درس سیصد و پنجاه و سوم

مطهرات

مسألة 13: « إذا غسل الإناء بالماء الكثير لا يعتبر فيه التثليث‌، بل يكفي مرّة واحدة حتّى في إناء الولوغ . نعم ، الأحوط عدم سقوط التعفير فيه ، بل لا يخلو عن قوّة ، والأحوط التثليث حتى في الكثير ‌».[1]

وجه تعفير از باب احتياط در غسل به ماء معتصم و کثير

سید قدس الله نفسه الشریف بعد از اینکه فرمود: در انائی که متنجس است و به ماء قلیل اگر شسته بشود باید سه مرتبه شسته بشود، در ماء‌الکثیر و المعتصم اگر شسته بشود مرةً غسل کافی است در تطهیر او، در ذیل این می فرماید نعم الأحوط عدم سقوط التعفير فيه بعد می فرماید: «بل لا يخلو عن قوة» فتواست که باید تعفير بشود انائی که متنجس است به ولوغ الکلب، در ماء الکثیر هم اگر شسته بشود باید تعفير بشود، بعد می فرماید «و الأحوط التثليث حتى في الكثير»‌یعنی احوط این است که در این ماء متنجس اگر به ماء ماء کثیر هم شسته شود سه دفعه شسته بشود که احتیاط احتیاط مستحبی می شود. چون که قبلاً فتوا داده است به کفایت المرة.

این که در این مسئله فرمود قدس الله سره، که انائی که متنجس است به ولوغ الکلب در ماء الکثیر هم باید تعفير بشود این منافی است با اونی که سابقا فرموده بود تعفير مختص است به تطهیر به ماء القلیل.

مقتضای صحيحه ابی العباس بقباق

اونی که در مقام فرموده است متعین همین است صحیح اونی است که در مقام فرموده است. برای اینکه در صحیحه[2] ابی العباس بقباق بود که امام(ع) فرمود: بعد از اینکه  می گوید «حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى الْكَلْبِ- فَقَالَ» امام فرمود: «رِجْسٌ نِجْسٌ لَا تَتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ وَ اصْبُبْ ذَلِكَ الْمَاءَ-» متعارف است. و آب حساب می شود «وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ثُمَّ بِالْمَاء». بعد با آن بشور. این مطلق است چه به آب قلیل بخواهی آن انائی ولوغ را تطهیر کنی، چه ولوغ را در ماء ‌کثیر یا در ماء الجاری تطهیر کنی. یغسله بتراب اول مرة ثم بالماء. و عرض کردیم سابقاً چون که این صحیحه وارد شده است در انائی که متنجس به ولوغ الکلب است از آن موثقه ی عمارکه وارد است[3] در اناء قذر که آن اناء را با آب قلیل سه دفعه می شورند. این صحيحه ابی العباس بقباق وارد است در خصوص انائی که متنجس به ولوغ الکلب است. آنجا سوال شده بود از مطلق اناء که کيف يغسل و کم مرة يغسل آن مطلق اناء بود چون که موضوع در مانحن فیه اخص است اخص به او می کنیم. و موثقه ی عمار را تقیید می زنیم. یغسل الاناء ثلاث مراة بالماء القلیل مطلق این متنجس به ولوغ الکلب. که یغسل بترابه اول مرة ثم بالماء . بدان جهت گفتیم که دو دفعه شستن بعد تعفير در ماء القلیل آنهم گفتیم احتیاط است والا کفایت الغسل است بعد التعفير بعد از اینکه ثابت شد مطلق الغسل کافی است. چه ماء قلیل باشد چه ماء کثیر. بدان جهت این صحیحه مطلق است. و بالماء قلیل و کثیر فرقی نمی کند. اینها جای کلام نیست بعد ما ذکرنا.

نحوه تطهير متنجس به ولوغ کلب به آب باران

عند کلام این است اگر این انائی که متنجس بر ولوغ الکلب است، این را به ماء المطر شستیم ، به ماء المطر جلوی ماء المطر گذاشتیم، که مطر به او اصابت کرد، و اصابت المطر پاک می شود یا باز تاخیر می خواهد در تطهیرش به ماء المطر آن جاهم تعفير معتبر است. ظاهر کلمات در تطهیر در بحث ماء المطر این است که متنجس درست توجه کنید نسبتش به مشهور را می دهیم ظاهر کلمات مشهور در ماء المطر این است که آن متنجسی که قابل التطهیر است، مثل جامدات، مثل الماء که قابل التطهیر است اتصال به ماء المعتصم. مایعات متنجسه که قابل تطهیر نیست . مضافات مثل شیر روغن، زید و امثال ذلک. ظاهر کلمات مشهور این است .هرنوع متنجسی که قابل التطهیر است، اگر ماء المطر به او اصابت بکند، به نحوی ماء المطر صدق بکند عرفاً که ماء المطر به او اصابت کرد، او به واسطه ی ماء المطر پاک می شود . آن متنجس، اگرآن شیء از چیزهایی بوده باشد که ینفذ فیه الماء و قابل الاصل است اصل معتبر نیست. بدانجهت فرش متنجس را می اندازند. ماء المطر وقتی که اصابت کرد ، ولو متنجس به بول است دو دفعه شستن می خواهد همین که ماء المطر اصابت کرد، می گویم پاک شد. ولو اصابت ماء المطر به طوری نباشد که غسل صدق بکند. نه همین ماء المطری که است اصابت کرده ماء المطر القائل فعل النجس. آن نجسی که در فرش است یا در ثوب است یا در تخت است یا در زمین است ماء المطر وقتی که اصابت به او کرد که به نحوی که به نجس غالب شد نجاست او پاک می شود مشهور این را ملتزم است. در اناء تعفير اناء را هم استثنا نکرده اند ظاهر کلماتشان این است که نه. در آن مائی که متنجس به ولوغ الکلب است  چون که قابل تطهیر است جلوی ماء مطر را گذاشتن پاک می شود، خب می توانیم ما در مانحن فیه این حرف را تصدیق کنیم یا نه؟

روايات دال بر تطهير به آب باران به مجرد اصابت

این جور گفته اند: گفته اند در ماء المطر در روایات ماء مطر روایتی هست، که اون روایت ناظر است به اشیاء متنجسه ای که قابل تطهیر است، و آن روایت می گوید: در این اشیاء متنجسه که قابل تطهیر است، در آن ها غسل گفته بودیم مطلقا، یا مرتین یا سبع مرات ، یا ثلاث مرات در این حدیث می گوید ماء المطر خصوصیتی دارد ، به هرمتنجسی اصابت کند، که به نحوی که به هر متنجسی برسد، آن متنجس را پاک می کند، آن کدام روایت است؟ این روایت است:

مرسله کاهلی

روایت درباب ششم از ابواب ماء المطلق، روایت 5 است.[4] که کلینی می گوید: « عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْكَاهِلِيِّ عَنْ رَجُلٍ» روايت از نظر سند مرسله می شود «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: قُلْتُ يَسِيلُ عَلَيَّ مِنْ مَاءِ الْمَطَرِ أَرَى فِيهِ التَّغَيُّرَ» تا می گوید امام(ع) در ذیلش: «كُلُّ شَيْ‌ءٍ يَرَاهُ مَاءُ الْمَطَرِ فَقَدْ طَهُرَ»که او را ماء المطر ببیند یعنی اصابت کند او پاک می شود، گفته اند این روایت حاکم بر ادله ی مطهرات است. که آن مطهراتی که در شرط تعیین شده است به طبیعی الغسل ، غسل المرتین غسل ثلاث المرات نمی دانم تعفير ثم الغسل، الغسل سبع مرات این ناظر براین است که خصوصیتی در ماء المطر است که ماء المطر به هر چيز اصابت کند پاک می شود این جور روایتی در ماء کر هم نقل شده بود اگر یادتان بوده باشد که در آن روایتی که از ماء نقل شده بودند اشاره کرد : لا یصیب هذا ، اون ماء کری که در طریقت بود لا یصیب هذا شیئا و قد طهر. گفته بودند ناظر است به اینکه تطهیر متنجسات که این به اصابه اش پاک می شود دیگر احتیاج به غسل و سبعه نمی دانم ثلاث يا تعفير و اینها ندارد، که سابقا گفتیم که اون روایت اصلا ثابت نیست، در کتب اصحاب نیست، و بدین جهت لضعفه او را کنار گذاشتیم گفتیم که ثابت نشده است ولکن در ماء المطر این روایت هست در کتب اصحاب نقل شده است کلینی نقل کرده است، توجه کردید این روایت را و مشهور هم بر طبقش فتوا داده اند به اون نحوی که نسبت به مشهور دادیم شما هم ملاحظه بفرمایید ظاهر کلمات مشهور را مضمونش است، کل شیء يراه ماء المطر فقد طهر. این دیگر تعفير  را الغا می کند، اگر شما گفتید ما حکومت نمی فهمیم از این حکومت نمی فهمیم که این حکومت دارد خب، این می بینید که این کل شیءٍ یراه الماء المطر فقد طهر . ناظر است به متنجسات و اون متنجساتی که قابل تطهیر هستند، و ماء مطر مطهر برای اونها شده است، این دلالت می کند که ماء‌ مطر خصوصیت دارد که به مجرد الاصابه پاک می کند، اگر کسی این حکومت را قبول نکرد، لااقل می شود معارضه، بله این می شود لااقل معارضه این می گوید که ماء المطری که هست ، ماء المطر هرچیزی را اصابت کند پاک می شود، چه فرض بکنید اناء متنجسه ولوغ الکلب باشد یا غیر آن بوده باشد ماء خاص است ، توجه کردید، ماء خاص است ولکن از حیث المتنجس فرض بفرمایید، عام است اون متنجس هر متنجسی بوده باشد اون متنجسش خاص است که واغسله یعنی  اون متنجس به ولوغ الکلب است. او را واغسله بتراب ثم بالماء الا این که اون ماء ماء مطر بوده باشد یا ماء ماء غیر مطر بوده باشد در ماء ‌المطر اینها متعارضین می شوند متعارضین شد، این روایت کل شیء ٍ یراه المطر. عموم دارد عموم وضعی است مقدم می شود، اگر کسی این را هم قبول نکرد، خب اینها تساقط می کنند، رجوع می کنیم به اون روایتی که اذا اضطرتم الیها فاغسلوها بالماء ‌به ماء مطر هم صدق می کند، هر انائی بوده باشد ولو انائی باشد که به ولوغ الکلب نجس شده بود، آن را می گیرد و کیف ما کان گفتند بر اینکه نتیجه این می شود بر اینکه در انائی که ولوغ الکلب است به ماء المطر تطهیر بشود، آن وقت تعفير معتبر نیست.

بررسی دلالت مرسله کاهلی

عرض می کنم بر اینکه این روایت مرسله ای که در ما نحن فیه هست یا حکومت دارد یا عمومش وضعی است یا معارضه می کند تساقط می کند توجه کردید یا اینکه فرض بفرمایید، لزوم اغسلوها می شود، بنا به اون حرفی را که در مانحن فیه باید اون حرف را بگوییم، و اون این است که این روایت سابقاً که در ماء المطر بحث می کردیم، این روایت من حیث السند ضعیف است ، ارسال دارد، نگویید که مشهور به این روایت عمل کردند، مشهور بر طبقش فتوا داده اند این حرف صحیح است، اما معلوم نیست که مشهور فتوا را مستند این مرسله کرده باشد، چون که در بین روایات دیگری هست که متعرض می شویم شاید از آن روایات استفاده کردند که اون روایات هم فی جمله حکم استفاده می شود . بحث خواهیم کرد، همین الان.

اولا این من حیث السند ضعیف است و ثانیا اگر این روایت حکومتی داشته باشد، که حکومت بعید نیست دارد، این ناظر است ، به اعتبار غسل در متنجسات امام (ع) علی تقدیر صدور این روایت از امام(ع) ناظر به این است در متنجساتی که به غسل تطهیر می شوند، در ماء المطر غسل معتبر نیست، همین که ماء المطر اصابت به اون متنجس کرد، به نحوی که به موضوع النجس، ماء المطر اصابت کرد، او پاک می شود، کل شیء یراه المطر فقد طهر . معناش این است که غسل انائی که در تطهیر به سایر روایات معتبر است در این معتبر نیست. و اما اگر در تطهیر شیئی غسل معتبر نبوده باشد این مطهر دیگری شارع اعتبار کرده باشد. مسلمانی مرده است، گذاشتیم بیرون باران هم شدید بارید، غسل نداده اینها مسلمان اند منتظرند ببرند تغسیل کنند، قشنگ ماء مطر به همه جاش اصابت کرد بگوييد همه جايش پاک شده است نه غسل داده نشده است باید اغسال تمام بشود تا پاک بشود، کسی نمی گوید هیچ فقیهی هم نمی داند. چرا؟ چون در تطهیر میت مسلم غسل معتبر نیست، تغسلوه ثلاث مرات باید تمام بشود، او مطهرش هست آن تغسير که اول به صدر و کافور ثم بالماء الکر او باید مطهر خاص است. بدانجهت کل شیءٍ یراه المطر فقد طهر او  را نمی گیرد یکی از آن مواردی که هست اناء متنجس به ولوغ کلب است شارع مطهر خاص قرار داده است که تعفير است خب این که تعفير نمی شود. بدانجهت مثلاً فرض کنید کافری را گذاشتند جلو مشرک را هم که یقینا نجس است که قابل تطهیر است شارع تطهیر او را اسلام قرار داده است. فرض بفرمایید گذاشتند جلوی آفتاب جلوی باران. باران اصابت کرد کل شیء اصابه المطر فقد طهر این جور که نیست، آن هم قابل تطهیر است چرا قابل تطهیر است؟ مطهرش اسلام است دیگر، الغسل ... پس هرچیزی که قابل تطهیر بالماء هست، غسل او به واسطه اصابت المطرپاک می شود، اما چیزی که قابل تطهیر به ماء تنها نیست، مثل اناء الکلب یا چیزی که اصلا قابل تطهیر باغسل نیست باغسل بالماء نیست باید تغسیل بشود، غسل داده بشود. اونها را نمی گیرد. بدان جهت اگر ما صرف نظر کردیم از ضعف سند این روایت و گفتیم نه این روایت صحیح است و مشهورعمل کردند به اين روايت بنابر اين معتبر است مدلولش این می شود که غسل معتبر نیست، این فرشی که شما گذاشتید، این باران آمد به عنوان غسل محقق نمی شود، چون که عنوان غسل این است که آب باران ازش جاری بشود، جاری نشده نفوذ کرده است ، توجه کردید؟ نفوذ کرده است، اون فرشی که نجس بود، موضع نجسی که است ماء مطر به اون نجاست در موضع نجس قالب شده است، به مجرد غلب می گويد پاک شده است، اگر این روایت صحیحه بود می گفتیم بله همین جور است. ولکن اين روایت من حیث السند ضعیف است اگر این روایت تمام بود هم غسل را الغا می کرد در تطهیر به ماء‌المطر هم تعدد  و اینها را الغا می کرد، یعنی چیزهایی که در آنها تعدد معتبر است. به مجرد اصابت المطر پاک می شود. ولکن مع الاسف این عرض کردیم که من حیث السند ضعیف است. اینکه مشهور عمل کرده اند. جبران ضعف شده .

جواب اینجوری دادیم که معلوم نیست، مشهور استناد به این روایت کرده باشد همه ایشان، لعل بعضی ها این حکم را از صحیحه هشام بن سالم استفاده کرده اند که ماء المطر وقتی که غالب بر نجس شد. آن شیء را پاک می کند.

صحيحه هشام

آن صحیحه هشام [5]روایت اولی است من باب ششم از ابواب ماء المطلق. «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ» سندش هم صحیح است . سند صدوق اونجا دارد که أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ السَّطْحِ يُبَالُ عَلَيْهِ» اون سطح پشت بام اونجا عادت همین بود اونجا را دیگر بول و اینها دیگر توالتی که نبود می رفتند همون پشت بامی که هست همونجا کارشون را می کردند منتهی عن سطحی .که بر آن بول می شود «فَتُصِيبُهُ السَّمَاءُ». ماء مطر اصابت می کند. « فَيَكِفُ فَيُصِيبُ الثَّوْبَ» مثل اینکه ماء اینکه ماء مطر تند آمده است. پشت بام دیگر می چکد این خب دیگر بوله دیگر بول شده در پشت بام این از اون بول می چکد از آن سطحی که بر آن بول شده و ماء المطر به آن اصابت کرده است از آن جا می گذرد و به لباسهای  کسانی که زیرش نشستند اصابت می کند دیگر. چه جور است اين به ثوب اصابت می کند «فَقَالَ- لَا بَأْسَ بِهِ مَا أَصَابَهُ مِنَ الْمَاءِ أَكْثَرُ مِنْهُ» اشکالی ندارد ثوب نجس نمی شود. اونی که می چکد هم نجس نیست. ما اصابه من الماء اکثر منه، آن آب مطر ی که اصابت کرده است به او سطح یعنی سطحی که بر او بول است یا خشک شده یا تر هم هست. فرقی نمی کند تفصیل هم بيان نکرد. آن بول ماء المطری که اصابت کرده است به بول اکثر از اوست یعنی غالب بر اوست از این استفاده می شود بر اینکه وقتی که ماء المطر غالب بر عین النجاست شد آن وقت پاک می کند آن شیء متنجس را، شیء متنجس ولو اين عین النجاست بوده باشد. ماء المطر اگر غالب شد او را پاک می کند. خب همان فرشی که می اندازند در او بول است خشکیده است وقتی که ماء المطر غالب شد اذا کان اکثر یعنی غالب شد بر آن بول پاک می کند او را . این استفاده کرده اند نتیجه اش هم همان می شود که کل شیء يراه ماء المطر فقد طهر غسل معتبر نیست اونی که مطر به او اصابت کرد دیگر پاک می شود، لعل مشهور به این روایت تمسک کردند. تعلیل عام است. ما اصابه یعنی اون بولی که امر به تطهيرش هم بود. مثل صاحب العروه و دیگران می گفتند سطح را باید از بول تطهیر کنی باید دو دفعه بشوری با آب قلیل. توجه کردید چون که تعددی می کردند از بدن از هرچیزی که مثل البدن قابل نفوذ الماء نیست دو دفعه تطهير الماء بشود. در این مورد که می فرماید این سطح پاک شده خب نتیجه این است که سطح باید پاک بشود. چون که اینکه می چکد، ممکن است باران قطع شده باشد بچکد. اون وقت وقتی که باران قطع شد باران موقعی که می بارد معتصم است ولکن وقتی که قطع شد بعد از قطع شدن هم می چکد که عادت براین است اون ماء قلیل است، پس معلوم می شود که سطح را پاک کرده است سطح را چرا پاک کرده است؟ تحلیلش اینه که  «مَا أَصَابَهُ مِنَ الْمَاءِ أَكْثَرُ مِنْهُ». اکثر است این نتیجه اش این می شود که ماء ‌المطر به هر چیز متنجسی قالب شد اورا پاک می کند. لعل مشهور از این استفاده کرده اند. ما اگر سابقاً یادتان بوده باشد در ماء المطر که بحث می کردیم می گفتیم نمی شود این معنا را استفاده کرد از این صحیحه که ماء المطر غسل نمی خواهد متنجس به ماء المطر غسل نمی خواهد. به مجرد اصابه که ماء المطر غالب شد ولو به عنوان غسل صدق نکند، غسل شیء و شسته شدن شیء صدق نکند پاک می شود نمی شود ازاین معنا استفاده کرد، چرا؟ چونکه بارانی که امده است اونجا بول می شد ، بول که می شد بول که نمی چکید معلوم می شه سطح باید سطحی باشد که جذب بکند بول را بر این مقدار زخیم باشد، این بارانی که به سطح آمده است توجه کردید چکیده است می چکد این عنوان غسل به این صدق می کند. شسته شدن صدق می کند، خصوصا به قرینه صحیحه علی بن جعفر که عین این سوال است . روایت روایت سومی است «وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْكَنِيفِ يَكُونُ فَوْقَ الْبَيْتِ » - - قَالَ إِذَا جَرَى مِنْ مَاءِ الْمَطَرِ فَلَا بَأْسَمستراحی که فوق بیت می شود یعنی همون پشت بام می شود. «فَيُصِيبُهُ الْمَطَرُ» ، مطر اصابت می کند، «فَيَكِفُ» می چکد او، «فَيُصِيبُ الثِّيَابَ أَ يُصَلَّى فِيهَا قَبْلَ أَنْ تُغْسَلَ»در اون لباس نماز خوانده می شود آیا نجس اند اونها؟ قبلا که نجس بوده وقتی که ماء المطر جاری شد توجه کردید به جریان غسل صدق می کند. اگر جاری بشود نفوذ کرده است پایین هم جاری شده . از بالا هم که جاری است ماء مطر، عنوان غسل محقق می شود. غایت الامر این صحیحه دلالت می کند صحیحتین که تعدد معتبر نیست. این تعدد معتبر نیست دلالت می کند که در ماء المطر تعدد معتبر نيست. از این روایات استفاده می شود الاصابه مجرد مطهر است ولو عنوان غسل صدق نکند، این معنا استفاده نمی شود، این هم که گفت: لعل المال اکثر نه اینکه غسل معتبر نیست، لان الماء اکثر یعنی اینی که می چکد نجس نیست، ولو فرض کنید به اینکه این می چکد، این را تحلیل می کند که این نجس نیست به ثوب که اصابت کرده ثوب پاک است، چرا نجس نیست چون که ماء مطر غلبه داشت ماء مطر وقتی به عین النجاسه غلبه پیدا کرد نجس نمی شود، وقتی که نجس نمی شود و منفعل نمی شود، پس اونی که می چکد متنجس نیست ولو به عین النجاسه اصابت کرده این ماء المطر. مثل ماء قلیل نیست به عین نجس برسد ولو وارد هم باشد آب نجس می شود. وقتی به عین نجس رسید گفتیم اون آب نجس می شود بدانجهت گفتیم که به اونجایی که متنجس عین نجس دارد باید غسل را ادامه بدهد به نحوی که آب ریخته می شود به عین نجس اصابت نکند، عین نجس زایل شده باشد این ولو در ماء قلیل اینجوره در ماء المطر اینجور نیست ماء المطر به عین نجس هم اصابت کند غالب بشود نجس نمی شود، معتصم است این دلیل است این تعلیل است به ماء مطر در صورتی که غلبه ای به عین النجاست داشته باشد این دليل به او نیست که ماء مطر منفعل نشده است، چون که منفعل نشده است، قهراً باید سطح پاک بشود چون که اگر باران قطع بشود سطح نجس بشود ماء نجس می شود به واسطه سطح از این استفاده می شود که سطح هم پاک است ولکن ماء هم ماء مطر نجس نمی شود، بدانجهت اگر یادتون بوده باشد اینجور گفتیم در مواردی که به  اصابه ماء مطر عنوان غسل صدق نکند، غول به این که اون متنجس پاک می شود اشکال دارد که عنوان غسل صدق نکند ها ، ماجاری شود غسل صدق می کند عنوان غسل صدق نکند، ملتزم بشویم که به ماء مطر متنجس پاک می شود عنوان غسل هم صدق نکند، گفتیم از این روایات استفاده نمی شود، پس بدانجهت اناء الولوغ دگر به ماء مطر پاک نمی شود ولو عنوان غسل هم صدق کند ماء مطر اون قدری بود که کاسه پر شد و خالی کردیم باز پاک نمی شود احتیاج به تعفير دارد.

سوال؟...جواب:عیبی ندارد، خیلی کار خوب کردید اون وقت پاک می شود. کلام این است که بدون خاک مالی پاک بشود این نمی تواند گذشتیم این مسئله را ، بعد سید قدس الله نفسه الشریف می فرماید در تطهیر اناء به ماء القلیل کافی است بر این که مقداری از آب را تو اناء قلیل بریزید بعد اون ماء قلیل را دور بدهید توجه کردید ، به نحوی که به تمام اطراف اناء برسد یعنی داخل اناء داخل اناء را می گوییم. وقتی که داخل اناء به تمام اطراف داخل اناء دور دادیم او را می ریزد. دوباره آب دیگری خاکی می ریزد. بعد باز آب را دور می دهد می ریزد ، دفعه سوم هم که آب را ریخت دور زد ریخت پاک می شود. می گوید:

 سوال؟ ....جواب: بزارید من هم مورد احتیاج را می گویم سیدنا به جدت فدا منم مورد احتیاط را عرض می کنم اون روایت ... اگر دوتا خبر هردو معتبر بود صحیحه علی بن جعفر تقید می کرد ما يراه ماء المطر فقد طهر دوقطره را باران نمی گویند گفتیم عرفا باید باران گفته بشوند.سوال؟

... آقای من سیدنا عرض کردم عنوان ماء مطر باید صدق کند که باران اصابت کرد. یک قطره را باران نمی گویند ماء مطر گوش کن، آقای من نمی شه آخه. عرض می کنم یک وقتی که صدق کرد عرفا عرفا صدق کرد که ماء مطر است و غالب شد مرسله می گفت کافی است ولکن صحیحه علی بن جعفری که هست می گوید «إِذَا جَرَى فَلَا بَأْسَ بِهِ »[6]عرض می کنم اگر این دوتا روایت هردو معتبر بود، دوتا کار می توانستیم بکنیم می توانستیم اذا یراه مطر و جری فلا بأس به محتمل بود جریان را حمل می کردیم که جریان خصوصیتی ندارد، یراه مطر است ، جریان به جهت این است که ماء غالب بشود، به قرینه ی اون صحیحه هشام بن سالم که لأن الماء اکثر منه یعنی غالب بشود اون جریان به جهت غلبه است.

عرض می کنم براینکه در مانحن فیه اگر اذا جری بود که در صحیحه ی علی بن جعفر است، اون تنها بود تغییر می کرد آن که در مرسله کاهلی بود جری که جریان داشته باشد ولکن اون صحیحه هشام بن سالم قرینه می شود که جریان به جهت این است که ماء غالب بشود، کل شیءٍ يراه مطر یعنی ماء مطر غالب ببیند بر او توجه کردید که عرفاً هم ماء مطر صدق کند او پاک می کند، عرض می کنم بر اینکه ایشان می فرماید انائی که متنجس است به ماء القلیل پاک می شود آب قلیلی می ریزند بعد می چرخانند دور می دهند سه دفعه بعد می ریزند که موردی که موثقه ی عمار بود خودش همین جور فرموده امام (ع) « يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ» تحریک به جهت این است که بله، به اطراف برسد به تمام اون مواردی که ماء متنجس بود برسد می فرماید چه جوری که این کفایت می کند، [اين در صورتی کفايت می کند] که اناء را پر از آب کند، لبریز اون وقت بعد از لبریز کردن ثم یفرغ خالی کند، دیگر اون وقت حرکت دادن اناء نمی شود، لبریز اناء را کرده است بعد هم خالی میکند، این هم سه دفعه بکند کافی می شود.

در این قسم ثانی که ایشان می فرماید کفایت می کند، اشکال کرده است ، اشکالش این است که در اون آبی داخل اناء ریخته می شود، باید تحریک بشود اون آب ، به تحریک اناء بر اطراف داخل اناء هستند، ظاهر موثقه اوست، و در صورتی که اناء را پر از آب قلیل بکند بعد بریزند اونی که در موثقه ذکر شده است که تحریک الاناء، اون محقق نیست در صورت ثانیه بدانجهت ... طهارت اناء به نحو ثانی محل اشکال است. در مانحن فیه وقتی اینکه این اشکال را ایشان کردند معلوم است که این اشکال اشکال درستی به نظر نمیاد متفاهم عرفی در موثقه عمار که اونجا امام فرمود - يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ متفاهم عرفی از امر به تحریک این است که تحریک خصوصیتی ندارد، تحریک به جهت این است که آب به تمام اون اطراف داخل برسد، که سابقاً نجس بود، این وسیله است برای وصول ماء‌به تمامی اون موارد و اون مواجه آب را کاسه را پر از آب کرد دیگر آب به تمامی اون موارد رسیده است، و چون که به آب به تمامی اون موارد رسیده است سه دفعه بکند کافی می شود جای اشکال در این معنا نیست. اونوقت می ماند یه مسئله دیگری که اون مسئله این است که [اذا شک فی کون] شیءٍ اناء که سه دفعه شستن لازم باشد یا اناء نیست که یک دفعه شستن کافی است مثل سینی فرض بکنید، سینی که فرض بکنید نمی دانیم آن را با آب قلیل آب کشید یا این اناء صدق نمی کند به سينی ظرف صدق نمی کند این مثل فرض بکنید دست است که با یک دفعه آب کشیدن پاک می شود تا بماند انشاءالله.



[1] سيد محمد کاظم يزدی، العروة الوثقى، (بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ2، ت1409ق)، ج1، ص112.

[2] وَ [محمد بن الحسن باسناده] عَنْهُ (حسين بن سعيد)عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ فَضْلِ الْهِرَّةِ وَ الشَّاةِ وَ الْبَقَرَةِ- وَ الْإِبِلِ وَ الْحِمَارِ وَ الْخَيْلِ- وَ الْبِغَالِ وَ الْوَحْشِ وَ السِّبَاعِ- فَلَمْ أَتْرُكْ شَيْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى الْكَلْبِ- فَقَالَ رِجْسٌ نِجْسٌ لَا تَتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ وَ اصْبُبْ ذَلِكَ الْمَاءَ- وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ثُمَّ بِالْمَاء؛ شيخ حر عاملی ،وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص226.

[3] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى (عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكُوزِ وَ الْإِنَاءِ يَكُونُ قَذِراً كَيْفَ يُغْسَلُ- وَ كَمْ مَرَّةً يُغْسَلُ قَالَ يُغْسَلُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- يُصَبُّ فِيهِ الْمَاءُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ- ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ فَيُحَرَّكُ فِيهِ- ثُمَّ يُفْرَغُ ذَلِكَ الْمَاءُ ثُمَّ يُصَبُّ فِيهِ مَاءٌ آخَرُ- فَيُحَرَّكُ فِيهِ ثُمَّ يُفْرَغُ مِنْهُ وَ قَدْ طَهُرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَالَ- اغْسِلِ الْإِنَاءَ الَّذِي تُصِيبُ فِيهِ الْجُرَذَ مَيِّتاً سَبْعَ مَرَّاتٍ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص496-497.

[4] وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْكَاهِلِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: قُلْتُ يَسِيلُ عَلَيَّ مِنْ مَاءِ الْمَطَرِ أَرَى فِيهِ التَّغَيُّرَ- وَ أَرَى فِيهِ آثَارَ الْقَذَرِ- فَتَقْطُرُ الْقَطَرَاتُ عَلَيَّ وَ يَنْتَضِحُ  عَلَيَّ مِنْهُ- وَ الْبَيْتُ يُتَوَضَّأُ عَلَى سَطْحِهِ فَيَكِفُ عَلَى ثِيَابِنَا- قَالَ مَا بِذَا بَأْسٌ لَا تَغْسِلْهُ- كُلُّ شَيْ‌ءٍ يَرَاهُ مَاءُ الْمَطَرِ فَقَدْ طَهُرَ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص146.

[5] مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا‌ عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ السَّطْحِ يُبَالُ عَلَيْهِ- فَتُصِيبُهُ السَّمَاءُ فَيَكِف فَيُصِيبُ الثَّوْبَ فَقَالَ- لَا بَأْسَ بِهِ مَا أَصَابَهُ مِنَ الْمَاءِ أَكْثَرُ مِنْهُ؛ شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص144-145.

[6] شيخ حر عاملی، وسائل الشيعة،(قم، موسسة آل البيت(ع)، چ1، ت1409ق)، ج1، ص145.