درس سیصد و پنجاه و دوم

مطهرات

مسألة 13: « إذا غسل الإناء بالماء الكثير لا يعتبر فيه التثليث‌، بل يكفي مرّة واحدة حتّى في إناء الولوغ . نعم ، الأحوط عدم سقوط التعفير فيه ، بل لا يخلو عن قوّة ، والأحوط التثليث حتى في الكثير ‌».[1]

ادامه بحث عدم وجوب تثليث غسل در تطهير به آب کثير

کلام در این فرمایش صاحب العروه بود . فرمود: در انائی که در تطهیر او سه دفعه شسته می شود این مختص به آن صورتی است که تطهیر به ماء القلیل بشود. و اما اگر تطهیر به کثير می شود یکفی در تطهیر اناء المتنجس الغسل مرةً حتی در انایی که متنجس به ولوغ الکلب است.

عرض این بود که عرض کردیم، در آن اناهایی که در تطهیر آن ها از آن نجاست مخصوص روايتی وارد نیست، آن اناها سه دفعه که شسته می شود بر ماء القلیل شسته می شود.

ظهور موثقه عمار در اعتبار سه مرتبه شستن به آب قليل

 آن موثقه ی عمار[2] امام فرمود: ثم الی الماء‌ثلاثاً به آن نحوی که بیان کردیم و این موثقه ظاهرش تطهیر به ماء‌القلیل بود بدین جهت هر متنجسی که در نجاست آن روايت خاصی نیست آن سه دفعه شسته می شود به ماء قلیل

تمسک به اطلاق صحيحه زراره و موثقه عمار بر کفايت يک مرتبه غسل به آب کثير

 و اما اگرآن اناء را در ماء کثیر شستیم یا در ماء جاری شستیم یکفی در تطهیر او مرةً واحده چرا؟ تمسک می کنیم به اطلاقی که دوتا اطلاق داشتیم ما. یک اطلاق صحیحه زراره [3] در باره اناء مجوسی بود. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي آنِيَةِ الْمَجُوسِ قَالَ- إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاءِ» عرض کردیم اطلاق دارد فاغسلوها بالماء با طبیعی الغسل پاک می شود. این یک مطلق [بود که]داشتیم، یک مطلقی هم موثقه ی عمار [4]بود که وارد شده بود برآن مائی که در آن ماء فأره ی متسلخه بود و ماء نجس بود. به واسطه ی فأره متسلخه و اغْتَسَلَ مِنْهُ أَوْ غَسَلَ ثِيَابَهُ در آن موثقه که در باب چهارم از ابواب ماء المطلق وارد در اونجا امام فرمود «و یغسل کلما اصابه ذلک ماء» آن ماء به هرچیزی اصابت کرده آن به طبیعی الغسل پاک می شود مقتضی اطلاق این است که یکی هم از آنها هم آن اناء بود که خود آب آن به داخل الانا اصابت کند. حتی آن اناء که خود این آب و فأره متسلخه در آن هست آن را هم اطلاق کل ما اصابه ذلک الماء می گيرد.

هر انائی، هر شیئی که نجس به آن آب بشود حتی الاناء به طبیعی شستن پاک می شود. منتهی موثقه ی عماری[5] که «در سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ». یغسل او تطهیر به ماء قلیل رامعین کرد که باید سه دفعه بشود ... اما مطلق اناء به غیر ماء قلیل شسته بشود واحد است که اغسلوها فی الماء صحیحه زراره بود. قهرا سه دفعه به ماء قلیل شسته می شود انا و در ماء کثير يک دفعه شستن کافی است.

کلام در اناء هایی بود که تطهیر آنها به خصوصه منصوص است مثل اناء الخمر. در اناء الخمر فرض کردیم که امام (ع) در يک روایت فرمود بر این که اناء متنجس به خمر را سه دفعه بشور و روایت دیگر فرمود هفت دفعه بشود آنجا صحبت ماء قلیل نبود مطلق فرمود که انایی يشرب فیه الخمر سه دفعه شسته می شود[6] و انایی که در روایت دیگر یشرب فيه النبيذ هفت دفعه شسته می شود [7]. و فرقی بین نبيذ و خمر نیست. به قرینه ی روایاتی [8]که در ارتباط با نبيذ وارد شده است که نبيذ خمر است حکم خمر را دارد قسمی ازخمر است که عامه آن را تجویز می کردند بعضی ها می گفتند عیبی ندارد اینها حکم خمر را ندارد امام (ع) فرموده است که نه خمر است.

این دوتا روایت گفتیم اگر متعارضین نشود بینهما جمع عرفی بوده باشد که سه دفعه شستن واجب است هفت مرتبه شستن مستحب. خب در مانحن فیه این روایت اینست که اناء خمر را باید سه دفعه شست اطلاق دارد به ماء قلیل باشد چه به ماء کثیر بوده باشد این روایت با موثقه ی عماری که وارد شده است در مطلق اناء متنجس هیچ تنافی ندارد چون آن موثقه ی عمار می گفت اناء را سه دفعه بشور اما به غیر ماء قلیل چه جور بشوری کاری نداشت نفی اثبات. این روایت می گويد که اناء خمر را سه دفعه بشور.[9] با آن موثقه ی عمار [10]که مطلق الانا را سه بار بشور با آن توافق دارد اگر به غیر ماء قلیل شستی این روایت طبیعی سه دفعه بشور موثقه ی عمار کاری ندارد يک موثقه ی عمار ساکت است. اما يک موثقه ی عماری که توجه کردید، در ماء متنجسی که اصابت به انا کرده است که می گفت اناء متنجس را اگر آب متنجس اصابت کرد به طبیعی الغسل کافی است آن موثقه عمار می گفت[11]. و صحیحه ی زراره[12] می گفت که هر اناء مجوسی ولو به خمر متنجس بشود او را فرض بفرمایید اورا به طبیعی شستن پاک می شود. در این صورت این روایتی که اناء خمر را در کر هم سه دفعه بشور در جاری هم سه دفعه بشور هم از آن موثقه ی عماری که هست وارد شده بود در مطلق چیزی که آب نجس به او اصابت کرده و هم از صحیحه زراره این روایت وارده در خمر اخص است انایی که نجس به خمر است. چون که اغسلوها بالماء که در صحیحه زراره بود اعم بود آن اناء از تحتش خارج شد که انا را به ماء قلیل باید سه دفعه شست اغسلوها بالماء الا اذا کان الماء قليلا. به آن خورد و آن موثقه ی عماری که وارد شده بود در ماءي که اصابه داخل الانا آن هم که گفت «اغسله» يا «یغسل»؛ طبیعی الغسل کافی است او از موثقه خارج شد به طبیعی شستن پاک می شود الا الانا در اناء به ماء قلیل باید سه دفعه بشوید. آن موثقه ی عمار و صحیحه زراره غسل به ماء قلیل خارج شده است تحت اینها در انا چون که موثقه اخص مختص به تطهیر به ماء قلیل بود در خصوص اینها هم صحیحه را تقیید کرد هم آن موثقه را تقیید کرد.

اغسلوها بالماء مختص به غیر ماء قلیل است به غیر ماء قلیل اغسلوها بالماء این روایت می گوید که اگر خمر بوده باشد انا متنجس به خمر بوده باشد نه در ماء معتصم هم شستی باید سه دفعه بشوری بدانجهت این صحیحه را تقیید می کند آن موثقه عمار را هم تقیید می کند و به تعبیرنا آخر. این روایتی که در غسل در انایی که متنجس به خمر نبيذ است وارد شده است هم اخص است از صحیحه زراره. صحیحه زراره می گوید اغسلوها بالماء  آنی که در انای مجوسی وارد شده بود که به هرچه نجس بشود این می گوید نه  سه دفعه بايد بشورد هم اخص به این صحیحه است هم از آن موثقه ی عماری که وارد شده است و یغسل کل ما اصابه ذلک الماء اگر گفتیم آب نجس مدخلیتی ندارد یعنی هر نجسی خورد باید شسته بشود اگر این را گفتیم ، این روایت وارده در اناء الخمر از او هم اخص است هردوتا را تقیید می کند و با موثقه ی عماری که وارد شده است با موثقه ی عماری که وارد شده است بر مطلق متنجس با او هم تعارضی و تنافی ندارد. نتیجه این می شود که اناءالخمر را باید سه دفعه شست چه با آب قلیل چه با آب کثیر.

این نتیجه این جور می شود. اگر گفتیم تعارض نیست بين اينها.

 و اما اگر گفتیم مابین اینها تعارض است این دیگه مطهر حقه و شستن است آن می گويد مطهر سه دفعه شستن است الا فرق بین الماء القلیل و الماء الکثیر اینا متعارضین هستند. وقتی که متعارضین شدند تساقط می کنند. تساقط کردند، کاری از دست اینها بر نمی آید رجوع می کنیم در اناء متنجس به آن موثقه ی عماری که می گوید به ماء قلیل مطلق سه دفعه شسته می شود یکی هم این انا است. آن وقت می ماند غسل به ماء کثیر والمعتصم تمسک می کنیم به اطلاق صحیحه زراره که اغسلوها بالماء. اذا کان الآنیة‌المجوس ولو متنجس به خمر بشود اغسلوها بالماء سه دفعه بالقلیل می شود، بله یک دفعه هم به کثیر بالمعتصم می شود. نتیجه این می شود این جا عرض کردیم اگر اینها تعارض کردند نمی شود به آن روایتی تمسک کرد که وارد شده بود «عَنِ الدَّنِّ يَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ خَلٌّ أَوْ مَاءٌ أَوْ كَامَخٌ أَوْ زَيْتُونٌ قَالَ إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ».[13] عرض کردیم به آن اطلاق اذا غسل نمی شه تمسک کرد. دو وجهش را گفتیم. یک وجهش این بود که این اذا اغسل فلا بأس با اغسل ثلاث مرات یک مدلول التزامی دارند که طبیعی الغسل در تطهیر اناء متنجس به خمر کافی نیست پس آن اطلاق را از کار می اندازد این یک وجه بود وجه دومی این بود که اصلا محتمل نیست در اناء متنجس به ماء متنجس سه دفعه شسته بشود در انایی که متنجس به خمر است به طبیعی الغسل کافی بشود این محتمل نیست ولو به ماء قلیل طبیعی کافی باشد یک وجه هم الان علاوه می کنیم. آن یک وجه این است که اصلا به آن اذا غسل فلا بأس به او نمی شود تمسک کرد چرا؟ چون که آن روایت که اذا غسل قبل از این غسل به ثلاث ذکر شده است در روایت.

در روایت این جور است «سَأَلْتُهُ عَنِ الدَّنِّ يَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ خَلٌّ أَوْ مَاءٌ أَوْ كَامَخٌ أَوْ زَيْتُونٌ قَالَ إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ وَ عَنِ الْإِبْرِيقِ وَ غَيْرِهِ يَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُ أَ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ مَاءٌ قَالَ إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ وَ قَالَ فِي قَدَحٍ أَوْ إِنَاءٍ يُشْرَبُ فِيهِ الْخَمْرُ قَالَ تَغْسِلُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ سُئِلَ أَ يُجْزِيهِ‌اَنْ يُصَبَّ الْمَاءُ فِيهِ قَالَ لَا يُجْزِيهِ حَتَّى يَدْلُكَهُ بِيَدِهِ وَ يَغْسِلَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ»[14] قبلش آن ذکر شده است، در ذیل تغسله ثلاث مرات ‌ذکر شده، این روایت ممکن است از قبیل جمع عرفی بشود یعنی امام(ع) تمامی اینها را در یک مجلس فرموده است وقتی که در یک مجلس فرمود این تغسل ثلاث مراة قرینه می شود که آن اذا غسل فلا بأس در مقام بیان نیست چون که همان اناء خمر است دیگر. چون که محتمل است این ها همه اش از قبیل جمع العرفی باشد و یک روایت بوده باشد امام یک دقت قبل که فرمود دن را شستی ظرف خمر را شستی می شود خمر آب يا کامخ يا زيتون به او بیندازی بعد فرمود ظرف خمر را سه دفعه باید شست، این قرینه می شود که آن اذا غسل فلا بأس در مقام بیان نیست. بدان جهت در ما نحن فیه این روایت سه تا وجه دارد که به این اطلاق نمی شود تمسک کرد دیگر در مقام بیان محرز نیست باشد چون که محتمل است این ماذکر از قبیل جمع در روايت نباشد و این قرینه بشود که اذا غسل در مقام بیان نیست. محتمل است بر اینکه جمع در روایت باشد آن روایت مستقله باشد خمر را سه دفعه بشور در ماء قلیل  وکثیر آن می گويد هفت مرتبه بشور در ماء قلیل و کثیر تعارض کرده اند رجوع می کنیم که می گوید اناءُ خمر یغسل به طبیعی الغسل پاک می شود قلیل باشد یا کثیر باشد این جور رجوع به او می کنیم به این نمی شود رجوع کرد چرا؟ چون قطع داریم اناء متنجس به خمر به ماء القلیل شسته بشود اين به یک دفعه پاک نمی شود چون که از آن انایی که متنجس به ماء النجس است از او کمتر نمی شود، و اگر گفتیم این دوتا روایت وجه دومی ، وجه دومی این است که این دوتا روایت مدلول التزامی دارند که با یک دفعه شستن پاک نمی شود ولو این مدلول التزامی را ما قبول نداریم. اگر داشته باشند با یک دفعه شستن پاک نمی شود یکی هم که گفتیم محتمل است از قبیل جمع [عرفی] بشود چون اذا غسل در مقام بیان نبوده باشد این سه وجه بود.

خب ، نتیجه چی شد؟ نتیجه این شد که اگر ما گفتیم غسل مرة غسل ثلاث مرات با هم تعارض دارند، اناء خمر را به ماء قلیل سه دفعه می شورند. به ماء قلیل و اما در ماء الکثیری که هست و در ماء جاری و معتصم، یك دفعه شستن کافی است چرا؟ چون که آن مطلقات می گیرد که فاغسلوها بالماء در صورتی که ما معتصم بوده باشد تقییدی به اونها وارد نشده است اناء خمر را هم می گیرد ، خب مع ذلک صاحب العروه جمع عرفی کرد ، گفت سه دفعه بشور سه دفعه شستن پاک می شود هفت دفعه شستن مستحب است جمع عرفی کرد ولکن مع ذلک ملتزم است این مختص به تطهیر به ماء قلیل است اناء خمر را هم اگر در ماء کثیر و معتصم شستید به طبیعی الغسل پاک می شود، این وجهش چیست؟ سابقاً این تفاوت است مابین اینها کسی جمع عرفی بکند بگوید این روایات تعارض ندارند مع ذلک ملتزم بشود که اناء خمر را به ماء کثیر شستی یک دفعه کافی است، این را ... این جور گفته اند: ادعا شده است اینی که در روایات وارد شده است اغسلوا ثلاثا موثقه عمار این روایت خمر یا اغسله سبعاً در انایی که يشرب منه خنزیز یا یغسل سبعاً در انایی که مات فیه الجرذ گفته اند اصلا این روایات همه اش منصرف به غسل ماء القلیل انصراف دارد به ماء القلیل، غسل به ماء کثیر را این روایات نمی گیرد، چرا این منصرف به غسل به ماء قلیل وجه انصراف چیست؟ که شهید فرموده است و دیگران طبعیت کرده اند چرا منصرف است برای این که قالباً آن زمان آن اونی که قصد می کرده اند اشیاء را به او ماء قلیل بود آن زمان بلاد عربیه ماء القلیل بود و این منصرف است به غسل ماء القلیل. شاهد بگو می گوید: شاهدش این است که خود موثقه ی عمار است شاهدش ، سوال می کند، «سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ».[15] سوال از طبیعیه التطهیر می کند که چه جور پاک می شود چه جور شسته می شود؟ امام (ع) جواب را در غسل به ماء القلیل می گوید: خب اگر آن سوال اش مطلق الغسل بالماء بوده باشد چه به ماء قلیل چه به ماء کثیر امام(ع) غسل به ماء کثیر را هم باید جواب بگوید این که او سوال کرده به طور مطلق کیف یغسل امام غسل به ماء قلیل را بیانک رده است این معلوم می شود که غسل به ماء قلیل بوده است. پس این روایاتی که می گوید یغسل ثلاث مراة در این آیه خمر یغسل سبع مرات انایی که یشرب منه الخنزیر این غسل به ماء قلیل است. ولکن [اين] دعوا  درست [نيست] ولو شهید فرموده دیگران تبعیت کرده اند چرا؟ چون که اولاً اونی که بر ماء ثابت است ماء کثیر و ماء جاری کم بوده در آن زمان اکثر ماها ماء قلیل بودک ه از چاه م یکشیدند. اکثر ماءها اینجور بود اما ماء جاری نداشتند ماء کری نداشتند خصوصا در این بیابان ها ایامی که باران می آمد در این گودی ها آب جمع می شود روایاتی [16]که [وارد بود در ماء [معتصم و کثير نظير روايت محمد بن مسلم وارد بود در ماء غديری که فِيهِ مَاءٌ مُجْتَمِعٌ- تَبُولُ فِيهِ الدَّوَابُّ وَ تَلَغُ فِيهِ الْكِلَابُ- وَ يَغْتَسِلُ فِيهِ الْجُنُب و همين طور] روایات کثیره ای که خواندیم که ماء کر داشتند ماء جاری هم داشتند و مجرد غلبه که غالبا ماء قلیل بود این موجب انصراف نمی شود، شما اگر بخواهید قطع پیدا کنید که اینجا جای انصراف نیست خب می گوییم در این موثقه سوال شده است از انا کیف یغسل در صحیحه محمد بن مسلم[17] هم سوال شده است «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الثَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ»امام فرموده است «قَالَ اغْسِلْهُ فِي الْمَرْكَنِ مَرَّتَيْنِ- فَإِنْ غَسَلْتَهُ فِي مَاءٍ جَارٍ فَمَرَّةً وَاحِدَةً» پس معلوم می شود ماء جاری هم بود غسل منصرف نبود. منتهی در این موثقه غسل به ماء قلیل جواب فرموده امام آن یکی را نفرموده این دلیل نمی شود که سوال از غسل بالماء یعنی سوال از غسل به ماء قلیل می شد . آن جا صحیحه محمد بن مسلم دارد عن الثوب یصیبه البول قَالَ اغْسِلْهُ فِي الْمَرْكَنِ مَرَّتَيْنِ- فَإِنْ غَسَلْتَهُ فِي مَاءٍ جَارٍ فَمَرَّةً وَاحِدَة . پس این ادعای انصراف درست نیست. وقتی که درست نشد ، اگر گفتیم جمع عرفی هست مابین اناء خمر که یغسله ثلاث مرات و سبع مرات و سبع مرات حمل به استحباب می شود به اطلاقش اخذ می کنیم می گوییم: فرقی نمی کند ماء قلیل بشود یا کثیر باید اناء خمر را سه دفعه شست. اگر مابین اینها تعارض شد جمع عرفی قبول نشد، این دوتا روایت کالعدم می شود وقتی که کالعدم شد می گوییم اناء خمر باماء قلیل شسته بشود سه دفعه چون که موثقه ی عمار[18] گفت: «عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ». اناء قلیل این اناء را هم می گیرد.

می ماند تطهیرش به ماء الکر در تطهیرش به ماء کر تمسک می کنیم به اطلاق إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاءِ به آنیه مجوس[19] ولو متنجس به خمر بشود، فاغسلوها بالماء ، به ماء اورا بشورید ولو به طبیعی شستن پاک می شود. نتیجه این می شود. این نسبت به اناء خمر در انائی که از آن خنزيز آب خورده بود،آن هم همین جور است چون که در آن روایتی که امام (ع) می فرماید: در آن انایی که از ولوغ خنزیل است در آن روایت صحیحه علی بن جعفر بود، اونجا فرمود[20] که: بله، «وَ سَأَلْتُهُ عَنْ خِنْزِيرٍ شَرِبَ مِنْ إِنَاءٍ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ- قَالَ يُغْسَلُ سَبْعَ مَرَّاتٍ» هفت دفعه شسته می شود چه ماء قلیل بشود چه ماء کثیر بشود.

نگویید که مابین این صحیحه و موثقه ای که این صحیحه ی علی بن جعفر از صحیحه ی زراره اخص است از اذا اضطررتم اليها فاغسلوها بالماء ولو انایی باشد انایی مجوسی که شرب منه خنزیر فاغسلوها بالماء او به عموم می گرفته انائی خنزیر را که شرب من آنية المجوسی این تخصیص می زند الا آن آنيه مجوسی که شرب من خنزیر آن یغسل سبع مرات با آن تعارضی ندارد. آن موثقه ی عمار که ویغسل کل ما اصابه اصلا آن انایی که متنجس بشود به ولوغ الخنزیر نمی گیرد بگیرد او را هم تخصیص می زند عام و خاص است. نگویید که این با موثقه عمار معارضه دارد این روایت خنزیر. چون که آن موثقه می گوید که اناء سه دفعه با ماء قلیل شسته می شود. آن موثقه از حیث  اناء مطلق است هرانائی باشد. ولکن از حیث غسل بالماء خاص است غسل به ماء القلیل است ولکن این صحیحه از ناحیه اناء خاص است فقط انایی است که آنيه مجوس است ولکن از ناحیه غسل بالماء مطلق است چه غسل به ماء القلیل بشود چه غسل به ماء کثیر. پس اگر غسل بشود به ماء قلیل موثقه می گوید سه تا به اطلاق، این روایت می گوید که نه هر مرتبه به اطلاق. با هم تعارض می کنند. این را نگویید. چرا؟ چونکه دوتا جواب حسابی داریم. جواب حسابی اول این بود که در نسبت گیری به موضوع نگاه می شود نه به حکم آن در مطلق اناء بود حکمش این بود به ماء قلیل سه دفعه شسته می شود. این اناء خاص است موضوع خاص است. حکمش این است که به مطلق الماء شسته می شود این اخص است. عموم و خصوص من وجه نیست.

عموم و خصوص من وجه است. بالاتر از این که نمی خواستیم. می گوییم لازمه ی حرف این است که بگوییم، انایی که شرب منه خنزیل به آب قلیل شستی سه دفعه با آب کثیر و معتصم شستی چند دفعه؟ هفت مرتبه. اینجور می شه دیگر چون که این روایت اگر اناء خنزیل را آب کر می شستی می گه هفت دفعه بشور این روایت صحیحه علی بن جعفر، موثقه عمار کار ندارد چون آن غسل بهم ماء قلیل بود موثقه عمارمی گوید انایی که متنجس به غیر شرب و خنزیل است او را سه دفعه بشور این صحیحه کار ندارد، این صحیحه با موثقه در آن انایی که شرب منه خنزیل و به آب قلیل شسته می شود تعارض می کند. موثقه می گه سه دفعه بشور این صحیحه می گه هفت دفعه بشور، خب اگر ما ملتزم شدیم اناء خنزیر را در ماء کثیر و معتصم هفت مرتبه شست چه جور ملتزم بشویم که در ماء قلیل سه مرتبه در ماء کثیر هفت مرتبه این امر امامی نیست. بدانجهت در ما نحن فیهی که هست، چونکه ظاهر روایت این استک ه شرب الخنزیر خصوصیت دارد هفت مرتبه باید شسته بشود، در ماء کثیر و قلیل. اخذ به او می شود آن وقت می ماند انایی که مات فيه الجرذ. آنها هم دارد که در موثقه عمار انایی که مات فيه الجرذ آن هم باید هفتم مرتبه بله هفت مرتبه شسته بشود، در همان موثقه ی عمار[21] سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ» در ذیلش داشت که« إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ» هفت مرتبه بشور.

ما سابقاً‌ گفتیم که چون که در صدر این روایت در صدرش ، غسل ثلاثاً ناظر است به غسل به ماء قلیل در ذیلش هم که می گوید اغسله ثلاثا ناظر به غسل ماء قلیل است.

در ماء قلیل هفت مرتبه شسته می شود در غیر ماء قلیل تمسک به اطلاقات می شود اذا اضطرتم الیها ، فاغسلوها بالماء ولکن این حرف درست نیست یعنی این حرف را نمی شود جزمی گفت. چرا؟ چون که این روایتی صاحب وسایل این جور نقل کرده است، اصل روایت در تهذیب این جور نیست در تهذیب که این روایت را نقل کرده ست. این احتمال دارد بلکه ظاهرش این است که این از قبیل جمع در روايت است. روایت دیگری است. در تهذیب در جلد اول [22]در صفحه ی 284 اونجا حدیث 832 است اونجا اینجور است که «مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ أَوِ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ وَ عَنْ مَاءٍ شَرِبَتْ مِنْهُ الدَّجَاجَةُ قَالَ إِنْ كَانَ فِي مِنْقَارِهَا قَذَرٌ لَمْ تَتَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَمْ تَشْرَبْ وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ فِي مِنْقَارِهَا قَذَراً تَوَضَّأْ وَ اشْرَبْ وَ قَالَ كُلُّ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ فَلْيُتَوَضَّأْ مِنْهُ وَ اشْرَبْهُ وَ عَنْ مَاءٍ يَشْرَبُ مِنْهُ بَازٌ أَوْ صَقْرٌ أَوْ عُقَابٌ قَالَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ مِنَ الطَّيْرِ يُتَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَلَا تَتَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ وَ قَالَ اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ سُئِلَ عَنْ بِئْرٍ يَقَعُ فِيهَا كَلْبٌ أَوْ فَأْرَةٌ أَوْ خِنْزِيرٌ قَالَ تُنْزَفُ كُلُّهَا فَإِنْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْمَاءُ فَلْتُنْزَفْ يَوْماً إِلَى اللَّيْلِ ثُمَّ يُقَامُ عَلَيْهَا قَوْمٌ يَتَرَاوَحُونَ اثْنَيْنِ اثْنَيْنِ فَيَنْزِفُونَ يَوْماً إِلَى اللَّيْلِ وَ قَدْ طَهُرَتْ وَ سُئِلَ عَنِ الْكَلْبِ وَ الْفَأْرَةِ إِذَا أَكَلَا مِنَ الْخُبْزِ وَ شِبْهِهِ قَالَ يُطْرَحُ مِنْهُ وَ يُؤْكَلُ الْبَاقِي وَ سُئِلَ عَنْ بَوْلِ الْبَقَرِ يَشْرَبُهُ الرَّجُلُ قَالَ إِنْ كَانَ مُحْتَاجاً إِلَيْهِ يَتَدَاوَى بِهِ شَرِبَهُ وَ كَذَلِكَ بَوْلُ الْإِبِلِ وَ الْغَنَمِ وَ عَنِ الدَّقِيقِ ‌يُصِيبُ فِيهِ خُرْءَ الْفَأْرَةِ هَلْ يَجُوزُ أَكْلُهُ قَالَ إِذَا بَقِيَ مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فَلَا بَأْسَ يُؤْخَذُ أَعْلَاهُ فَيُرْمَى بِهِ وَ سُئِلَ عَنِ الْخُنْفَسَاءِ وَ الذُّبَابِ وَ الْجَرَادِ وَ النَّمْلَةِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ تَمُوتُ فِي الْبِئْرِ وَ الزَّيْتِ وَ السَّمْنِ وَ شِبْهِهِ فَقَالَ كُلُّ مَا لَيْسَ لَهُ دَمٌ فَلَا بَأْسَ وَ عَنِ الْعَظَايَةِ تَقَعَ فِي اللَّبَنِ قَالَ يَحْرُمُ اللَّبَنُ وَ قَالَ إِنَّ فِيهَا السَّمَّ وَ قَالَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ نَظِيفٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ فَإِذَا عَلِمْتَ فَقَدْ قَذِرَ وَ مَا لَمْ تَعْلَمْ فَلَيْسَ عَلَيْكَ».

در روایت جمع در روایت بوده باشد روایت دیگری است «وَ عَنْ مَاءٍ شَرِبَتْ مِنْهُ الدَّجَاجَةُ قَالَ إِنْ كَانَ فِي مِنْقَارِهَا قَذَرٌ لَمْ تَتَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَمْ تَشْرَبْ وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ فِي مِنْقَارِهَا قَذَراً تَوَضَّأْ وَ اشْرَبْ وَ قَالَ كُلُّ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ فَلْيُتَوَضَّأْ مِنْهُ وَ اشْرَبْهُ وَ عَنْ مَاءٍ يَشْرَبُ مِنْهُ بَازٌ أَوْ صَقْرٌ أَوْ عُقَابٌ قَالَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ مِنَ الطَّيْرِ يُتَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِنْقَارِهِ دَماً  إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ» این محتمل است از قبیل جمع در روایت باشد، این روایات متعدده ای است که عمار جمع کرده است. عمار جمع کرده است یعنی عمار روایات متعدده ای داشت چون که همه اش به یه سند بود. جمع کرده است شیخ جمع کرده است به صورت یه روایت در آورده است چون که این جور بود، بدانجهت در این روایت که می فرماید ، اگر کسی گفت این روایت مجمل است. قدر متيقن این می شود. به ماء قلیل هفت دفعه شسته می شود. چون که سبعش قرینه می شود که ماء قلیل را می گوید. آن وقت به ماء کثیر بشوریم این روایت دلالتی ندارد رجوع می کنیم که اذا اضطررتم اليها فاغسلوها بالماء. و اگر گفتیم از قبیل جمع در روایت است نه ظهور دارد که فرقی نمی کند که قلیل باشد یا کثیر بوده باشد هفت مرتبه شست. بما اینکه این روایت ظاهرش این است. اگر ظاهر هم نبوده باشد احتمال قوی این است از قبیل جمع فی الروایت است. جمع عرفی نیست بدانجهت در موت جرذ کبیره اناء هفت مرتبه شسته می شود الی فرقٍ مابین غسل ماء القلیل و مابین ماء کثیر چون که اقوی نباشد، لااقل احتیاط است والحمدلله.



[1] سيد محمد کاظم يزدی، العروة الوثقى، (بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ2، ت1409ق)، ج1، ص112.

[2] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص497.

[3]  أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي آنِيَةِ الْمَجُوسِ قَالَ- إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاءِ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص422.

[4] مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَجِدُ فِي إِنَائِهِ فَأْرَةً- وَ قَدْ تَوَضَّأَ مِنْ ذَلِكَ الْإِنَاءِ مِرَاراً- أَوِ اغْتَسَلَ مِنْهُ أَوْ غَسَلَ ثِيَابَهُ- وَ قَدْ كَانَتِ الْفَأْرَةُ مُتَسَلِّخَةً- فَقَالَ إِنْ كَانَ رَآهَا فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ- أَوْ يَتَوَضَّأَ أَوْ يَغْسِلَ ثِيَابَهُ- ثُمَّ فَعَلَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا رَآهَا فِي الْإِنَاءِ- فَعَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ ثِيَابَهُ- وَ يَغْسِلَ كُلَّ مَا أَصَابَهُ ذَلِكَ الْمَاءُ- وَ يُعِيدَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ- وَ إِنْ كَانَ إِنَّمَا رَآهَا بَعْدَ مَا فَرَغَ مِنْ ذَلِكَ- وَ فَعَلَهُ فَلَا يَمَسَّ مِنْ ذَلِكَ الْمَاءِ شَيْئاً- وَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْ‌ءٌ لِأَنَّهُ لَا يَعْلَمُ مَتَى سَقَطَتْ فِيهِ- ثُمَّ قَالَ لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ- إِنَّمَا سَقَطَتْ فِيهِ تِلْكَ السَّاعَةَ الَّتِي رَآهَا؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص142

[5]  مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى (عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص496-497.

[6] مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الدَّنِّ يَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُ- هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ خَلٌّ أَوْ مَاءٌ كَامَخٌ أَوْ زَيْتُونٌ- قَالَ إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ وَ عَنِ الْإِبْرِيقِ وَ غَيْرِهِ يَكُونُ فِيهِ خَمْرٌ- أَ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ مَاءٌ قَالَ إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ- وَ قَالَ فِي قَدَحٍ أَوْ إِنَاءٍ يُشْرَبُ فِيهِ الْخَمْرُ- قَالَ تَغْسِلُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- وَ سُئِلَ أَ يُجْزِيهِ أَنْ يَصُبَّ فِيهِ الْمَاءَ- قَالَ لَا يُجْزِيهِ حَتَّى يَدْلُكَهُ بِيَدِهِ وَ يَغْسِلَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص494.

[7] وَ زَادَ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْإِنَاءِ يُشْرَبُ فِيهِ النَّبِيذُ فَقَالَ تَغْسِلُهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ كَذَلِكَ الْكَلْبُ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج25، ص368.

[8] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي مَالِكٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ النَّبِيذِ أَ خَمْرٌ هُوَ فَقَالَ ع مَا زَادَ عَلَى التَّرْكِ جَوْدَةً فَهُوَ خَمْرٌ؛ محمد بن يعقوب کلينی، کافی، (تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت1407ق)، ج6، ص412.

[9] محمد بن يعقوب کلينی، الکافی( تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ4، ت1407ق)، ج6، ص427-428.

[10] شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص497.

[11] ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص142.

[12]  أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي آنِيَةِ الْمَجُوسِ قَالَ- إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاءِ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص422.

[13] محمد بن يعقوب کلينی، الکافی( تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ4، ت1407ق)، ج6، ص427-428.

[14] محمد بن يعقوب کلينی، الکافی( تهران، دار الکتب الاسلامیة، چ4، ت1407ق)، ج6، ص427-428.

[15] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى (عَنْ‌أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ؛ ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص497.

[16] وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ يَعْنِي ابْنَ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْغَدِيرُ فِيهِ مَاءٌ مُجْتَمِعٌ- تَبُولُ فِيهِ الدَّوَابُّ وَ تَلَغُ فِيهِ الْكِلَابُ- وَ يَغْتَسِلُ فِيهِ الْجُنُبُ- قَالَ إِذَا كَانَ قَدْرَ كُرٍّ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْ‌ءٌ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة، (قم، مؤسسة آل بيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1،ص 159.

[17] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الثَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ- قَالَ اغْسِلْهُ فِي الْمَرْكَنِ مَرَّتَيْنِ- فَإِنْ غَسَلْتَهُ فِي مَاءٍ جَارٍ فَمَرَّةً وَاحِدَةً؛ محمد بن الحسن طوسی، تهذيب الاحکام، ( تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت 1407ق)، ج1 ص250 و شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص397.

[18] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى (عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص496-497.

[19]  أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي آنِيَةِ الْمَجُوسِ قَالَ- إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاءِ؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج3، ص422.

[20] وَ (محمد بن الحسن )بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ خِنْزِيرٍ شَرِبَ مِنْ إِنَاءٍ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ- قَالَ يُغْسَلُ سَبْعَ مَرَّاتٍ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص225.

[21] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى (عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص496-497.

[22] محمد بن الحسن طوسی، تهذيب الاحکام، ( تهران، دار الکتب الاسلامية، چ4، ت 1407ق)، ج1 ص284-285ز