۱۱۰۱ _ بین یدی السّاعه فتن کقطع اللّیل.

پیش از رستاخیز فتنه ها پدید آید چون قطعات شب تاریک.

۱۱۰۲ _ البادئ بالسّلام بری ء من الکبر.

آنکه سلام آغاز مى کند از تکبر بر کنار است.

۱۱۰۳ _ البخیل من ذکرت عنده فلم یصلّ علیّ.

بخیل آنست که مرا پیش او یاد کنند و بر من صلوات نفرستد.

۱۱۰۴ _ البذاء شؤم و سوء الملکه لؤم.

بدزبانى مایه شئامت است و بد سیرتى سرچشمه لئامت.

۱۱۰۵ _ البرّ حسن الخلق و الإثم ما حاک فی الصّدر و کرهت أن یطّلع علیه النّاس.

نیکى خلق نیک است و گناه آنست که بر دل ننشیند و دوست ندارى که مردم از آن مطلع شوند.

۱۱۰۶ _ البرّ لا یبلى و الذّنب لا ینسى و الدّیان لا یموت اعمل ما شئت فکما تدین تدان.

نیکى کهنگى نگیرد و بدى فراموشى نپذیرد و خداى عادل نمیرد هر چه میخواهى بکن که هر چه کنى سزایت دهند.

۱۱۰۷ _ البرّ ما اطمأنّ إلیه القلب و اطمأنّت إلیه النّفس و الإثم ما حاک فی النّفس و تردّد فی الصّدر و إن أفتاک المفتون.

نیکى آنست که دل بدان آرام گیرد و روح از آن اطمینان یابد و بدى آنست که بر دل ننشیند و دوست ندارى مردم از آن خبر دار شوند دیگران هر چه مى خواهند بگویند.

۱۱۰۸ _ البرکه فی أکابرنا فمن لم یرحم صغیرنا و یجلّ کبیرنا فلیس منّا.

برکت در بزرگان ماست و هر کس بر کوچک ما رحم نکند و بزرگ ما را محترم نشمارد از ما نیست.

۱۱۰۹ _ البرکه فی نواصی الخیل.

برکت در پیشانى اسبانست.

۱۱۱۰ _ البرکه مع أکابرکم.

برکت با بزرگان شماست.

۱۱۱۱ _ البطانه تقسی القلب.

پرخورى دل را سخت میکند.

۱۱۱۲ _ البغایا اللّاتی ینکحن أنفسهنّ بغیر بیّنه.

زنانى که بى حضور شاهد شوهر میکنند زنا کارند.

۱۱۱۳ _ البکاء من الرّحمه و الصّراخ من الشّیطان.

گریه از رحمت است و فریاد از شیطانست.

۱۱۱۴ _ البلاء موکّل بالقول ما قال عبد لشی ء: «لا و اللَّه لا أفعله أبدا» إلّا ترک الشّیطان کلّ عمل و ولع بذلک منه حتّى یؤثمه.

بلا بسخن وابسته است. وقتى بنده اى گوید بخدا هرگز این کار را نمى کنم شیطان همه کارها را بگذارد و سخت دلبستگى کند تا او را بگناه وادارد.

۱۱۱۵ _ البلاء موکّل بالمنطق فلو أنّ رجلا عیّر رجلا برضاع کلبه لرضعها.

بلا بسخن وابسته است اگر کسى دیگرى را بشیر خوردن از سگى سرزنش کند از او شیر خواهد خورد.

۱۱۱۶ _ البلاد بلاد اللَّه و العباد عباد اللَّه فحیثما أصبت خیرا فأقم.

زمین زمین خداست و بندگان بندگان خدایند، هر جا نیکى بتو رسید اقامت گیر.

۱۱۱۷ _ البیت الّذی یقرأ فیه القرآن یتراءى لأهل السّماء کما تتراءى النّجوم لأهل الأرض.

خانه اى که در آن قرآن خوانده مى شود در نظر اهل آسمان چنان مینماید که ستارگان در نظر اهل زمین.

۱۱۱۸ _ تأکل النّار ابن آدم إلّا أثر السّجود حرّم اللَّه عزّ و جلّ على النّار أن تأکل أثر السّجود.

آتش جهنم آدمیزاد را مى خورد جز جاى سجده را زیرا خداوند جاى سجده را بر آتش حرام کرده است.

۱۱۱۹ _ تبسّمک فی وجه أخیک لک صدقه، و أمرک بالمعروف و نهیک عن المنکر صدقه و إرشادک الرّجل فی أرض الضّلال لک صدقه و إماطتک الحجر و الشّوک و العظیم عن الطّریق لک صدقه.

لبخند تو بر روى برادرت صدقه است امر بمعروف و نهى از منکر کردنت صدقه است و رهنمائى کسى که راه را گم کرده صدقه است و دور کردن سنگ و خار و استخوان از راه صدقه است.

۱۱۲۰ _ تبنون ما لا تسکنون و تجمعون ما لا تأکلون و تأملون مالا تدرکون.

خانه ها میسازید که در آن سکونت نمیگیرید و چیزها فراهم میکنید که نمى خورید و آرزوها دارید که بدان نمیرسید.

۱۱۲۱ _ تجافوا عن ذنب السّخیّ فإنّ اللَّه آخذ بیده کلّما عثر.

گناه سخاوتمند را ندیده بگیرید که هر دم بلغزد خدایش دست بگیرد.

۱۱۲۲ _ تجافوا عن عقوبه ذوی المروّه ما لم تکن حدّا من حدود اللَّه.

از عقوبت کردن جوانمردان درگذرید مگر آنکه حد بر آنها لازم شده باشد.

۱۱۲۳ _ تجاوزوا عن ذنب السّخیّ و زلّه العالم و سطوه السّلطان العادل فإنّ اللَّه تعالى آخذ بیدهم کلّما عثر عاثر منهم.

از گناه سخاوتمند و لغزش دانا و سطوت پادشاه درگذرید که هر یک از آنها را پاى بلغزد خدایشان دست بگیرد.

۱۱۲۴ _ تجاوزوا لذوی المروه عن عثراتهم فو الّذی نفسی بیده إنّ أحدهم لیعثر و إنّ یده لفی ید اللَّه.

از لغزش جوانمردان بگذرید زیرا بخدائى که جان من بدست اوست جوانمرد مى لغزد و دست او در دست خداست.

۱۱۲۵ _ تجد المؤمن مجتهدا فیما یطیق متلهّفا على ما لا یطیق.

مؤمن چنانست که در کار خیر هر چه تواند کوشد و هر چه را نتواند بآرزو خواهد

۱۱۲۶ _ تجدون من شرّ النّاس ذا- الوجهین الّذی یأتی هؤلاء بوجه و هؤلاء بوجه.

بدترین مردم شخص دوروست که با گروهى روئى و با گروهى دیگر روى دیگر دارد.

۱۱۲۷ _ تحرّوا الصّدق و إن رأیتم أنّ فیه الهلکه فإنّ فیه النّجاه و اجتنبوا الکذب و إن رأیتم أنّ فیه النّجاه فإنّ فیه الهلکه.

راستى کنید اگر چه پندارید مایه هلاک است که راستى مایه نجات است و از دروغ بپرهیزید اگر چه پندارید مایه نجات است که دروغ مایه هلاک است.

۱۱۲۸ _ تحفه المؤمن الموت.

مرگ ارمغان مؤمن است.

۱۱۲۹ _ تحفه المؤمن فی الدّنیا الفقر.

ارمغان مؤمن در این جهان فقر است.

۱۱۳۰ _ تحفّظوا من الأرض فإنّها أمّکم و إنّه لیس من أحد عامل علیها خیرا أو شرّا إلّا و هی مخبره به.

حرمت زمین را بدارید که بمنزله مادر شماست و هر که روى زمین کار بد یا خوبى کند، از آن خبر میدهد.

۱۱۳۱ _ تخلّلوا فإنّه نظافه و النّظافه تدعوا إلى الإیمان و الإیمان مع صاحبه فی الجنّه.

دندانها را تمیز کنید زیرا مایه نظافت است و نظافت باعث ایمان است و ایمان با صاحب خود در بهشت است.

۱۱۳۱ _ تخیّروا لنطفکم فأنکحوا الأکفاء و أنکحوا إلیهم.

براى نطفه هاى خود محل مناسب انتخاب کنید و از اشخاص همشأن خود زن بگیرید و بآنها زن بدهید.

۱۱۳۲ _ تخیّروا لنطفکم فإنّ النّساء یلدن أشباه إخوانهنّ و أخواتهنّ.

براى نطفه هاى خود جاى مناسب انتخاب کنید زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند مى آورند.

۱۱۳۳ _ تخیّروا لنطفکم و اجتنبوا هذا السّواد فإنّه لون مشوّه.

براى نطفه هاى خود جاى مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهى رنگ زشتى است.

۱۱۳۴ _ تدارکوا الهموم و الغموم بالصّدقات یکشف اللَّه تعالى ضرّکم و ینصرکم على عدوّکم.

از رنج و غمها بوسیله صدقه جلوگیرى کنید تا خدا رنجتان را بر طرف کند و شما را بر دشمنان فیروزى دهد.

۱۱۳۵ _ تداووا بألبان البقر فإنّی أرجوا أن یجعل اللَّه فیها شفاء فإنّها تأکل من کلّ الشّجر.

با شیر گاو مداوا کنید زیرا من امیدوارم که خدا در آن شفا قرار داده باشد زیرا از همه درختان میچرد.

۱۱۳۶ _  تداووا عباد اللَّه فإنّ اللَّه تعالى لم یضع داء إلّا وضع له دواء غیر داء واحد الهرم.

بندگان خدا امراض خود را مداوا کنید زیرا خدا مرضى پدید نیاورده جز آنکه دوائى براى آن قرار داده مگر یک درد که پیرى است.

۱۱۳۷ _ تداووا فإنّ الّذی أنزل الدّاء أنزل الدّواء.

مداوا کنید زیرا آنکه درد را فرستاد دوا را نیز فرستاد.

۱۱۳۸ _ تدرون ما یقول الأسد فی زئیره؟ یقول: اللّهمّ لا تسلّطنی على أحد من أهل المعروف.

مى دانید شیر در غرش خود چه مى گوید؟. گوید خدایا مرا بر هیچ کس از نیکوکاران مسلط مکن.

۱۱۳۹ _ ترى المؤمنین فی تراحمهم و توادّهم و تعاطفهم کمثل الجسد اذا اشتکى عضوا تداعى له سایر جسده بالسّهر و الحمّى.

مؤمنان در مهربانى و دوستى یک دیگر چون اعضاى یک پیگرند که وقتى عضوى بدرد آید اعضاى دیگر آرام نگیرند.

۱۱۴۰ _ ترک الدّنیا أمرّ من الصّبر و أشدّ من حطم السّیوف فی سبیل اللَّه عزّ و جلّ.

گذشتن از دنیا از صبر تلختر و از شکستن شمشیرها در راه خدا سخت تر است.

۱۱۴۱ _ ترک الوصیّه عار فی الدّنیا و نار و شنار فی الآخره.

وصیت نکردن مایه ننگ این جهان و آتش آن جهانست.

۱۱۴۲ _ ترکت فیکم شیئین لن تضلّوا بعدهما: کتاب اللَّه و سنّتی و لن یتفرّقا حتّى یردا علىّ الحوض.

دو چیز در میان شما گذاشتم که با وجود آنها گمراه نخواهید شد، کتاب خدا و روش من و از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض بمن برسند.

۱۱۴۳ _ تزوّجوا النّساء فإنّهنّ یأتین بالمال.

زن بگیرید که زنان توانگرى مى آورند.

۱۱۴۴ _ تزوّجوا الودود الولود فإنّی مکاثر بکم الأنبیاء.

زن مهربان و بچه آور بگیرید زیرا من بکثرت شما بر سایر پیغمبران افتخار مى کنم.

۱۱۴۵ _ تزوّجوا فإنّی مکاثر بکم الامم و لا تکونوا کرهبانیّه النّصارى.

زن بگیرید که من بکثرت شما بر ملل دیگر افتخار مى کنم و مانند مسیحیان راه رهبانیت پیش مگیرید.

۱۱۴۶ _ تزوّجوا و لا تطلّقوا فإنّ اللَّه لا یحبّ الذّوّاقین و لا- الذّوّاقات.

زن بگیرید و طلاق مدهید زیرا خداوند مردانى را که مکرر زن گیرند و زنانى را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد.

۱۱۴۷ _ تزوّجوا و لا تطلّقوا فإنّ الطّلاق یهتزّ منه العرش.

زن بگیرید و طلاق مدهید زیرا عرش از وقوع طلاق مى لرزد.

۱۱۴۸ _ تساقطوا الضّغائن.

کینه ها را دور بیندازید.

۱۱۴۹ _ تسحّروا فإنّ فی السّحور برکه.

سحر خیز باشید زیرا سحر خیزى مایه برکت است.

۱۱۵۰ _ تصافحوا یذهب الغلّ عن قلوبکم.

با یک دیگر دست بدهید تا کینه از دلهاى شما برود.

۱۱۵۱ _ تصدّقوا فإنّ الصّدقه فکاککم من النّار.

صدقه بدهید زیرا صدقه مایه آزادى شما از آتش جهنم است.

۱۱۵۲ _ تصدّقوا فسیأتی علیکم زمان یمشى الرّجل بصدقته فیقول الّذی یأتیه بها: لو جئت بها بالأمس لقبلتها فأمّا الآن فلا حاجه لی فیها فلا یجد من یقبلها.

صدقه بدهید زیرا زمانى بیاید که انسان براى صدقه دادن برود و آنکه صدقه را براى او برده اند گوید اگر دیروز آورده بودى قبول مى کردم اما امروز بدان حاجت ندارم و کسى را نیابد که صدقه او را قبول کند.

۱۱۵۳ _ تصدّقوا و لو بتمره فإنّها تسدّ من الجائع و تطفى ء الخطیئه کما یطفى ء الماء النّار.

صدقه بدهید و گر چه یک خرما باشد زیرا رنج گرسنه اى را تخفیف میدهد و گناه را خاموش میکند چنان که آب آتش را خاموش میکند.

۱۱۵۴ _ تعافوا الحدود فیما بینکم فما بلغنی من حدّ فقد وجب.

در میان خودتان از گناهانى که موجب مجازات است درگذرید زیرا وقتى گناهى به اطلاع من رسید مجازات آن واجب است.

۱۱۵۵ _ تعافوا یسقط الضّغائن بینکم.

همدیگر را ببخشید تا کینه هایتان از میان برخیزد.

۱۱۵۶ _ تعرض الأعمال على اللَّه تعالى یوم الإثنین و الخمیس فیغفر اللَّه إلّا ما کان من متشاحنین أو قاطع رحم.

روز دوشنبه و پنجشنبه اعمال را بر خداوند عرضه مى دارند و خداوند گناه کسان را میبخشد مگر گناه ستیزه جویان و کسى که از خویشاوندان بریده باشد.

۱۱۵۷ _ تعرض الأعمال یوم الإثنین و الخمیس على اللَّه و تعرض على الأنبیاء و على الآباء و الامّهات یوم الجمعه فیفرحون بحسناتهم و تزداد وجوههم بیاضا و إشراقا فاتّقو اللَّه و لا تؤذوا موتاکم.

روز دوشنبه و پنجشنبه اعمال را بر خداوند عرضه میدارند و روز جمعه از نظر پدران و مادران مى گذرانند و از کارهاى نیک خوشحال میشوند و چهره هایشان سفید و روشن مى شود پس از خدا بپرهیزید و مردگان خود را اذیت مکنید.

۱۱۵۸ _ تعرّف إلى اللَّه فی الرّخاء یعرفک فی الشّدّه.

در موقع آسایش خدا را بشناس تا در موقع سختى ترا بشناسد.

۱۱۵۹ _ تعشّوا و لو بکفّ من حشف فإنّ ترک العشاء مهرمه.

شام بخورید اگر چه مشتى خرماى پست باشد زیرا شام نخوردن مایه ضعف و پیرى است.

۱۱۶۰ _ تعلّموا العلم و تعلّموا للعلم السّکینه و الوقار و تواضعوا لمن تعلّمون منه.

دانش بیاموزید و با دانش وقار و آرامش آموزید و نسبت بآموزگار خویش فروتن باشید.

۱۱۶۱ _ تعلّموا ما شئتم أن تعلموا فلن ینفعکم اللَّه بالعلم حتّى تعملوا بما تعلمون.

هر چه خواهید بیاموزید زیرا خداوند شما را از علم منتفع نکند مگر آنکه هر چه را میدانید بکار بندید.

۱۱۶۲ _ تعوّذوا باللَّه من ثلاث فواقر: جار سوء إن رأى خیرا کتمه و إن رأى شرّا أذاعه و زوجه سوء إن دخلت علیها لسنتک و إن غبت عنها خانتک و إمام سوء إن أحسنت لم یقبل و إن أسأت لم یغفر.

از سه چیز بخدا پناه ببرید که کمر شکن است: همسایه بد که اگر خیرى ببیند مستور دارد و اگر بدى ببیند منتشر سازد و همسر بدى که اگر پیش وى باشى بد زبانى کند و اگر پیش وى نباشى بتو خیانت کند و پیشواى بدى که اگر نیکى کنى نپذیرد و اگر بدى کنى نبخشد.

۱۱۶۴ _ تعوّذوا باللَّه من جهد البلاء و درک الشّقاء و سوء القضاء و شماته الأعداء.

از بلا و بدبختى و قضاى بد و سرزنش دشمنان بخدا پناه ببرید.

۱۱۶۵ _ تفتح أبواب السّماء فی کلّ یوم اثنین و خمیس فیغفر فی ذلک الیوم لکلّ عبد لا یشرک باللَّه شیئا إلّا من بینه و بین أخیه شحناء.

هر روز دوشنبه و پنجشنبه درهاى آسمان گشوده مى شود و در آن روز گناهان هر کس را که براى خدا شریک قائل نباشد ببخشند مگر آن کس که با برادر خود دشمنى داشته باشد.

۱۱۶۶ _ تفتح أبواب السّماء نصف اللّیل فینادی مناد: هل من داع فیستجاب له؟ هل من سائل فیعطى؟ هل من مکروب فیفرّج عنه؟ فلا یبقى مسلم یدعو بدعوه إلّا استجاب اللَّه تعالى له إلّا زانیه تسعى بفرجها أو عشار.

نیم شب درهاى آسمان را بگشایند و یکى ندا کند آیا کسى هست دعا کند تا مستجاب شود، آیا کسى هست که چیزى بخواهد تا باو داده شود، آیا غمزده اى هست که غمش تخفیف یابد در این هنگام هر مسلمانى چیزى بخواهد خداوند خواهش او را مى پذیرد مگر زن زناکارى که با ناموس خود کسب کند یا عشارى که مال مردم بستم میگیرد.

۱۱۶۸ _ تفتح أبواب السّماء و یستجاب الدّعاء فی أربعه مواطن: عند التقاء الصّفوف فی سبیل اللَّه و عند نزول الغیث و عند إقامه الصّلاه و عند رؤیه الکعبه.

چهار موقع درهاى آسمان را بگشایند و دعاها را مستجاب کنند. هنگام تلاقى صف مبارزان در راه خدا و هنگام نزول باران و هنگام نماز و هنگام دیدار کعبه.

۱۱۶۹ _ تفرّغوا من هموم الدّنیا ما استطعتم فإنّه من کانت الدّنیا أکبر همّه أفشى اللَّه ضیعته و جعل فقره بین عینیه و من کانت الآخره أکبر همّه جمع اللَّه تعالى أمره و جعل غناه فی قلبه.

هر چند توانید از غم دنیا فارغ مانید زیرا هر که غم جهان بیشتر خورد خداوند مالش را فراوان کند و فقر او را روبرویش نهد و هر که غم آخرت بیشتر خورد خداوند کارش را بنظام آرد و بى نیازى او را در دلش قرار دهد.

۱۱۷۰ _ تفکّروا فی آلاء اللَّه و لا تفکّروا فی اللَّه.

در نعمتهاى خدا بیندیشید اما در باره ذات خدا میندیشید.

۱۱۷۱ _ تفکّروا فی الخلق و لا تفکّروا فی الخالق فإنّکم لا تقدرون قدره.

در باره خلق بیندیشید و در باره خالق میندیشید که بکنه ذات او نتوانید رسید.

۱۱۷۲ _ تفکّروا فی خلق اللَّه و لا تفکّروا فی اللَّه فتهلکوا.

در باره خلق تفکر کنید و در باره خدا تفکر مکنید که هلاک خواهید شد.

۱۱۷۳ _ تفکّروا فی کلّ شی ء و لا تفکّروا فی ذات اللَّه.

در همه چیز بیندیشید ولى در ذات خدا میندیشید.

۱۱۷۴ _ تقبّلوا لی بست أتقبّل لکم بالجنّه إذا حدّث أحدکم فلا یکذب و إذا وعد فلا یخلف و إذا ائتمن فلا یخن غضّوا أبصارکم و کفّوا أیدیکم و احفظوا فروجکم.

شش چیز را براى من تعهد کنید تا بهشت را براى شما تعهد کنم، وقتى که یکى از شما سخن گوید دروغ نگوید و هنگامى که وعده دهد تخلف نکند و وقتى امانت به او سپارند خیانت نکند، دیده خود را ببندید و دست خود را نگه دارید و عورت خود را محفوظ دارید.

۱۱۷۵ _ تقرّبوا إلى اللَّه ببغض أهل المعاصی و ألقوهم بوجوه مکفهرّه و التمسوا رضا اللَّه بسخطهم و تقرّبوا إلى اللَّه بالتّباعد منهم.

بوسیله دشمنى گناهکاران به خدا نزدیک شوید و با آنها با چهره هاى عبوس دیدار کنید و خشنودى خدا را در ناخشنودى آنها بجوئید و بوسیله دورى از آنها بخدا تقرب جوئید.

۱۱۷۶ _ تمام البرّ أن تعمل فی السّرّ عمل العلانیه.

کمال نیکى آنست که در نهان همان کنى که آشکارا میکنى.

۱۱۷۷ _ تمسّحوا بالأرض فإنّها بکم برّه.

زمین را مسح کنید که نسبت به شما نیکست.

۱۱۷۸ _ تناصحوا فی العلم و لا یکتم بعضکم بعضا فإنّ الخیانه فی العلم أشدّ من الخیانه فی المال.

در کار دانش یار هم دیگر باشید و دانش خود را از یک دیگر پوشیده مدارید که خیانت در علم بدتر از خیانت در مالست.

۱۱۷۹ _ تناکحوا تکثروا فإنّی أباهی بکم الامم یوم القیامه.

ازدواج کنید تا عده شما بسیار شود زیرا من در روز رستاخیز بفزونى شما بر امتهاى دیگر افتخار مى کنم.

۱۱۸۰ _ تنام عیناى و لا ینام قلبی.

چشمان من بخواب میرود ولى دلم بخواب نمیرود.

۱۱۸۱ _ تنزّهوا من البول فإنّ عامّه عذاب القبر منه.

از بول بپرهیزید زیرا بیشتر عذاب قبر از آن است.

۱۱۸۲ _ تنظّفوا بکلّ ما استطعتم فإنّ اللَّه تعالى بنى الإسلام على النّظافه و لن یدخل الجنّه إلّا کلّ نظیف.

هر چه مى توانید پاکیزه باشید زیرا خداوند اسلام را بر پاکیزگى نهاده و جز مردم پاکیزه کسى ببهشت نمیرود.

۱۱۸۳ _ تنکح المرأه لأربع، لمالها، و لحسبها و لجمالها و لدینها فاظفر بذات الدّین تربّت یداک.

زن را براى چهار چیز گیرند، مال و شرف و جمال و دین و تو زن دین دار بجوى.

۱۱۸۴ _ تواضع للمحسن إلیک و إن کان عبدا حبشیّا و انتصف ممّن أساء إلیک و إن کان حرّا قرشیّا.

هر که با تو نیکى کند با وى متواضع باش و گر چه برده حبشى است و هر که با تو بدى کند از او انتقام بگیر و گر چه آزاد قرشى است.

۱۱۸۵ _ تواضعوا لمن تعلّمون منه و تواضعوا لمن تعلّمونه و لا تکونوا جبابره العلماء.

با استاد و با شاگرد خود تواضع کنید و دانشمندان سرکش مباشید.

۱۱۸۶ _ تواضعوا و جالسوا المساکین تکونوا من کبراء اللَّه و تخرجوا من الکبر.

فروتنى کنید و با فقیران بنشینید تا در پیش خدا بزرگ باشید و از تکبر برکنار مانید.

۱۱۸۷ _ توبوا إلى اللَّه تعالى فإنّی أتوب إلیه کلّ یوم مائه مرّه.

از خدا بخشش بخواهید زیرا من هر روز صد بار از او بخشش میخواهم.

۱۱۸۸ _ توبوا إلى ربّکم من قبل أن تموتوا و بادروا بالأعمال الزّاکیه قبل أن تشغلوا.

پیش از آنکه مرگ فرا رسد توبه کنید و پیش از آنکه گرفتار شوید کارهاى نیک انجام دهید.

۱۱۸۹ _ تهادوا تحابّوا فإنّ الهدیّه تضعّف الحبّ و تذهب بغوائل الصّدر.

هدیه به یک دیگر بدهید تا رشته محبتتان استوار شود زیرا هدیه محبت را بیافزاید و کینه و کدورت را از میان ببرد.

۱۱۹۰ _ تهادوا تردادوا حبّا و هاجروا تورثوا أبنائکم مجدا و أقیلوا الکرام عثراتهم.

هدیه به یکدیگر بدهید تا محبت تان افزون شود و مهاجرت کنید تا براى فرزندان خود بافتخار بجا ارث نهید و از لغزش بزرگان درگذرید.

۱۱۹۱ _ تهادوا إنّ الهدیّه تذهب و خز الصّدر و لا تحقرنّ جاره لجارتها و لو شقّ فرسن شاه.

هدیه به یکدیگر بدهید زیرا هدیه دلگیرى را از میان میبرد و هدیه را اگر چه یک قطعه پارچه بز باشد حقیر نشمارید.

۱۱۹۲ _ تهادوا فإنّ الهدیّه تذهب بالسّخیمه و لو دعیت إلى کراع لأجبت و لو أهدی إلىّ کراع لقبلت.

هدیه بیکدیگر بدهید که هدیه دلگیرى را از میان میبرد اگر مرا به کت گوسفندى دعوت کنند میروم و اگر کت گوسفندى بمن هدیه دهند مى پذیرم.

۱۱۹۳ _ تهادوا فإنّ الهدیّه تضعّف الحبّ و تذهب بغوائل الصّدر.

هدیه بیکدیگر بدهید زیرا هدیه محبت را فزون میکند و دل گیرى ها را از میان میبرد.

۱۱۹۴ _ التّائب من الذّنب کمن لا ذنب له و إذا أحبّ اللَّه عبدا لم یضرّه ذنب.

کسى که از گناه توبه کند چنانست که گناه نکرده باشد و وقتى خدا بنده اى را دوست داشت گناه او را زیان نمیرساند.

۱۱۹۵ _ التّائب من الذّنب کمن لا ذنب له و المستغفر من الذّنب و هو مقیم علیه کالمستهزئ بربّه و من آذى مسلما کان علیه من الذّنوب مثل منابت النّخل.

کسى که از گناه توبه کند چنانست که گناه نکرده باشد و کسى که از گناه آمرزش طلبد و باز مرتکب آن شود چنانست که پروردگار خویش را مسخره کند و هر که مسلمانى را آزار رساند گناهش باندازه نخلستانهاست.

۱۱۹۶ _ التّاجر الأمین الصّدوق المسلم مع الشّهداء یوم القیامه.

تاجر درستکار راست گوى مسلمان روز رستاخیز با شهیدان است.

۱۱۹۷ _ التّاجر الصّدوق الأمین مع النّبیّین و الصّدّیقین و الشّهداء.

تاجر راستگوى درستکار با پیمبران و صدیقان و شهیدانست.

۱۱۹۸ _ التّاجر الصّدوق لا یحجب من أبواب الجنّه.

براى تاجر راستگوى بر درهاى بهشت حجابى نیست.

۱۱۹۹ _ التّاجر الجبان محروم و التّاجر الجسور مرزوق.

تاجر کم دل حرمان برد و تاجر پر دل روزى خورد.

۱۲۰۰ _ التّاجر ینتظر الرّزق و المحتکر ینتظر اللّعنه.

تاجر در انتظار روزیست و محتکر در انتظار لعنت.