۱۲۰۱ _ التّأنّی من اللَّه و العجله من الشّیطان.

تأنى از یزدان است و شتاب از شیطان.

۱۲۰۲ _ التّحدّث بنعم اللَّه شکر و ترکه کفر و من لا یشکر القلیل لا یشکر الکثیر و من لا یشکر النّاس لا یشکر اللَّه و الجماعه خیر و الفرقه عذاب.

گفتگو از نعمتهاى خداوند شکر است و ترک آن کفر است و هر که نعمت کم سپاس نگذارد، سپاس نعمت بسیار را نخواهد گذاشت و هر که مردم را سپاس ندارد سپاس خدا را نخواهد داشت اجتماع مایه نیکى است و تفرقه موجب رنج و عذاب است.

۱۲۰۳ _ التّدبیر نصف العیش و التّودّد نصف العقل و الهمّ نصف الهرم و قلّه العیال أحد الیسارین.

تدبیر یک نیمه معیشت است و مردم دارى یک نیمه عقل است و غم یک نیمه پیرى است و کمى عیال یک نیمه توانگرى است.

۱۲۰۴ _ التّذلّل للحقّ أقرب إلى العزّ من التّعزّز بالباطل.

کسى که در مقابل حق خوار شود عزیزتر از آنست که بباطل عزت جوید.

۱۲۰۵ _ التّسویف شعار الشّیطان یلقیه فی قلوب المؤمنین.

اهمال شعار شیطانست که آن را در دل مؤمنان افکند.

۱۲۰۶ _ التّمر بالتّمر و الحنطه بالحنطه و الشّعیر بالشّعیر و الملح بالملح مثلا بمثل یدا بید فمن زاد و استزاد فقد أربى إلّا ما اختلفت ألوانه.

خرما در مقابل خرما، گندم در مقابل گندم و جو در مقابل جو، نمک در مقابل نمک، جنس در مقابل جنس و مشت در مقابل مشت به دهید و بگیرید هر کس بیشتر بدهد یا بگیرد ربا خوار است مگر آنکه در جنس مختلف باشد.

۱۲۰۷ _ التّواضع لا یزید العبد إلّا رفعه فتواضعوا یرفعکم اللَّه و العفو لا یزید العبد إلّا عزّا فاعفوا یعزّکم اللَّه و الصّدقه لا یزید المال إلّا کثره فتصدّقوا یرحمکم اللَّه.

تواضع مایه رفعت است تواضع کنید تا خدا شما را رفعت بخشد، بخشش مایه عزت است بخشش کنید تا خدا شما را عزیز سازد. صدقه موجب فزونى مال است صدقه بدهید تا خدا شما را رحمت آرد.

۱۲۰۸ _ التّوده فی کلّ شی ء خیر إلّا فی عمل الآخره.

تأنى در همه چیز نیک است جز در کار آخرت.

۱۲۰۹ _ التّوده و الإقتصاد و السّمت الحسن جزء من أربعه و عشرین جزء من النّبوّه.

تانى و صرفه جوئى و نیکنامى یک جزء از بیست و چهار جزء پیغمبرى است.

۱۲۱۰ _ التّوبه النّصوح النّدم على الذّنب: حین یفرط منک فتستغفر اللَّه تعالى ثمّ لا تعود إلیه أبدا.

توبه کامل پشیمانى از گناهست که وقتى گناه از تو سر زد از خدا آمرزش طلبى و دیگر هرگز مرتکب آن نشوى.

۱۲۱۱ _ التّوبه من الذّنب أن لا تعود إلیه.

توبه گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوى.

۱۲۱۲ _ ثلاث أحلف علیهنّ: لا یجعل اللَّه تعالى من له سهم فی الإسلام کمن لا سهم له و أسهم الإسلام ثلاثه: الصّلاه و الصّوم و الزّکاه و لا یتولّى اللَّه عبدا فی الدّنیا فیولّیه غیره یوم القیامه و لا یحبّ رجل قوما إلّا جعله اللَّه معهم و الرّابعه لو حلفت علیها رجوت أن لا آثم، لا یستر اللَّه عبدا فی الدّنیا إلّا ستره یوم القیامه.

سه چیز است که من در باره آن قسم مى خورم، خداوند کسى را که در اسلام سهمى دارد مانند کسى که سهمى ندارد قرار نمى دهد، سهمهاى اسلام سه تاست، نماز و روزه و زکاه وقتى خدا با بنده اى دوستى کرد روز قیامت او را به دیگرى وانمى گذارد و هر که گروهى را دوست دارد خدا ویرا با آنها محشور کند و چهارمین اگر در باره آن سوگند خورم امیدوارم گناه نباشد وقتى خدا کار بنده اى را در دنیا مستور داشت در روز رستا- خیز نیز مستور خواهد داشت.

۱۲۱۳ _ ثلاث أعلم أنّهنّ حق: ما عفا امرء عن مظلمه إلّا زاده اللَّه تعالى بها عزّا و ما فتح رجل على نفسه باب مسأله یبتغی بها کثره إلّا زاده اللَّه تعالى بها فقرا و ما فتح رجل على نفسه باب صدقه یبتغی بها وجه اللَّه تعالى إلّا زاده اللَّه کثره.

سه چیز است که مى دانم حقست هر که ستمى را که بر او رفته ببخشاید خدایش عزت دهد و هر که از زیاده طلبى در سؤال بر خویش بگشاید خدا فقر او را فزون کند و هر که برضاى خدا صدقه دهد خدا مالش را زیاد کند.

۱۲۱۵ _ ثلاث أقسم علیهنّ: ما نقص مال قطّ من صدقه فتصدّقوا و لا عفا رجل عن مظلمه ظلمها إلّا زاده اللَّه تعالى بها عزّا فاعفوا یزدکم اللَّه عزّا و لا فتح رجل على نفسه باب مسأله یسأل النّاس إلّا فتح اللَّه علیه باب فقر.

سه چیز است که در باره آن قسم میخورم هیچ وقت مال از صدقه کاهش نگیرد پس صدقه بدهید و هیچ کس ستمى را که بر او رفته است نبخشد مگر آنکه خداوند عزت او را بیافزاید پس ببخشید تا خداوند عزت شما را بیفزاید و هیچ کس در سؤال را بر خود نگشاید و تن بسؤال ندهد مگر آنکه خداوند در فقر را بر او بگشاید.

۱۲۱۶ _ ثلاث أقسم علیهنّ: ما نقص مال عبد من صدقه و لا ظلم عبد مظلمه صبر علیها إلّا زاده اللَّه عزّ و جلّ عزّا و لا فتح عبد باب مسأله إلّا فتح اللَّه علیه باب فقر و أحدّثکم حدیثا فاحفظوه: إنّما الدّنیا لأربعه نفر: عبد رزقه اللَّه مالا و علما فهو یتّقی فیه ربّه و یصل فیه رحمه و یعلم للَّه فیه حقّا فهذا بأفضل المنازل.
و عبد رزقه اللَّه علما و لم یرزقه مالا فهو صادق النّیّه یقول: لو أنّ لی مالا لعملت بعمل فلان فهو بنیّته فأجرهما سواء. و عبد رزقه اللَّه مالا و لم یرزقه علما یخبط فی ماله بغیر علم: لا یتّقی فیه ربّه و لا یصل فیه رحمه و لا یعلم للَّه فیه حقّا فهذا بأخبث المنازل. و عبد لم یرزقه اللَّه مالا و لا علما فهو یقول: لو أنّ لی مالا لعملت فیه بعمل فلان فهو بنیّته فوزرهما سواء.

سه چیز است که من در باره آن سوگند مى خورم مال کسى از صدقه دادن کاهش نپذیرد و کسى که ستمى بیند و بر آن صبر کند خدا عزت او را بیافزاید و هر کس دست بسؤال گشاید خداوند در فقر را بر او باز کند و سخنى با شما مى گویم که آن را بخاطر بسپارید، مردم دنیا چهار گونه اند یکى خدا مال و دانش باو داده در مالدارى جانب خدا را رعایت کند و خویشاوندان را دست گیرد و داند که خدا را در مال او حقى هست و او مقامى بر جسته دارد یکى دیگر خداوند باو دانش داده و مال نداده نیتى صادق دارد گوید اگر مال داشتم مانند فلانى رفتار میکردم او پیرو نیت خویش است و پاداش آنها برابر است دیگرى خداوند باو مال داده و دانش نداده در مال خود بدون دانش تصرف کند، جانب خدا را رعایت نکند و خویشاوندان را دست نگیرد و در مال خویش حقى براى خدا قائل نیست وى مقامى پست دارد و یکى دیگر خدا نه مال باو داده و نه دانش گوید اگر مالى داشتم مانند فلانى رفتار میکردم او پیرو نیت خویش است و گناهشان مساوى است.

۱۲۱۸ _ ثلاثه إذا رأیتهنّ فعند ذلک تقوم السّاعه: خراب العامر و عماره الخراب و أن یکون المعروف منکرا و المنکر معروفا و أن یتمرّس الرّجل بالأمانه تمرّس البعیر بالشّجره.

سه چیز است که وقتى رخ داد متعاقب آن رستاخیز بپا مى شود آن که آباد را ویران و ویران را آباد کنند و نیک بد و بدى نیک شود و شخص با امانت بازى کند چنان که شتر با درخت بازى مى کند.

۱۲۱۹ _ ثلاثه حقّ على اللَّه تعالى عونهم: المجاهد فی سبیل اللَّه و المکاتب الّذی یریدا الأداء و النّاکح الّذی یرید العفاف.

سه کسند که یارى آنها بر خدا لازم است آن که در راه خدا جهاد کند و بنده اى که براى آزادى خود قرارداد بسته و میخواهد قیمت آن را بپردازد و کسى که بمنظور عفت زن میگیرد.

۱۲۲۰ _ ثلاثه فی ظلّ العرش یوم القیامه یوم لا ظلّ إلّا ظلّه: و اصل الرّحم یزید اللَّه فی رزقه و یمدّّ فی أجله و امرأه مات زوجها و ترک علیها أیتاما صغارا و قالت: لا أتزوّج على أیتامی حتّى یموتوا أو یغنیهم اللَّه و عبد صنع طعاما فأضاف ضیفه و أحسن نفقته فدعا علیه الیتیم و المسکین فأطعمهم لوجه اللَّه عزّ و جلّ.

سه کس روز رستاخیز هنگامى که سایه اى جز سایه عرش نیست در سایه آن جاى دارند، کسى که با خویشان نیکى کند خداوند روزى او را زیاد و عمرش را دراز کند و زنى که شوهرش بمیرد و اطفال صغیرى باقى گذارد و وى گوید من با وجود یتیمان خود شوهر نمیکنم تا بمیرند یا خداوند آنها را بى نیاز کند و کسى که غذائى فراهم آورد و بمهمان خود بخوراند و پذیرائى او را کامل کند سپس یتیم و فقیر را بر آن دعوت کند و آنها را براى رضاى خدا غذا دهد.

۱۲۲۱ _ ثلاثه قد حرّم اللَّه علیهم الجنّه مدمن الخمر و العاقّ و الدّیّوث الّذی یقرّ فی أهله الخبث.

سه کسند که خداوند بهشت را بر آنها حرام کرده است شرابخوار و آنکه پدر و مادر از او ناراضى باشند و دیوث که بى ناموسى را در خانواده خود ندیده گیرد.

۱۲۲۲ _ ثلاثه لا تجاوز صلاتهم آذانهم: العبد الآبق حتّى یرجع و امرأه باتت و زوجها علیها ساخط و إمام قوم و هم لها کارهون.

سه کسند که نمازشان از گوشهاشان بالاتر نمیرود بنده فرارى تا باز گردد و زنى که شب بخوابد و شوهرش بر او خشمگین باشد و پیشواى قومى که آن قوم از او متنفر باشند.

۱۲۲۳ _ ثلاثه لا تحرم علیک أعراضهم المجاهر بالفسق و الإمام الجائر و المبتدع.

سه کسند که آبرویشان محترم نیست. آنکه بفسق تجاهر کند و پیشواى ستمگر و بدعت گذار.

۱۲۲۴ _ ثلاثه لا تسئل عنهم: رجل فارق الجماعه و عصى إمامه و مات عاصیا و أمه أو عبد أبق من سیّده فمات و امرأه غاب عنها زوجها و قد کفاها مئونه الدّنیا فتبرّجت بعده فلا تسأل عنهم.

سه کسند که از آنها سخن مگوى مردى که از جماعت دورى گرفته و پیشواى خود را نافرمانى کرده و بر نافرمانى در گذشته باشد، و کنیز یا بنده اى که از آقاى خود گریخته و در حال گریز مرده باشد و زنى که شوهرش از او دور باشد و مخارج او را بپردازد و او در غیبت شوهرش آرایش کند، از آنها سخن مگوى.

۱۲۲۵ _ ثلاثه لا یجیبهم ربّک عزّ و جلّ رجل نزل بیتا خربا و رجل نزل على طریق السّبیل و رجل أرسل دابّته ثمّ جعل یدعو اللَّه أن یحبسها.

سه کسند که خدا دعایشان را نمیپذیرد: مردى که در خانه ویران جاى گیرد و مردى که کنار راه اقامت گزیند و مردیکه حیوان خود را رها کند و سپس دعا کند که خدا آن را نگهدارد.

۱۲۲۶ _ ثلاثه لا یحجبون النّار: المنّان و عاقّ والدیه و مدمن الخمر.

سه کسند که میان آنها و جهنم حجابى نیست، منت گذار و عاق پدر و مادر و شرابخوار.

۱۲۲۷ _ ثلاثه لا یدخلون الجنّه أبدا: الدّیّوث و الرّجله من النّساء و مدمن الخمر.

سه کسند که هرگز داخل بهشت نمى شوند دیوث و زنان مرد نما و شرابخوار.

۱۲۲۸ _ ثلاثه لا یدخلون الجنّه العاقّ لوالدیه و الدّیّوث و رجله النّساء.

سه کسند که داخل بهشت نمى شوند عاق پدر و مادر و دیوث و زنان مرد نما.

۱۲۲۹ _ ثلاثه لا یدخلون الجنّه: مدمن الخمر و قاطع الرّحم و مصدّق بالسّحر.

سه کسند که داخل بهشت نشوند شرابخوار و آنکه از خویشان ببرد و آنکه جادو را تصدیق کند.

۱۲۳۰ _ ثلاثه لا یردّ اللَّه دعاءهم: الذّاکر اللَّه کثیرا و المظلوم و الإمام المقسط.

سه کسند که خدا دعایشان را رد نمیکند آنکه فراوان یاد خدا کند و ستمدیده و پیشواى دادگر.

۱۲۳۱ _ ثلاثه لا یریحون رائحه الجنّه: رجل ادّعى إلى غیر أبیه و رجل کذب علىّ و رجل کذب على عینیه.

سه کسند که بوى بهشت بدانها نمیرسد مردى که خود را بکسى جز پدرش نسبت دهد و مردى که بر من دروغ بندد و کسى که بر خلاف آنچه دیده است سخن گوید.

۱۲۳۲ _ ثلاثه لا یستخفّ بحقّهم إلّا منافق ذو الشّیبه فی الإسلام و ذو العلم و إمام مقسط.

سه کسند که هر که تحقیرشان کند منافق است آن که مویش در اسلام سپید شده باشد و دانشمند و پیشواى دادگستر.

۱۲۳۳ _ ثلاثه لا یقبل لهم صلاه و لا ترفع لهم إلى السّماء حسنه العبد الآبق حتّى یرجع إلى موالیه و المرأه السّاخط علیها زوجها حتّى یرضى و السّکران حتّى یصحو.

سه کسند که دعایشان پذیرفته نمیشود و کار نیکشان را بآسمان نمیبرد بنده گریزان تا پیش صاحب خود باز گردد و زنى که شوهر از او ناراضى باشد تا وى را خشنود کند و مست تا هنگامى که بهوش آید.

۱۲۳۴ _ ثلاثه لا یقبل اللَّه منهم یوم القیامه صرفا و لا عدلا: عاقّ و منّان و مکذّب بالقدر.

سه کسند که روز رستاخیز خداوند از آنها عوضى نمیپذیرد عاق و منت گذار و کسى که تقدیر را تکذیب کند.

۱۲۳۵ _ ثلاثه لا یکلّمهم اللَّه یوم القیامه و لا ینظر إلیهم: رجل حلف على سلعته لقد أعطى بها أکثر ممّا أعطى و هو کاذب و رجل حلف على یمین کاذبه لیقتطع بها مال رجل مسلم و رجل منع فضل مائه فیقول اللَّه الیوم أمنعک فضلی کما منعت فضل ما لم تعمل یداک.

سه کسند که روز قیامت خداوند بآن ها سخن نگوید و بآنها ننگرد مردى که به دروغ قسم خورد که جنس خود را بیشتر از قیمت واقعى خریده است و مردیکه قسم بدروغ خورد تا مال مسلمانى را تصرف کند و مردیکه آب زیادى خود را از کسان دریغ کند خداوند گوید اکنون کرم خود را از تو دریغ کنم چنان که تو نیز ما زاد چیزى را که دست تو در تهیه آن دخالت نداشت دریغ کردى.

۱۲۳۶ _ ثلاثه لا یکلّمهم اللَّه یوم القیامه و لهم عذاب ألیم: شیخ زان و ملک کذّاب و عائل مستکبر.

سه کسند که خداوند روز رستاخیز با آنها سخن نمى گوید و عذابى دردناک دارند پیر زنا کار و پادشاه دروغ گو و فقیر متکبر.

۱۲۳۷ _ ثلاثه لا ینتصفون من ثلاثه حرّ من عبد و عالم من جاهل و قویّ من ضعیف.

سه کس از سه کس انتقام نگیرند آزاد از بنده و دانا از نادان و توانا از ناتوان.

۱۲۳۸ _ ثلاثه لا ینظر اللَّه إلیهم غدا: شیخ زان و رجل اتّخذ الإیمان بضاعه یحلف من کلّ حقّ و باطل و فقیر مختال یزهو.

سه کسند که روز رستاخیز خدا بسوى آنها نمینگرد پیر زنا کار و مردى که قسم را سرمایه خود قرار داده در حق و باطل قسم میخورد و فقیر متکبر و مغرور.

۱۲۳۹ _ ثلاثه لا ینظر اللَّه إلیهم یوم القیامه العاقّ لوالدیه و المرأه المترّجله المتشبّهه بالرّجال و الدّیّوث.

سه کسند که خدا روز رستاخیز بسوى آنها نمینگرد عاق والدین و زنى که مرد نما باشد و دیوث.

۱۲۴۰ _ ثلاثه لا ینظر اللَّه إلیهم یوم القیامه و لا یزکّیهم و لهم عذاب ألیم: أشمط زان و عائل مستکبر و رجل جعل اللَّه بضاعته لا یشتری إلّا بیمینه و لا یبیع إلّا بیمینه.

سه کسند که در روز رستاخیز خدا بسوى آنها نمینگرد و پاکشان نمیکند و عذابى دردناک دارند پیر زنا کار و فقیر متکبر و مردى که خدا را سرمایه خود کرده چیزى نخرد مگر با قسم و چیزى نفروشد مگر با قسم.

۱۲۴۱ _ ثلاثه لا ینفع معهنّ عمل، الشّرک باللَّه و عقوق الوالدین و الفرار من الزّحف.

سه گناهست که با وجود آن هیچ کار نیکى سودمند نیست شریک قرار دادن براى خدا و ناخشنودى پدر و مادر و فرار از جنگ.

۱۲۴۲ _ ثلاثه من السّعاده و ثلاثه من الشّقاء فمن السّعاده: المرأه الصّالحه تراها فتعجبک و تغیب عنها فتأمنها على نفسها و مالک و الدّابّه تکون وطیئه فتلحقک بأصحابک و الدّارتکون واسعه کثیره لمرافق و من الشّقاء المرأه تراها فتسوءک و تحمل لسانها علیک و إن غبت عنها لم تأمنها على نفسها و مالک و الدّابّه تکون قطوفا فإن ضربتها أتعبتک و إن ترکتها لم تلحقک بأصحابک و الدّار تکون ضیّقه قلیله المرافق.

سه چیز است مایه خوشبختى است و سه چیز مایه بدبختى است آنچه مایه خوشبختى است زن پارسائیست که دیدارش ترا مسرور سازد و از او غایب شوى و ویرا بر عفت خویش و مال خود امین دانى و مرکب راهوار که ترا بمقصد رساند و خانه اى که وسیع باشد و جاى فراوان داشته باشد، و سه چیز که مایه بدبختى است زنى است که دیدارش ترا دلگیر سازد و با تو زبان درازى کند و اگر از او غایب شوى ویرا بر عفت خویش و مال خود امین ندانى و مرکب کند رفتار که اگر او را بزنى ترا برنج اندر آرد و اگر بحال خود گذارى ترا بمقصد نرساند و خانه کوچک که جاى کم داشته باشد.

۱۲۴۳ _ ثلاثه من قالهنّ دخل الجنّه: من رضى باللَّه ربّا و بالإسلام دینا و بمحمّد رسولا و الرّابعه لها من الفضل کما بین السّماء و الأرض و هى الجهاد فی سبیل اللَّه عزّ و جلّ.

سه چیز است که هر که بگوید داخل بهشت مى شود هر که خدا را پروردگار و اسلام را دین و محمّد را پیغمبر خود داند و چهارمى فضیلتى بزرگ مانند زمین و آسمان دارد و آن جهاد در راه خداوند است.

۱۲۴۴ _ ثلاثه من کنّ فیه یستکمل إیمانه رجل لا یخاف فی اللَّه لومه لائم و لا یرائی بشی ء من عمله و إذا عرض علیه أمران أحدهما للدّنیا و الآخر للآخره اختار أمر الآخره على الدّنیا.

سه چیز است که در هر که باشد ایمان او کامل است. مردى که در کار خدا از ملامت گران بیم ندارد و در کار خویش ریا نمیکند و اگر دو کار پیش آید که یکى مربوط بدنیا و دیگرى مربوط به آخرت است کار آخرت را بر دنیا ترجیح دهد.

۱۲۴۵ _ ثلاثه من مکارم الأخلاق عند اللَّه: أن تعفو عمّن ظلمک و تعطی من حرمک و تصل من قطعک.

سه چیز است که در پیش خدا از فضائل اخلاق است، آنکه از ستم گر درگذرى و کسى را که تو را محروم کرده است عطا دهى و با آنکه از تو بریده است پیوند گیرى.

۱۲۴۶ _ ثلاثه مواطن لا تردّ فیها دعوه عبد: رجل یکون فی بریّه حیث لا یراه أحد إلّا اللَّه فیقوم فیصلّی و رجل یکون معه فئه فیفرّ عنه أصحابه فیثبت و رجل یقوم من آخر اللّیل.

سه مورد است که دعاى کسى در آن رد نمیشود یکى آن که مردى در بیابانى باشد که جز خدا کسى او را نمى بیند و برخیزد و نماز گزارد دیگر آنکه مردى با گروهى در جنگ باشد و یاران وى بگریزند و او استوار ماند و سوم آن که مرد در آخر شب براى عبادت برخیزد.

۱۲۴۷ _ ثلاثه نفر کان لأحدهم عشره دنانیر فتصدّق منها بدینار و کان لآخر عشر أواق فتصدّق منها بأوقیه و آخر کان له مائه أوقیه فتصدّق منها بعشر أواق هم فی الأجر سواء کلّ تصدّق بعشر ماله.

سه نفر بودند یکى ده دینار داشت و یک دینار صدقه داد و دیگرى ده اوقیه طلا داشت و یک اوقیه صدقه داده و سومى صد اوقیه طلا داشت و ده اوقیه صدقه داد همه در ثواب برابرند زیرا هر کدام ده یک مال خود را صدقه داده اند.

۱۲۴۸ _ ثلاثه هم حدّاث اللَّه یوم القیامه، رجل لم یمش بین اثنین بمراء قطّ و رجل لم یحدّث نفسه بزنا قط و رجل لم یخلط کسبه بربا قطّ.

سه کسند که روز قیامت هم صحبت خدایند کسى که میان دو تن سخن چینى نکند و کسى که هیچ وقت بفکر زنا نیفتاده باشد و کسى که کسب خود را بربا نیامیخته باشد.

۱۲۴۹ _ ثلاثه یتحدّثون فی ظلّ العرش آمنین و النّاس فی الحساب: رجل لم تأخذه فی اللَّه لومه لائم و رجل لم یمدّ یدیه إلى ما لا یحلّ له و رجل لم ینظر إلى ما حرّم اللَّه علیه.

سه کسند که در سایه عرش آسوده گفتگو میکنند و مردم گرفتار حسابند آنکه در راه خدا از ملامتگران باک ندارد و آنکه دستهاى خود را بآنچه بر او حلال نیست دراز نکند و کسى که بآنچه خدا بر او حرام کرده ننگرد.

۱۲۵۰ _ ثلاثه یحبّهم اللَّه عزّ و جلّ: رجل قام من اللّیل یتلوا کتاب اللَّه و رجل تصدّق صدقه بیمینه یخفیها من شماله و رجل کان فی سریّه فانهزم أصحابه فاستقبل العدوّ.

سه کسند که خدا آنها را دوست میدارد کسى که شب برخیزد و کتاب خدا را بخواند و کسى که با دست راست خود صدقه دهد و آن را از دست چپ خود مخفى دارد و کسى که با گروهى بجنگ رود و یارانش بگریزند و او بسوى دشمن رود.

۱۲۵۱ _ ثلاثه یحبّهم اللَّه و ثلاثه یبغضهم اللَّه فأمّا الّذین یحبّهم- اللَّه: فرجل أتى قوما فسألهم باللَّه و لم یسألهم لقرابه بینه و بینهم فمنعوه فتخلّف رجل بأعقابهم فأعطاه سرّا لا یعلم بعطیّته إلّا اللَّه و الّذی أعطاه و قوم ساروا لیلتهم حتّى إذا کان النّوم أحبّ إلیهم ممّا یعدل به فوضعوا رؤسهم فقام أحدهم یصلّی و یتلوا آیات اللَّه و رجل کان فی سریّه فلقی العدوّ فهزموا فأقبل بصدره حتّى یقتل أو یفتح له و الثّلاثه الّذین یبغضهم اللَّه: الشّیخ الزّانی و الفقیر المختال و الغنیّ الظّلوم.

سه کسند که خدا آنها را دوست دارد و سه کسند که خدا آنها را دشمن دارد، آنها که خدایشان دوست دارد یکى آن کس که مردى پیش گروهى آید و بنام خدا از آنها چیزى خواهد نه بنام- خویشاوندى که میان آنهاست و چیز باو ندهند و او از آنها کناره گیرد و محرمانه باو چیزى دهد که جز او و خدا از آن خبردار نشود دیگر کسى که با قومى شبانه راه سپارد و وقتى خواب از همه چیز براى آنها دلچسب تر باشد سرهاى خود را بزمین گذارند وى بر خیزد و نماز گزارد و قرآن بخواند، سوم مردى که با گروهى بجنگ رود و با دشمن روبرو شوند یارانش- بگریزند و او سینه در مقابل دشمن سپر کند تا کشته شود یا فیروز گردد و سه کس که خدایشان دشمن دارد پیر زنا کار است و فقیر متکبر و ثروتمند ستمگر.

۱۲۵۲ _ ثلاثه یحبّهم اللَّه و ثلاثه یشنؤهم اللَّه: الرّجل یلقى العدوّ فی فئه و ینصب لهم نحره حتّى یقتل أو یفتح لأصحابه و القوم یسافرون فیطول سراهم حتّى یحبّوا أن یمسّوا الأرض فینزلون فیتخّلى أحدهم فیصلّی حتّى یوقظهم لرحیلهم و الرّجل یکون له الجار یؤذیه جاره فیصبر على أذاه حتّى یفرّق بینهما موت أو ظعن و الّذین یشنؤهم اللَّه: التّاجر الحلّاف و الفقیر المختال و البخیل المنّان.

سه کسند که خدا دوستشان دارد، و سه کسند که خدا دشمنشان دارد، یکى مردى که هم راه گروهى با دشمن روبرو شود و سینه مقابل آنها سپر کند تا کشته شود یا یاران خود را فیروز سازد دیگر آنکه با گروهى سفر کند و پیاده راه سپرند تا خوابشان گیرد و فرود آیند و او از یاران خود کناره گیرد و نماز خواند تا هنگام رحیل آنها را بیدار کند سوم مردى که همسایه اش او را آزار میکند و آزار وى را تحمل کند تا مرگ یا سفر میانشان جدائى اندازد و آنها که خداوند دشمنشان دارد، تاجر قسمخوار و فقیر متکبر و بخیل منتگذار است.

۱۲۵۳ _ ثلاثه یدعون اللَّه عزّ و جلّ فلا یستجاب لهم، رجل کانت تحته امرأه سیّئه الخلق فلم یطلّقها و رجل کان له على رجل مال فلم یشهد علیه و رجل آتى سفیها ماله و قد قال اللَّه تعالى و لا تؤتوا السّفهاء أموالکم.

سه کسند که دعا کنند و دعایشان اجابت نشود کسى که زن بد اخلاق دارد و او را طلا  ندهد و کسى که مالى پیش کسى دارد و شاهد بر آن نگیرد و کسى که مال خود را به سفیهى سپارد در صورتى که خداوند گفته است اموال خود را بدست سفیهان مسپارید.

۱۲۵۴ _ ثلاث جدّهنّ جدّ و هزلهنّ جدّ: النّکاح و الطّلاق و الرّجعه.

سه چیز است که جدى آن جدیست و شوخى آن نیز جدى است، نکاح و طلاق و رجوع.

۱۲۵۵ _ ثلاث حقّ على اللَّه أن لا یردّ لهم دعوه: الصائم حتّى یفطر و المظلوم حتّى ینتصر و المسافر حتّى یرجع.

سه کسند که بر خدا لازمست دعایشان را رد نکند روزه دار تا افطار کند و ستمدیده تا ستم از او دفع شود و مسافر تا بوطن خود باز گردد.

۱۲۵۶ _ ثلاث حقّ على کلّ مسلم: الغسل یوم الجمعه و السّواک و الطّیب.

سه چیز است که بر هر مسلمانى لازمست غسل جمعه و مسواک زدن و استعمال بوى خوش.

۱۲۵۷ _ ثلاث خصال من سعاده المرء المسلم فی الدّنیا: الجار الصّالح و المسکن الواسع و المرکب الهنیّ.

سه چیز در این جهان مایه سعادت مرد مسلمانست، همسایه خوب و خانه وسیع و مرکب- خوش رفتار.

۱۲۵۸ _ ثلاث خلال من لم تکن فیه واحده منهنّ کان الکلب خیرا منه: ورع یحجزه عن محارم اللَّه عزّ و جلّ أو حلم یردّ به جهل جاهل أو حسن خلق یعیش به فی النّاس.

سه صفت است که هر که یکى از آنها در او نیست سگ بر او شرف دارد، تقوائى که وى را از محرمات خدا مانع شود، یا علمى که بوسیله آن جهالت جاهلى را دفع نماید یا اخلاق نیکى که به وسیله آن با مردم زندگى کند.

۱۲۵۹ _ ثلاث دعوات مستجابات لا شکّ فیهنّ دعوه المظلوم و دعوه المسافر و دعوه الوالد على ولده.

سه دعا بدون شک مستجاب مى شود، دعاى ستمدیده و مسافر و نفرین پدر در حق فرزند.

۱۲۶۰ _ ثلاث فیهنّ البرکه: البیع إلى أجل و المقارضه و إخلاط البرّ بالشّعیر للبیت لا للبیع.

سه چیز مایه برکت است فروش نسیه و قرض بیکدیگر دادن و آمیختن گندم بجو براى مصرف نه براى فروش.

۱۲۶۱ _ ثلاث لا تؤخّر و هنّ الصّلاه إذا أتت و الجنازه إذا حضرت و الأیّم إذا وجدت کفؤا.

سه چیز را نباید تأخیر انداخت نماز همین که وقت آن رسید و بر داشتن جنازه وقتى آماده شد و شوهر دادن بیوه وقتى همشانى یافت.

۱۲۶۲ _ ثلاث لازمات لامّتی: سوء الظّنّ و الحسد و الطّیره فإذا ظننت فلا تحقّق و إذا حسدت فاستغفر اللَّه و إذا تطیّرت فامض.

سه چیز همراه امت من است بدگمانى و حسد و تفؤل وقتى گمان بد بردى گمان خود را محقق مدان و وقتى احساس حسد کردى از خدا آمرزش بخواه و وقتى تفؤل زدى بدان ترتیب اثر مده و براهى که در پیش دارى برو.

۱۲۶۳ _ ثلاث لا یجوز اللّعب فیهنّ: الطّلاق و النّکاح و العتق.

سه چیز است که شوخى در آن روا نیست طلاق و نکاح و آزاد کردن بنده.

۱۲۶۴ _ ثلاث لیس لأحد النّاس فیه رخصه: برّ الوالدین مسلما کان أو کافرا و الوفاء بالعهد لمسلم أو کافر و الأمانه إلى مسلم کان أو کافر.

سه چیز است که هیچ کس بترک آن مجاز نیست، نیکى با پدر و مادر مسلمان باشند یا کافر وفاى بعهد براى مسلمان یا کافر و رد امانت مسلمان یا کافر.

۱۲۶۵ _ ثلاث معلّقات بالعرش: الرّحم تقول: «اللّهمّ إنّی بک فلا أقطع» و الأمانه تقول: «اللّهمّ إنّی بک فلا أختان» و النّعمه تقول: «اللّهمّ إنّی بک فلا أکفر»

سه چیز بعرش آویخته است، خویشاوندى گوید «خدایا من بتو وابسته ام مرا نبرند» و امانت گوید: خدایا من بتو وابسته ام در من خیانت نکنند» و نعمت گوید: «خدایا من بتو وابسته ام مرا کفران نکنند».

۱۲۶۶ _ ثلاث من أبواب البرّ سخاء النّفس و طیب الکلام و الصّبر على الأذى.

سه چیز از لوازم نیکوکاریست جانبازى و نیکى گفتار و صبر بر آزار.

۱۲۶۷ _ ثلاث من أخلاق الإیمان: من إذا غضب لم یدخله غضبه فی باطل و من إذا رضى لم یخرجه رضاه من حقّ و من إذا قدر لم یتعاط ما لیس له.

سه چیز از لوازم ایمان است آنکه وقتى خشمگین شد خشمش وى را بکار ناحق واندارد و آنکه وقتى راضى شد رضایش او را از حق دور نسازد و آنکه وقتى قدرت داشت بدان چه حق ندارد دست نبرد.

۱۲۶۸ _ ثلاث من الإیمان: الإنفاق من الإقتار و بذل السّلام للعالم و الإنصاف من نفسک.

سه چیز از لوازم ایمان است، بخشش بهنگام تنگدستى و سلام به دانشمند و رعایت انصاف بر ضرر خویش.

۱۲۶۹ _ ثلاث من أوتیهنّ فقد أوتی مثل ما أوتی آل داود: العدل فی الغضب و الرّضا و القصد فی الفقر و الغنى و خشیه اللَّه تعالى فی السّرّ و العلانیه.

سه چیز است که هر که داشته باشد همان دارد که خانواده داود داشتند، عدالت هنگام خشم و رضا و اعتدال در فقر و توانگرى و ترس از خدا در آشکار و نهان.

۱۲۷۰ _ ثلاث منجیات: تکفّ لسانک و تبکی على خطیئتک و یسعک بیتک.

سه چیز مایه نجات است زبان خود را نگهدارى بر گناه خویش گریه کنى و در خانه خویش مقام گیرى.

۱۲۷۱ _ ثلاث من حقائق الإیمان: الإنفاق من الإقتار و إنصافک النّاس من نفسک و بذل العلم للمتعلّم.

سه چیز از حقایق ایمانست بخشش با تنگدستى و رعایت انصاف در باره مردم بر ضرر خویش و بذل علم براى دانش آموز.

۱۲۷۲ _ ثلاث من فعلهنّ ثقه باللَّه و احتسابا کان حقّا على اللَّه تعالى أن یعینه و أن یبارک له: من سعى فی فکاک رقبته ثقه باللَّه و احتسابا کان حقّا على اللَّه تعالى أن یعینه و أن یبارک له و من تزوّج ثقه باللَّه و احتسابا کان حقّا على اللَّه أن یعینه و أن یبارک له و من أحیا أرضا میته ثقه باللَّه و احتسابا کان حقّا على اللَّه تعالى أن یعینه و أن یبارک له.

سه کار است که هر کس باعتماد خدا و بانتظار ثواب کند بر خدا لازمست که وى را یارى کند و او را برکت دهد هر کس در آزاد ساختن خود باعتماد خدا و بامید ثواب بکوشد بر خدا لازم است که وى را یارى کند و او را برکت دهد و هر که باعتماد خدا و بامید ثواب ازدواج کند بر خدا لازم است که وى را یارى کند و او را برکت دهد و هر که اعتماد بخدا و بامید ثواب زمین بایرى را آباد کند بر خدا لازم است که ویرا یارى کند و او را برکت دهد.

۱۲۷۳ _ ثلاث من فعلهنّ فقد أجرم: من عقد لواء فی غیر حقّ أو عقّ والدیه أو مشى مع ظالم لینصره.

سه کار است که هر کس بکند خطا کار است هر کس پرچمى جز در راه حق برافرازد، یا با پدر و مادر بدى کند، یا با ستمگرى راه سپرد تا او را یارى کند.

۱۲۷۴ _ ثلاث من کنّ فیه آواه اللَّه فی کنفه و نشر علیه رحمته و أدخله جنّته: من إذا أعطی

سه چیز است که در هر که باشد خداوند او را در پناه خود جاى دهد و رحمت خویش را بر او بگستراند و داخل بهشت کند آنکه وقتى عطا بیند شکر گزارد و وقتى قدرت دارد عفو کند و وقتى بخشم آید سستى پیشه نماید.

۱۲۷۵ _ ثلاث من کنّ فیه استکمل خصال الإیمان الّذی إذا رضى لم یدخله رضاه فی باطل و إذا غضب لم یخرجه الغضب من الحقّ و إذا قدر لم یتعاط ما لیس له.

سه چیز است که در هر که باشد صفات ایمان در او کامل است آنکه وقتى خشنود شد بباطل نگراید و وقتى خشمگین شد از حق تجاوز نکند و وقتى قدرت یافت بمال کسان دست نبرد.

۱۲۷۶ _ ثلاث من کنّ فیه استوجب الثّواب و استکمل الإیمان: خلق یعیش به فی النّاس و ورع یحجزه عن محارم اللَّه تعالى و حلم یردّه عن جهل الجاهل.

سه چیز است که در هر که باشد سزاوار ثوابست و ایمانش کاملست اخلاقى که بوسیله آن با مردم زندگى کند و تقوائى که وى را از محرمات خدا دور سازد و حلمى که او را از جهالت با جاهل بر کنار دارد.

۱۲۷۷ _ ثلاث من کنّ فیه أظلّه اللَّه تحت ظلّ عرشه یوم لا ظلّ إلّا ظله: الوضوء على المکاره و المشی إلى المساجد فی الظلم و إطعام الجائع.

سه چیز است که در هر که باشد خداوند وى را روزى که سایه اى جزسایه خدا نیست در سایه عرش جاى دهد، وضو گرفتن با زحمت و راه مسجد سپردن در تاریکى و سیر کردن گرسنه.

۱۲۷۷ _ ثلاث من کنّ فیه حاسبه اللَّه تعالى حسابا یسیرا و أدخله الجنّه برحمته: تعطی من حرمک و تعفو عمّن ظلمک و تصل من قطعک.

سه چیز است که در هر که باشد خدا حساب را بر او آسان گیرد و ویرا باقتضاى رحمت خود ببهشت در آورد، عطا بآن کس که ترا محروم کرده است و عفو آن کس که بر تو ستم روا داشته است و پیوند با آن کس که از تو بریده است.

۱۲۷۸ _ ثلاث من کنّ فیه فإنّ اللَّه تعالى یغفر له ما سوى ذلک: من مات لا یشرک باللَّه شیئا و لم یکن ساحرا یتّبع السّحره و لم یحقد على أخیه.

سه چیز است که در هر که باشد خداوند همه گناهان او را مى بخشد هر که بمیرد و شریکى براى خدا قرار ندهد و جادوگر نباشد و جادوگران را پیروى نکند و نسبت به برادر خویش کینه نورزد.

۱۲۷۹ _ ثلاث من کنّ فیه فهو من الأبدال: الرّضا بالقضا و الصّبر عن محارم اللَّه و الغضب فی ذات اللَّه عزّ و جلّ.

سه چیز است که در هر که باشد از نیکانست، رضا بقضا و صرف نظر از محرمات خدا و خشمگین شدن در راه خدا.

۱۲۸۰ _ ثلاث من کنّ فیه فهو منافق و إن صام و صلّى و حجّ و اعتمر و قال: «إنّی مسلم» من إذا حدّث کذب و إذا وعد أخلف و إذا ائتمن خان.

سه چیز است که در هر که هست منافقست اگر چه روزه دارد و نماز گزارد و حج و عمره کند و گوید من مسلمانم، آنکه وقتى سخن گوید دروغ گوید و وقتى وعده کند تخلف ورزد و وقتى امانت گیرد خیانت کند.

۱۲۸۱ _ ثلاث من کنّ فیه فهى راجعه على صاحبها: البغى و المکر و النّکث.

سه چیز است که در هر که باشد بصاحب خود باز میگردد ستم و مکر و پیمان شکنى.

۱۲۸۲ _ ثلاث من کنّ فیه نشر اللَّه تعالى علیه کنفه و أدخله جنّته: رفق بالضّعیف و شفقه على- الوالدین و الإحسان إلى- المملوک.

سه چیز است که در هر که باشد خداوند وى را پناه دهد و ببهشت برد، مدارا با ناتوان و مهربانى با پدر و مادر و نیکى با زیر دست

۱۲۸۳ _ ثلاث من کنّ فیه وجد حلاوه الإیمان: أن یکون اللَّه و رسوله أحبّ إلیه ممّا سواهما و أن یحبّ المرء لا یحبّه إلّا للَّه و أن یکره أن یعود فی الکفر بعد إذ أنقذه اللَّه منه کما یکره أن یلقى فی النّار.

سه چیز است که در هر که هست شیرینى ایمان را چشیده است آنکه خدا و پیغمبرش را از همه دوستتر دارد دیگر آنکه کسى را براى خدا دوست دارد سوم آنکه پس از آنکه خدا او را از کفر نجات داد از باز گشت بدان بیزار است چنان که افتادن در آتش را دوست ندارد.

۱۲۸۴ _ ثلاث من کنّ فیه وقی شحّ نفسه: من أدّى الزّکاه و قرى الضّیف و أعطى فی النّائبه.

سه چیز است که در هر که هست از بخل بر کنار است آنکه زکات میدهد و مهمان میبرد و در سختى بخشش میکند.

۱۲۸۵ _ ثلاث من کنوز البرّ: إخفاء الصّدقه و کتمان المصیبه و کتمان الشّکوى یقول اللَّه: إذا ابتلیت عبدی فصبر و لم یشکنی إلى عوّاده أبدلته لحما خیرا من لحمه و دما خیرا من دمه فإن أبرأته أبرأته و لا ذنب له و إن توفّیته فإلى رحمتی.

سه چیز از گنجینه هاى نیکى است مخفى ساختن صدقه و پنهان داشتن مصیبت و مستور ساختن شکایت، خداوند گوید: وقتى بنده خود را مبتلا ساختم و صبر کرد و با عیادت کنندگان خود از من شکایت نکرد گوشتى بهتر از گوشت او و خونى بهتر از خون وى بدو میدهم اگر او را شفا دادم همه گناهانش محو شده است و اگر جانش را گرفتم او را مشمول رحمت خود کرده ام

۱۲۸۶ _ ثلاث من کنوز البرّ: کتمان الأوجاع و البلوى و المصیبات و من بثّ لم یصبر.

سه چیز از گنجینه هاى نیکى است نهان داشتن دردها و گرفتارى ها و مصیبتها هر که مصیبت خود را آشکار سازد بر آن صبر نتواند کرد.

۱۲۸۷ _ ثلاث من لم یکنّ فیه لم یتمّ عمله ورع یحجزه عن معاصی اللَّه و خلق یداری به النّاس و حلم یردّ به جهل الجهّال.

سه چیز است که در هر که نیست کارش سرانجام نگیرد تقوائى که ویرا از گناه باز دارد و اخلاقى که با مردم مدارا کند و حلمى که با آن سبکى سبکسران دفع کند.

۱۲۸۸ _ ثلاث من مکارم الأخلاق فی الدّنیا و الآخره أن تعفو عمّن ظلمک و تصل من قطعک و تحلم عمّن جهل علیک.

سه چیز در جهان از فضائل اخلاقست از ستمگر درگذرى، و با کسى که از تو بریده پیوند گیرى و با کسى که با تو سبکسرى میکند بحلم رفتار کنى.

۱۲۸۹ _ ثلاث من نعیم الدّنیا و إن کان لا نعیم لها مرکب وطئ و المرأه الصّالحه و المنزل الواسع.

سه چیز از نعیم دنیاست اگر چه دنیا نعیمى نیست مرکب راهوار و زن پارسا و خانه وسیع.

۱۲۹۰ _ ثلاث مهلکات و ثلاث منجیات فالمهلکات شحّ مطاع و هوى متّبع و إعجاب المرء بنفسه و الثّلث المنجیات خشیه اللَّه فی السّرّ و العلانیه و القصد فی الغنا و الفقر و العدل فی الغضب و الرّضا.

سه چیز هلاک کننده است و سه چیز نجات دهنده است، سه چیز هلاک کننده بخلى است که مطیع آن شوند و هوسى است که از آن پیروى کنند. و اعجاب مرد نسبت به خویشتن و سه چیز نجات دهنده ترس از خداست در آشکار و نهان و اعتدال در فقر و توانگرى و عدالت در حال خشم و خشنودى.

۱۲۹۱ _ ثلاث یجلین البصر: النّظر إلى الخضره و إلى الماء الجاری و إلى الوجه الحسن.

سه چیز چشم را قوت میدهد، دیدن سبزه و آب جارى و روى خوب.

۱۲۹۲ _ ثلاث یدرک بهنّ العبد رغائب الدّنیا و الآخره الصّبر على البلاء و الرّضا بالقضاء و الدّعاء فی الرّخاء.

سه چیز است که بنده بوسیله آن خواستنیهاى دنیا و آخرت را بدست مى آورد، صبر بر بلا و رضا بقضا و دعا در حال فراخدستى.

۱۲۹۳ _ ثلاث یصفین لک ودّ أخیک تسلّم علیه إذا لقیته و توسّع له فی المجلس و تدعوه بأحبّ أسمائه إلیه.

سه چیز محبت دوست را خالص میکند سلامش کنى وقتى او را دیدى در مجلس جاى او را باز کنى و او را ببهترین نامهایش بخوانى.

۱۲۹۴ _ ثمانیه أبغض خلیقه اللَّه یوم القیامه: ألسّقارون- و هم الکذّابون و الخیّالون- و هم المستکبرون- و الّذین یکنزون البغضاء لإخوانهم فی صدورهم فإذا لقوهم تخلّقوا لهم و الّذین إذا دعوا إلى اللَّه و رسوله کانوا بطاء و إذا دعوا إلى الشّیطان کانوا سراعا و الّذین لا یشرف لهم طمع من الدّنیا إلّا استحلّوه بأیمانهم و إن لم یکن لهم ذلک بحقّ و المشّاءون بالنّمیمه و المفرّقون بین الأحبّه و الباغون البرآء الدّحضه أولئک یقذرهم الرّحمن عزّ و جلّ.

هشت کسند که روز رستاخیز از همه خلق خدا منفورترند، دروغ گویان و متکبران و آنها که دشمنى برادران خود را در دل دارند ولى وقتى آنها را ببینند گشاده روئى کنند و آنها که وقتى بسوى خدا و پیغمبر دعوت شوند کند باشند و همین که بسوى شیطان دعوت شوند تند باشند و آنها که وقتى بچیزى از مطامع دنیا رغبت کردند آن را بقسم جلب کنند اگر چه بدان حق نداشته باشند و سخن چینان و آنها که میان دوستان جدائى اندازند و کسانى که بر بیگناهان از پا افتاده ستم کنند آنها را خداوند کثیف میشمارند.

۱۲۹۵ _ ثمن الخمر حرام و مهر البغیّ حرام و ثمن الکلب حرام و الکوبه حرام و إن أتاک صاحب الکلب یلتمس ثمنه فاملاء یدیه ترابا و الخمر و المیسر حرام و کلّ مسکر حرام.

قیمت شراب حرام است و مهر زنا کار حرام است و قیمت سگ حرام است و شطرنج حرام است اگر صاحب سگ پیش تو آمد و قیمت آن را خواست دستهاى او را پر از خاک کن، شراب و قمار حرام است و هر مست کننده اى حرام است.

۱۲۹۶ _ الثّلث و الثّلث کثیر إنّک أن تذر ورثتک أغنیاء خیر من أن تذرهم عالّه یتکفّفون النّاس و إنّک لن تنفق نفقه تبتغی بها وجه اللَّه إلّا أجرت بها حتّى ما تجعل فی فی أمرأتک.

ضمن وصیت فقط ثلث مال خود را بدیگران ده و ثلث بسیار است تو اگر وارثان خود را بى نیاز واگذارى بهتر از آنست که فقیر و محتاج مردم باشند، تو هیچ خرجى در راه خدا نمیکنى مگر آنکه در مقابل آن پاداش مییابى حتى غذائى که بزن خود میخورانى.

۱۲۹۷ _ الثّیّب أحقّ بنفسها من ولیّها و البکر یستأذنها أبوها فی نفسها و إذنها صماتها.

زن به اظهار نظر در کار خویش بر ولى خود مقدم است و دوشیزه نیز پدرش باید در باره کارش از او اجازه بگیرد و اجازه او سکوت است.

۱۲۹۸ _ جار الدّار أحقّ بدار الجار.

همسایه خانه در خرید خانه همسایه مقدم است.

۱۲۹۹ _ جالس الأبرار فإنّک إذا فعلت خیرا حمدوک و إن أخطأت لم یعنّفوک.

با نیکان مجالست کن که اگر خوبى کردى ترا ستایش کنند و اگر خطا کردى با تو بسختى رفتار نکنند.

۱۳۰۰ _ جالسوا الکبراء و سائلوا العلماء و خالطوا الحکماء.

با بزرگان مجالست کنید و از دانشمندان بپرسید و با حکیمان آمیزش کنید.