راجع به عبدالله بن سنان، شیخ این رو ایت را در تهذیب از برقی از محمد بن سنان نقل کرده است. همچنین شیخ این روایت را از محمد بن محمد بن النعمان عن احمد بن محمد عن أبیه عن سعد بن عبدالله عن احمدبن محمد عن محمد بن خالد عن محمد بن سنان عن اسماعیل بن جابر نقل کرده است.
گفته شده است ظاهرا در سند قبلی که عبدالله بن سنان در سند نقل شده، یک اشتباه و سهو القلم است چون روایات برقی از محمد بن سنان بسیار زیاد است و احتمال اینکه برقی این روایت را از هر دو یعنی هم از عبدالله بن سنان و هم از محمد بن سنان، روایت کرده باشد، بعید است. بنابر این این روایت به خاطر محمد بن سنان معتبر نمیباشد.
[1] سيد محمد کاظم يزدی، العروة الوثقى، (بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ2، ت1409ق)، ج1، ص35.
[2] سيد محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ( قم دار التفسير، چ1، ت1416ق)، ج2، ص153.
[3]. شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، س160.
[4]. سوره حدید(57)، آيه 21.
[5] الرَّكِيَّة: البئرُ تُحْفَرُ، و الجمع رَكِيٌّ؛ ؛ محمد بن مكرم ابن منظور ، لسان العرب، (بيروت، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، چ3، 1414 ق) ج14، ص 334.
[6] فَأَمَّا مَا رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ الثَّوْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ فِي الرَّكِيِّ كُرّاً لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ قُلْتُ وَ كَمِ الْكُرُّ قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٌ طُولُهَا فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عُمْقُهَا فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عَرْضِهَا؛ محمد بن الحسن طوسی، الاستبصار، ( تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ1، 1390ق)ج1، ص33.
[7] ر.ک: شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص171-179.
[8] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: مَاءُ الْبِئْرِ وَاسِعٌ لَا يُفْسِدُهُ شَيْءٌ- إِلَّا أَنْ يَتَغَيَّرَ رِيحُهُ أَوْ طَعْمُهُ- فَيُنْزَحُ حَتَّى يَذْهَبَ الرِّيحُ- وَ يَطِيبَ طَعْمُهُ لِأَنَّ لَهُ مَادَّةً؛ محمد بن الحسن طوسی، تهذيب الاحکام، ( تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت 1407ق)، ج1 ص234؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص141.
[9] فَيَحْتَمِلُ هَذَا الْخَبَرُ وَجْهَيْنِ أَحَدُهُمَا أَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ بِالرَّكِيِّ الْمَصْنَعَ الَّذِي لَا يَكُونُ لَهُ مَادَّةٌ بِالنَّبْعِ دُونَ الْآبَارِ الَّتِي لَهَا مَادَّةٌ بِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ هُوَ الَّذِي يُرَاعَى فِيهِ الِاعْتِبَارُ بِالْكُرِّ عَلَى مَا بَيَّنَّاهُ وَ الثَّانِي أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ قَدْ وَرَدَ مَوْرِدَ التَّقِيَّةِ لِأَنَّ مِنَ الْفُقَهَاءِ مَنْ يُسَوِّي بَيْنَ الْآبَارِ وَ الْغُدْرَانِ فِي قِلَّتِهَا وَ كَثْرَتِهَا فَيَجُوزُ أَنْ يَكُونَ الْخَبَرُ وَرَدَ مُوَافِقاً لَهُمْ وَ الَّذِي يُبَيِّنُ ذَلِكَ أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ صَالِحٍ رَاوِيَ هَذَا الْحَدِيثِ زَيْدِيٌّ بُتْرِيٌّ مَتْرُوكُ الْحَدِيثِ فِيمَا يَخْتَصُّ بِهِ؛ محمد بن الحسن طوسی، الاستبصار، ( تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ1، 1390ق)ج1، ص33.
[10] شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص166.
[11] عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ الثَّوْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ فِي الرَّكِيِّ كُرّاً لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ قُلْتُ وَ كَمِ الْكُرُّ قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٌ طُولُهَا فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عُمْقُهَا فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عَرْضِهَا؛ محمد بن الحسن طوسی، الاستبصار، ( تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ1، 1390ق)ج1، ص33.
[12]. شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص159.
[13] شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص160.
[14] محمد بن الحسن بن الوليدالقمي جليل القدر عارف بالرجال موثوق به، له كتب جماعة، منها كتاب الجامع، و كتاب التفسير، و غير ذلك، أخبرنا برواياته و كتبه ابن أبي جيد عنه، و أخبرنا بها جماعة عن أحمد بن محمد بن الحسن عن أبيه، و أخبرنا بها جماعة عن أبي جعفر بن بابويه عنه؛ محمد بن الحسن طوسی، الفهرست، (نجف اشرف، مکتبة الرضوية، چ1، ت......)، ص156.