۱۰۰۱ _ إیّاکم و الهوى فإنّ الهوى یعمی و یصمّ.

از هوس بپرهیزید که هوس انسان را کور و کر مى کند.

۱۰۰۲ _ إیّاکم و خضراء الدّمن قیل و ما خضراء الدّمن؟ قال المرأه الحسناء فی منبت سوء.

از سبزه مزبله بپرهیزید گفتند سبزه مزبله چیست؟ گفت زن زیبا در خانواده بد.

۱۰۰۳ _ إیّاکم و دعوه المظلوم و إن کان من کافر فإنّه لیس لها حجاب من دون اللَّه عزّ و جلّ.

از نفرین مظلوم بپرهیزید اگر چه کافر باشد زیرا میان آن و خدا حجابى نیست.

۱۰۰۴ _ إیّاکم و محادثه النّساء فإنّه لا یخلو رجل بامرأه لیس لها محرم إلّا همّ بها.

از گفتگو با زنان بپرهیزید که هر وقت مردى با زنى خلوت کند، قصد او میکند.

۱۰۰۵ _ إیّاکم و محقّرات الذّنوب فإنّما مثل محقّرات الذّنوب کمثل قوم نزلوا بطن واد فجاء ذا بعود و جاء ذا بعود حتّى حملوا ما أنضجوا به خبزهم و إنّ محقّرات الذّنوب متى یؤخذ بها صاحبها تهلکه.

از گناهان کوچک بپرهیزید، مثال گناهان کوچک مانند گروهى است که در دره فرود آیند یکى چوبى آرد و دیگرى چوبى آرد و آنقدر هیزم بیاورند که با مجموع آن نان خود را بپزند، گناهان حقیر نیز وقتى از مرتکب آن باز خواست کنند مایه هلاک او مى شود.

۱۰۰۶ _ إیّاک و التّسویف بأملک فإنّک لیومک و لست بما بعد فإن یک غد لک فکن فی الغد کما کنت فی الیوم و إن لم یکن غد لک لم تندم على ما فرّطت فی الیوم.

از اهمال بپرهیز که تو براى امروز زنده نه براى فردا اگر فردائى بود فردا نیز مثل امروز باش و اگر فردائى نبود از اهمال و سستى امروز پشیمان نخواهى بود.

۱۰۰۷ _ إیّاک و السّؤال فإنّه ذلّ حاضر و فقر تتعجّله.

از سؤال و تقاضا بپرهیز که سؤال ذلت نقد است و فقریست که در رسیدن آن شتاب مى کنى.

۱۰۰۸ _ إیّاک و اللّجاجه فإنّ أوّلها جهل و آخرها ندامه.

از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.

۱۰۰۹ _ إیّاک و خصلتین الضّجر و الکسل فإنّک إن ضجرت لم تصبر على حقّ و إن کسلت لم تؤدّ حقّا.

از دو صفت بپرهیز: ملالت و تنبلى که اگر ملول باشى حق را تحمل نکنى و اگر تنبل باشى از اداى حق باز مانى.

۱۰۱۰ _ إیّاک و کلّ أمر یعتذر منه.

از هر کارى که عذر آن باید خواست بپرهیز.

۱۰۱۱ _ إیّاک و ما یسوء الاذن.

از هر چه بگوش بد آید بپرهیز.

۱۰۱۲ _ إیّاک و قرین السّوء فإنّک به تعرف.

از یار بد بپرهیز که ترا بدو شناسند.

۱۰۱۳ _ إیّاک و محقّرات الذّنوب فإنّ لها من اللَّه طالبا.

از گناهان کوچک بپرهیز که خدا از آن باز خواست میکند.

۱۰۱۴ _ إیّاک و مصاحبه الکذّاب فإنّه کسراب یقرّب إلیک البعید و یبعّد إلیک القریب.

از مصاحبت دروغگو بپرهیز که دروغگو چون سراب است دور را نزدیک مى نماید و نزدیک را دور.

۱۰۱۵ _ إیّاک و مصاحبه الأحمق فإنّه یرید أن ینفعک فیضرّک.

از مصاحبت احمق بگریز که مى خواهد بتو نفع رساند ضرر مى رساند.

۱۰۱۶ _ أیّتها الامّه إنّی لا أخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن انظروا کیف تعملون فیما تعلمون.

اى امت من از آنچه نمى دانید بر شما بیم ندارم ولى بنگرید آنچه را مى دانید چگونه عمل مى کنید.

۱۰۱۷ _ أیّ داء أدوى من البخل.

هیچ دردى بدتر از بخل نیست.

۱۰۱۸ _ أیّما امرأه أدخلت على قوم من لیس منهم فلیست من اللَّه فی شی ء و لن یدخلها اللَّه جنّته و أیّما رجل جحد ولده و هو ینظر إلیه احتجب اللَّه منه و فضحه على رؤس الأوّلین و الآخرین یوم القیامه.

هر زنى فرزندى را بناحق به کسانى ملحق کند خدا از او بیزار باشد و او را ببهشت نبرد و هر مردیکه فرزند خود را که بدو نگران است انکار کند خدا از او دور شود و روز رستاخیز وى را میان اولین و آخرین رسوا کند.

۱۰۱۹ _ أیّما امرأه استعطرت ثمّ خرجت فمرّت على قوم لیجدوا ریحها فهی زانیه و کلّ عین زانیه.

هر زنى عطر بزند و بیرون رود و بر گروهى بگذرد که بوى او را دریابند زنا کار است و هر دیده زنا کار است.

۱۰۲۰ _ أیّما امرأه خرجت من بیتها بغیر إذن زوجها کانت فی سخط اللَّه تعالى حتّى یرجع إلى بیتها أو یرضى عنها زوجها.

هر زنى که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه بر گردد یا شوهرش از او راضى شود.

۱۰۲۱ _ أیّما امرأه سألت زوجها الطّلاق من غیر ما بأس فحرام علیها رائحه الجنّه.

هر زنى که بدون جهت از شوهر خود طلاق خواهد بوى بهشت بر او حرام است.

۱۰۲۲ _ أیّما امرأه ماتت و زوجها عنها راض دخلت الجنّه.

هر زنى که بمیرد و شوهرش از او خشنود باشد ببهشت میرود.

۱۰۲۳ _ أیّما امرأه نزعت ثیابها فی غیر بیتها خرق اللَّه عزّ و جلّ عنها ستره.

هر زنى که لباس خود را جز در خانه خود بیرون آورد خدا پرده خویش را از او بر گیرد.

۱۰۲۴ _ أیّما امرأه وضعت ثیابها فی غیر بیت زوجها فقد هتکت ستر ما بینها و بین اللَّه عزّ و جلّ.

هر زنى که لباس خود را جز در خانه شوهر بیرون آورد پرده اى را که میان او و خدا است پاره کرده است.

۱۰۲۵ _ أیّما امرء ولی من أمر المسلمین شیئا لم یحطهم بما یحوط نفسه لم یرح رائحه الجنّه.

هر کس چیزى از کار مسلمانان را بدست گیرد و در کار آنها مانند کار خود دلسوزى نکند بوى بهشت بدو نخواهد رسید.

۱۰۲۶ _ أیّما داع دعا إلى ضلاله فاتّبع فإنّ علیه مثل أوزار من اتّبعه و لا ینقص من أوزارهم شیئا و أیّما داع دعا إلى هدى فاتّبع فإنّ له مثل أجور من اتّبعه و لا ینقص من أجورهم شیئا.

هر که کسان را بسوى گمراهى بخواند و او را پیروى کنند نظیر گناهان پیروان خود را بدوش مى برد بدون آنکه از گناهان آنها چیزى کم شود و هر که کسان را به سوى هدایت خواند و او را پیروى کنند نظیر ثواب پیروانش نصیب او مى شود بدون اینکه از ثواب آنها چیزى کم شود.

۱۰۲۷ _ أیّما راع غشّ رعیّته فهو فی النّار.

هر که با زیر دستان خود بنیرنگ رفتار کند اهل جهنم است.

۱۰۲۸ _ أیّما راع لم یرحم رعیّته حرّم اللَّه علیه الجنّه.

هر کس به زیر دستان خود رحم نکند خداوند بهشت را بر او حرام کند.

۱۰۲۹ _ أیّما رجل استعمل رجلا على عشره أنفس علم أنّ فی العشره أفضل ممّن استعمل فقد غشّ اللَّه و غشّ رسوله و غشّ جماعه المسلمین.

هر کس مردى را بر ده تن ریاست دهد و بداند که میان آنها کسى هست که از او برتر است با خدا و پیغمبر و گروه مسلمانان تقلب کرده است.

۱۰۳۰ _ أیّما رجل تدیّن دینا و هو مجمع أن لا یوفیه إیّاه لقی اللَّه سارقا.

هر کس قرضى بگیرد و در خاطر داشته باشد که آن را نپردازد مانند دزدان محشور شود.

۱۰۳۱ _ أیّما رجل تزوّج امرأه فنوى أن لا یعطیها من صداقها شیئا مات یوم یموت و هو زان و أیّما رجل اشترى من رجل بیعا فنوى أن لا یعطیه من ثمنه شیئا مات یوم یموت و هو خائن و الخائن فی النّار.

هر که زنى گیرد و در خاطر داشته باشد که مهر او را نپردازد هنگام مرگ چون زناکاران بمیرد و هر کس چیزى از مردى بخرد و در خاطر داشته باشد که قیمت آن را نپردازد هنگام مرگ چون خائنان بمیرد و خائن در آتش است.

۱۰۳۲ _ أیّما رجل ظلم شبرا من الأرض کلّفه اللَّه تعالى أن یحفره حتّى یبلغ آخر سبع أرضین ثمّ یطوّقه یوم القیامه حتّى یقضی بین النّاس.

هر کس بقدر یک وجب زمین را بناحق تصرف کند روز رستاخیز خدا وادارش میکند که آن را تا عمق زمین هفتم بکند و طوق گردن کند تا رسیدگى میان مردم بپایان رسد.

۱۰۳۳ _ أیّما رجل حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللَّه تعالى لم یزل فی سخط اللَّه حتّى ینزع.

هر کس شفاعت او مانع از اجراى حدى شود در معرض خشم خداست تا از کار خود دست دارد.

۱۰۳۴ _ أیّما شابّ تزوّج فی حداثه سنّه عجّ شیطانه یا ویله عصم منّی دینه.

هر جوانى در آغاز جوانى زن بگیرد شیطان وى بانگ برآرد واى بر او دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت.

۱۰۳۵ _ أیّما مسلم شهد له أربعه بخیر أدخله اللَّه تعالى الجنّه.

هر مسلمانى که چهار تن بنیکى او شهادت دهند خدا او را ببهشت مى برد.

۱۰۳۶ _ أیّما مسلم کسا مسلما ثوبا على عری کساه اللَّه تعالى من خضر الجنّه و أیّما مسلم أطعم مسلما على جوع أطعمه اللَّه تعالى یوم القیامه من ثمار الجنّه و أیّما مسلم سقى مسلما على ظماء سقاه اللَّه یوم القیامه من الرّحیق المختوم.

هر مسلمانى که مسلمان برهنه را بپوشاند خداوند از پارچه هاى سبز بهشت بدو بپوشاند و هر مسلمانى که مسلمان گرسنه را سیر کند خداوند روز رستاخیز از میوه هاى بهشت بدو بچشاند و هر مسلمانى که مسلمان تشنه اى را سیراب کند خداوند روز قیامت از شربت سر بمهر به او بنوشاند.

۱۰۳۷ _ أیّما ناشئ نشأ فی طلب العلم و العباده حتّى یکبر أعطاه اللَّه یوم القیامه ثواب اثنین و سبعین صدّیقا.

هر طفلى که در طلب علم و عبادت بزرگ شود خداوند ثواب هفتاد و دو صدیق به او عطا کند.

۱۰۳۸ _ أیّما راع استرعى رعیّه فلم یحطها بالأمانه و النّصیحه ضاقت علیه رحمه اللَّه تعالى الّتی وسعت کلّ شی ء.

هر کس سرپرستى گروهى را بعهده گیرد و در کار آنها به امانت و دلسوزى رفتار نکند رحمت خدا که شامل همه چیز است باو نمیرسد.

۱۰۳۹ _ أیّما وال ولی شیئا من أمر أمّتی فلم ینصح لهم و یجتهد لهم کنصیحته و جهده لنفسه کبّه اللَّه تعالى على وجهه یوم القیامه فی النّار.

هر زمامدارى چیزى از کار امت مرا بدست گیرد و در کار آنها مثل کارهاى خصوصى خود دلسوزى و کوشش نکند روز رستاخیز خداوند او را وارونه در آتش اندازد.

۱۰۴۰ _ أیّما وال ولی فلان و رفق رفق اللَّه تعالى به یوم القیامه.

هر کس بزمامدارى برسد و با مردم بملایمت و مدارا رفتار کند خداوند روز قیامت با او مدارا کند.

۱۰۴۱ _ أیّما وال ولی من أمر أمّتی بعدی أقیم على الصّراط و نشرت الملائکه صحیفته فإن کان عادلا نجّاه اللَّه بعدله و إن کان جائرا انتفض به الصّراط انتفاضه تزایل بین مفاصله حتّى یکون بین عضوین من أعضائه مسیره مائه عام ثمّ ینخرق به الصّراط.

هر زمامدارى که پس از من کار امت مرا بدست گیرد روز رستاخیز بر صراط متوقف شود و فرشتگان نامه اعمال او را بگشایند اگر عادل باشد خداوند او را بوسیله عدلش نجات دهد و اگر ستمگر باشد صراط زیر پاى او چنان بلرزد که بندهاى او را از هم جدا کند چنان که میان دو عضو او صد سال راه فاصله باشد سپس از صراط بیفتد.

۱۰۴۲ _ أیّها النّاس اتّقوا اللَّه فو اللَّه لا یظلم مؤمن مؤمنا إلّا انتقم اللَّه تعالى منه یوم القیامه.

اى مردم از خدا بترسید بخدا مؤمنى مؤمنى را ستم نکند جز آنکه روز رستاخیز خدا از او انتقام گیرد.

۱۰۴۳ _ أیّها النّاس اتّقوا اللَّه و أجملوا فی الطّلب فإنّ نفسا لن تموت حتّى تستوفی رزقها و إن أبطأ عنها فاتّقوا اللَّه و أجملوا فی الطّلب.

اى مردم از خدا بترسید و در طلب معتدل باشید زیرا هیچ کس نمیمیرد تا روزى خود را بپایان برد اگر چه روزى او دیر برسد از خدا بترسید و در کار طلب معتدل باشید.

۱۰۴۴ _ أیّها النّاس إنّ ربّکم واحد و إنّ أباکم واحد، کلّکم لآدم و آدم من تراب إنّ أکرمکم عند اللَّه أتقاکم لا فضل لعربیّ على عجمیّ إلّا بالتّقوى.

اى مردم خداى شما یکى و پدر شما یکى است همه فرزند آدمید و آدم از خاک است هر کس از شما پرهیزکارتر است پیش خدا بزرگوارتر است عربى بر عجمى جز بپرهیزکارى امتیاز ندارد.

۱۰۴۵ _ أیّها النّاس علیکم بالقصد علیکم بالقصد فإنّ اللَّه تعالى لا یملّ حتّى تملّوا.

اى مردم معتدل باشید زیرا خدا ملول نمى شود مگر هنگامى که شما ملول شوید.

۱۰۴۶ _ أیّها النّاس لا تعلّقوا علىّ بواحده، ما أحللت إلّا ما أحلّ اللَّه تعالى و ما حرّمت إلّا ما حرّم اللَّه.

اى مردم هیچ چیز را بمن مربوط نکنید من حلال نکردم مگر آنچه را خداوند حلال کرده است و حرام نکردم مگر آنچه را خداوند حرام کرده است.

۱۰۴۷ _ أیّها النّاس ما جاءکم عنّی یوافق کتاب اللَّه فأنا قلته و ما جاءکم یخالف کتاب اللَّه فلم أقله.

اى مردم هر چه از من براى شما نقل کردند و موافق قرآنست من گفته ام و هر چه براى شما نقل کردند و مخالف قرآنست من نگفته ام.

۱۰۴۸ _ الآمر بالمعروف کفاعله.

آنکه بکار نیک فرمان دهد مانند کسى است که آن را انجام مى دهد.

۱۰۴۹ _ الإحسان أن تعبد اللَّه کأنّک تراه فإن لم تکن تراه فإنّه یراک.

نیکى آنست که خدا را چنان پرستش کنى گوئى که او را مى بینى اگر تو او را نمیبینى او تو را مى بیند.

۱۰۵۰ _ الآخذ و المعطی سواء فی الرّبا.

آنکه ربا مى دهد و آنکه مى گیرد در گناه برابرند.

۱۰۵۱ _ الأرض أرض اللَّه، و العباد عباد اللَّه، من أحیا مواتا فهی له.

زمین زمین خداست و بندگان بندگان خدا هستند هر که زمین مرده اى را آباد کند متعلق باوست.

۱۰۵۲ _ الأرواح جنود مجنّده فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف.

ارواح مانند سپاهیان منظمند روحهاى آشنا مؤتلفند و روحهاى ناآشنا مختلف.

۱۰۵۳ _ الإستغفار ممحاه للذّنوب.

استغفار وسیله محو گناهانست.

۱۰۵۴ _ الإسلام علانیه و الإیمان فی القلب.

اسلام آشکار است و ایمان در دل نهفته است.

۱۰۵۵ _ الإسلام نظیف فتنظّفوا فإنّه لا یدخل الجنّه إلّا نظیف.

اسلام پاکیزه است شما نیز پاکیزه باشید زیرا بجز پاکیزگان کسى به بهشت نمیرود.

۱۰۵۶ _ الإسلام یعلو و لا یعلى علیه.

اسلام برترى مى گیرد و چیزى بر آن برترى نگیرد.

۱۰۵۷ _ الاقتصاد فی النّفقه نصف المعیشه و التّودّد إلى النّاس نصف العقل و حسن السّؤال نصف العلم.

میانه روى در خرج یک نیمه معیشت است و دوستى با مردم یک نیمه عقل است و خوب پرسیدن یک نیمه دانش است.

۱۰۵۸ _ الاقتصاد نصف العیش و حسن الخلق نصف الدّین.

میانه روى یک نیمه معیشت است و خوش خلقى یک نیمه دین است.

۱۰۵۹ _ الأکبر من الإخوه بمنزله الأب.

برادر بزرگ بمنزله پدر است.

۱۰۶۰ _ الأکل فی السّوق دناءه.

غذا خوردن در بازار نشان پستى است.

۱۰۶۱ _ الأکل مع الخادم من التّواضع

چیز خوردن با خادم از فروتنى است.

۱۰۶۲ _ الأمانه تجلب الرّزق و الخیانه تجلب الفقر.

امانت موجب رزق است و خیانت باعث فقر.

۱۰۶۳ _ الأمن و العافیه نعمتان مغبون فیهما کثیر من النّاس.

امنیت و سلامت دو نعمتست که بسیارى از مردم در آن مغبونند.

۱۰۶۴ _ الأمور کلّها خیرها و شرّها من اللَّه.

همه چیزها بد و خوب از جانب خداوند است.

۱۰۶۵ _ الأناه من اللَّه و العجله من الشّیطان.

تأنى از یزدان است و شتاب از شیطان.

۱۰۶۶ _ الأیدی ثلاثه فید اللَّه العلیا و ید المعطی الّتی تلیها و ید السائل السّفلى فاعط الفضل و لا تعجز عن نفسک.

دستها سه گونه است دست خداوند بالا است و دست دهنده زیر آنست و دست سائل پائین است پس بخشش کن و دست بسته مباش.

۱۰۶۷ _ الإیمان الصّبر و السّماحه.

ایمان صبر است و بخشش.

۱۰۶۸ _ الإیمان بالقدر یذهب الهمّ و الحزن.

اعتقاد بتقدیر غم و اندوه را میبرد.

۱۰۶۹ _ الإیمان معرفه بالقلب و قول باللّسان و عمل بالأرکان.

ایمان معرفت قلب است و گفتار زبان و عمل اعضاء.

۱۰۷۰ _ الإیمان نصفان نصف فی الصّبر و نصف فی الشّکر.

ایمان دو نیمه است نیمى صبر و نیمى شکر.

۱۰۷۱ _ الإیمان و العمل قرینان لا یصلح کلّ واحد منهما إلّا مع صاحبه.

ایمان و عمل قرین یک دیگرند و هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نیست.

۱۰۷۲ _ بابان معجّلان عقوبتهما فی الدّنیا البغى و العقوق.

دو چیز است که کیفر آن را در دنیا مى دهند ظلم و بد رفتارى با پدر و مادر.

۱۰۷۳ _ بادر بأربع قبل أربع:
شبابک قبل هرمک و صحّتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک و حیاتک قبل موتک.

چهار چیز را پیش از چهار چیز غنیمت شمار جوانى پیش از پیرى صحت پیش از بیمارى و توانگرى پیش از فقر و زندگى پیش از مرگ

۱۰۷۴ _ بادروا بالأعمال ستّا: إماره السّفهاء و کثره الشّرط و بیع الحکم و استخفافا بالدّم و قطیعه الرّحم و نشاء یتّخذون القرآن مزامیر یقدّمون أحدهم لیغنّیهم و إن کان أقلّهم فقها.

فرصت را براى اعمال نیک پیش از آنکه شش چیز رخ دهد غنیمت شمارید، فرماندارى سفیهان و کثرت شرط در کار معامله و فروش منصبها و کوچک شمردن خونریزى و بریدن با خویشاوندان و تازه رسیدگانى که قرآن را بآواز خوانند و یکى را بامامت وادارند که براى آنها تغنى کند اگر چه دانش او کمتر باشد.

۱۰۷۵ _ بادروا بالأعمال فتنا کقطع اللّیل المظلم: یصبح الرّجل.

فرصت را براى اعمال نیک پیش از آنکه فتنه هائى مانند پاره هاى شب تاریک پدید آید غنیمت

۱۰۷۶ _ مؤمنا و یمسی کافرا، و یمسی مؤمنا و یصبح کافرا، یبیع أحدهم دینه بعرض من الدّنیا قلیل.

شمارید در آن هنگام انسان صبح مؤمن است و شب کافر مى شود شب کافر است و روز مؤمن مى شود و دین خود را به عرض ناچیز دنیا مى فروشند.

۱۰۷۷ _ باکروا بالصّدقه فإنّ البلاء لا یتخطّى الصّدقه.

بامداد خود را با صدقه آغاز کنید زیرا بلا از صدقه نمیگذرد.

۱۰۷۸ _ باکروا فی طلب الرّزق و الحوائج فإنّ الغدوّ برکه و نجاح.

صبح زود در طلب روزى و حاجتهاى خود بروید، زیرا صبح- خیزى مایه برکت و رستگاریست.

۱۰۷۹ _ بئس العبد المحتکر: إن أرخص اللَّه تعالى الأسعار حزن و إن أغلاها اللَّه فرح.

چه بد است محتکر اگر خدا قیمتها را ارزان کند غمگین شود و اگر گران کند خوشحال گردد.

۱۰۸۰ _ بئس الطّعام طعام العرس یطعمه الأغنیاء و یمنعه المساکین.

چه بد است غذاى عروسى که ثروتمندان از آن بخورند و فقیران محروم مانند.

۱۰۸۱ _ بئس القوم قوم لا ینزلون الضّیف.

چه بدند مردمى که مهمان بخانه نمى آورند.

۱۰۸۲ _ بئس القوم قوم یمشی المؤمن فیهم بالتّقیّه و الکتمان.

چه بدند مردمى که مؤمن در میان آنها با تقیه و کتمان راه رود.

۱۰۸۳ _ بحسب المرء إذا رأى منکرا لا یستطیع له تغییرا أن یعلم اللَّه تعالى أنّه له منکر.

براى مرد کافیست که وقتى ناروائى دید و نمى تواند آن را تغییر دهد خدا بداند که قلبا از آن بیزار است.

۱۰۸۴ _ بحسب امرئ من الشّرّ أن یشار إلیه بالأصابع فی دین أو دنیا إلّا من عصمه اللَّه.

براى مرد این بدی کافیست که در کار دین یا دنیا انگشت نما باشد جز کسى که خدایش حفظ کند.

۱۰۸۵ _ برى ء من الشّحّ من أدّى الزّکاه و قرى الضّیف و أعطى فی النّائبه.

هر که زکات خود را بپردازد و مهمان بخانه ببرد و هنگام سختى بخشش کند از بخل بر کنار است.

۱۰۸۶ _ برّ الوالدین یجزئ عن الجهاد.

نیکى با پدر و مادر جاى جهاد را مى گیرد.

۱۰۸۷ _ برّ الوالدین یزید فی العمر و الکذب ینقص الرّزق و الدّعاء یردّ القضاء.

نیکى با پدر و مادر عمر را افزون کند و دروغ روزى را کاهش دهد و دعا قضا را دفع کند.

۱۰۸۸ _ برّدوا طعامکم یبارک لکم فیه.

غذاى خود را سرد کنید تا برکت یابد.

۱۰۸۹ _ برّوا آباءکم تبرّکم أبناؤکم و عفّوا تعفّ نساؤکم.

با پدران خود نیکى کنید تا فرزندانتان با شما نیکى کنند و عفیف باشید تا زنان شما عفیف باشند.

۱۰۹۰ _ بشّر المشّائین فی ظلم اللّیل إلى المساجد بالنّور التّام یوم القیامه.

بآنها که در ظلمات شب بسوى مسجدها میروند بشارت بده که روز رستاخیز روشنى کامل دارند.

۱۰۹۱ _ بشرى الدّنیا الرّؤیا الصّالحه.

بشارت این جهان رؤیاى نیک است.

۱۰۹۲ _ بعثت بالحنیفیّه السّمحه و من خالف سنّتی فلیس منّی.

من دینى ساده و آسان آورده ام و هر که با روش من مخالفت کند از من نیست.

۱۰۹۳ _ بعثت بمداراه النّاس.

من بمدارا با مردم مبعوث شده ام.

۱۰۹۴ _ بلّوا أرحامکم و لو بالسّلام.

با خویشان نزدیکى جوئید اگر چه بوسیله سلام باشد.

۱۰۹۵ _ بنی الإسلام على خمس: شهاده أن لا إله إلّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه و إقام الصّلاه و إیتاء الزّکاه و حجّ البیت و صوم رمضان.

اسلام بر پنج چیز استوار شده شهادت اینکه خدائى جز خداى یگانه نیست و محمد پیغمبر خدا است و بپاداشتن نماز و اداى زکاه و زیارت خانه و روزه رمضان.

۱۰۹۶ _ بیت لا صبیان فیه لا برکه فیه.

خانه که بچه در آن نیست برکت در آن نیست.

۱۰۹۷ _ بین العالم و العابد سبعون درجه.

میان عالم و عابد هفتاد درجه است.

۱۰۹۸ _ بین العبد و بین الکفر ترک الصّلوه.

میان بنده و کفر ترک نماز فاصله است.

۱۰۹۹ _ بین العبد و الجنّه سبع عقاب أهونها الموت و أصعبها الوقوف بین یدی اللَّه تعالى إذا تعلّق المظلومون بالظّالمین.

میان بنده و بهشت هفت عقبه است که آسانتر از همه مرگ است و سختتر از همه توقف در پیشگاه خداست هنگامى که ستم کشان دامن ستمگران را بگیرند.

۱۱۰۰ _ بین یدی السّاعه أیّام الهرج.

پیش از رستاخیز روزگارى آشفته است.