۱۴۰۱ _ حوسب رجل ممّن کان قبلکم فلم یوجد له من الخیر شی ء إلّا أنّه کان رجلا موسرا و کان یخالط النّاس و کان یأمر غلمانه أن یتجاوزوا عن المعسر فقال اللَّه عزّ و جلّ لملائکته نحن أحقّ بذلک منه تجاوزوا عنه.

یکى از پیشینیان را به حساب کشیدند و کار نیکى نداشت جز آنکه مرد توانگرى بود و با مردم داد و ستد داشت و بغلامان خود میگفت از مطالبه واماندگان درگذرید خداوند بفرشتگان گفت ما بگذشت از او سزاوارتریم، از او درگذرید.

۱۴۰۲ _ الحجّ المبرور لیس له جزاء إلّا الجنّه.

حج مقبول سزائى جز بهشت ندارد.

۱۴۰۳ _ الحجّ جهاد کلّ ضعیف و جهاد المرأه حسن التّبعّل.

حج جهاد ضعیفان است و جهاد زن، شوهردارى خوب است.

۱۴۰۴ _ الحرائر صلاح البیت و الإماء فساد البیت.

زن آزاد مایه اصلاح خانه است و زن بنده موجب فساد خانه است.

۱۴۰۵ _ الحرام بیّن و الحلال بیّن فدع ما یریبک إلى مالا یریبک.

حرام روشن است و حلال روشن است چیزهاى شبهه ناک را بگذار و چیزهاى بى شبهه را برگیر.

۱۴۰۶ _ الحرب خدعه.

جنگ یعنى خدعه.

۱۴۰۷ _ الحریص الّذی یطلب المکسبه من غیر حلّها.

حریص آنست که سود به نامشروع جوید.

۱۴۰۸ _ الحزم سوء الظّنّ.

دور اندیشى بد گمان بودن است.

۱۴۰۹ _ الحسب المال.

برترى را بمال دانند.

۱۴۱۰ _ الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النّار الحطب و الصّدقه تطفى ء الخطیئه کما یطفى ء الماء النّار.

حسد کارهاى نیک را میخورد چنان که آتش هیزم را میخورد و صدقه گناه را نابود میکند چنان که آب آتش را خاموش میکند.

۱۴۱۱ _ الحسد یفسد الإیمان کما یفسد الصّبر العسل.

حسد ایمان را فاسد میکند چنان که صبر تلخ عسل را فاسد میکند.

۱۴۱۲ _ الحکمه ضالّه المؤمن یأخذها ممّن سمعها و لا تبالی فی أیّ وعاء خرجت.

حکمت گمشده مؤمن است از هر که بشنود فرا گیرد و اهمیت ندهد که از کجا آمده است.

۱۴۱۴ _ الحلال بیّن و الحرام بیّن و بینهما أمور مشتبهات لا یعلمها کثیر من النّاس: فمن اتّقى الشّبهات فقد استبرأ لعرضه و دینه و من وقع فی الشّبهات وقع فی الحرام کراع یرعى حول الحمى یوشک أن یواقعه ألا و إنّ لکلّ ملک حمى ألا و إنّ حمى اللَّه تعالى فی أرضه محارمه ألا و إنّ فی الجسد مضغه إذا صلحت صلح الجسد کلّه و إذا فسدت فسد الجسد کلّه ألا و هی القلب.

حلال روشن است و حرام روشن است و میان آنها چیزهاى شبهه ناک هست که بسیارى از مردم آن را ندانند، هر که از چیزهاى شبهه ناک دورى گیرد دین و آبروى خود را از ارتکاب محرمات بر کنار داشته و هر که در چیزهاى شبهه ناک افتد در حرام افتد مانند چوپانى که اطراف قرق گوسفند چراند بیم میرود که در قرق افتد. بدانید که هر پادشاهى قرقى دارد و قرق خداوند در زمین محرمات اوست بدانید که در تن پاره گوشتى است که اگر بصلاح آمد همه تن بصلاح آید و اگر بفساد آمد همه تن به فساد آید بدانید که او همین قلب است.

۱۴۱۵ _ الحلال ما أحلّ اللَّه فی کتابه و الحرام ما حرّم اللَّه فی کتابه و ما سکت عنه فهو ممّا عفی عنه.

حلال آنست که خداوند در قرآن حلال کرده باشد و حرام آنست که خداوند در قرآن حرام کرده باشد و هر چه را مسکوت گذاشته مورد گذشت است.

۱۴۱۶ _ الحلف حنث أو ندم.

سرانجام قسم یا شکستن است یا پشیمانى.

۱۴۱۷ _ الحلف منفقه للسّلعه ممحقه للبرکه.

قسم در معامله جنس را تمام و برکت را نابود میکند.

۱۴۱۸ _ الحلیم سیّد فی الدّنیا و سیّد فی الآخره.

بردبار در دنیا و آخرت بزرگوار است.

۱۴۱۹ _ الحمد على النّعمه أمان لزوالها.

سپاس بر نعمت مایه امنیت از زوال آنست.

۱۴۲۰ _ الحمره من زینه الشّیطان.

سرخى آرایش شیطان است.

۱۴۲۱ _ الحمّى تحتّ الخطایا کما تحتّ الشّجره ورقها.

تب گناهان را میریزد چنان که درخت برگهاى خود را میریزد.

۱۴۲۲ _ الحمّى حظّ کلّ مؤمن من النّار و حمّى لیله تکفّر خطایا سنه.

تب قسمت مؤمن از آتش جهنم است و تب یک شب گناهان یک سال را محو میکند.

۱۴۲۳ _ الحمّى رائد الموت و سجن اللَّه فی الأرض.

تب پیشاهنگ مرگ و زندان خداوند در روى زمین است.

۱۴۲۴ _ الحیاء خیر کلّه.

حیا سراسر نیکى است.

۱۴۲۵ _ الحیاء زینه و التّقى کرم و خیر المرکب الصّبر و انتظار الفرج من اللَّه عزّ و جلّ عباده.

حیا مایه زینت و تقوى مایه بزرگى است و بهترین وسیله وصول بمقصود صبر است و انتظار گشایش از طرف خداوند عبادت است.

۱۴۲۶ _ الحیاء شعبه من الإیمان.

حیا شعبه اى از ایمان است.

۱۴۲۷ _ الحیاء لا یأتی إلّا بخیر.

از حیا جز نیکى نمى آید.

۱۴۲۷ _ الحیاء من الإیمان و الإیمان فی الجنّه و البذاء من الجفاء و الجفاء فی النّار.

حیا از لوازم ایمان است و ایمان در بهشت است و بد زبانى از خشونت است و خشونت در جهنم است.

۱۴۲۸ _ الحیاء هو الدّین کلّه.

حیا تمام دین است.

۱۴۲۹ _ الحیاء و الإیمان قرنا جمیعا فإذا رفع أحدهما رفع الآخر.

حیا و ایمان قرین یک دیگرند اگر یکى از میان برخاست دیگرى هم برود.

۱۴۳۰ _ الحیاء و الإیمان مقرونان فی قرن واحد فإذا سلب أحدهما تبعه الآخر.

حیا و ایمان قرین یک دیگرند اگر یکى رفت دیگرى نیز همراه آن میرود.

۱۴۳۲ _ الحیاء و الإیمان مقرونان لا یفترقان إلّا جمیعا.

حیا و ایمان قرین یک دیگرند و جز با هم از کسى دور نشوند.

۱۴۳۳ _ الحیاء و العىّ شعبتان من الإیمان و البذاء و البیان شعبتان من النّفاق.

حیا و کمزبانى دو شعبه ایمان است و خشونت و زبان آورى از لوازم نفاق است.

۱۴۳۴ _ خاب عبد و خسر لم یجعل اللَّه تعالى فی قلبه رحمه للبشر.

بنده اى که خداوند رحم نسبت بکسان را در دل او قرار نداده زیانکار است.

۱۴۳۵ _ خدمتک زوجتک صدقه.

خدمتى که بزن خود میکنى صدقه است.

۱۴۳۶ _ خالطوا النّاس بأخلاقهم و خالفوهم فی أعمالهم.

با مردان در اخلاقشان مخالط باشید و در اعمالشان مخالف.

۱۴۳۷ _ خذ الأمر بالتّدبیر فإن رأیت فی عاقبته خیرا فأمض و إن خفت غیّا فأمسک.

کار را بتدبیر بنگر اگر در سر انجام آن خیرى هست قدم بگذار و اگر از عاقبت آن بیم دارى دست نگهدار.

۱۴۳۸ _ خذوا على أیدی سفهائکم.

از تجاوز سفیهان خود جلوگیرى کنید.

۱۴۳۹ _ خذوا من العمل ما تطیقون فإنّ اللَّه لا یملّ حتّى تملّوا.

عمل بقدر طاقت کنید زیرا ملالت شما مایه ملالت خدا مى شود.

۱۴۴۰ _ خرج رجل ممّن کان قبلکم فی حلّه له یختال فیها فأمر اللَّه الأرض فأخذته فهو یتجلجل فیها إلى یوم القیامه.

مردى از پیشینان حله اى پوشید و مکبرانه بیرون آمد خداوند بزمین فرمان داد تا او را گرفت و تا روز قیامت در آن دست و پا میزند.

۱۴۴۱ _ خرج نبىّ من الأنبیاء بالنّاس یستسقون اللَّه تعالى فإذا هو بنمله رافعه بعض قوائمها إلى السّماء فقال ارجعوا فقد استجیب لکم من أجل هذه النّمله.

پیغمبرى با مردم براى دعاى باران بیرون آمد مورچه اى را دید که دست خود را بطرف آسمان بلند کرده است گفت باز گردید که خدا بخاطر این مورچه دعاى شما را پذیرفت.

۱۴۴۲ _ خشیه اللَّه رأس کلّ حکمه و الورع سیّد العمل.

ترس خدا سر همه حکمتهاست و ورع پیشواى اعمال است.

۱۴۴۳ _ خصّ البلاء بمن عرف النّاس و عاش فیهم من لم یعرفهم.

هر که کسان را شناخت قرین بلا شد و هر که نشناختشان در میانشان آسوده زیست.

۱۴۴۴ _ خصلتان لا یجتمعان فی مؤمن: البخل و سوء الخلق.

دو صفت است که در مؤمن جمع نشود بخل و بدخوئى.

۱۴۴۵ _ خصلتان لا یجتمعان فی منافق حسن سمت و لا فقه فی الدّین.

دو خصلت است که در منافق جمع نشود نیکنامى و دانائى در امور دین.

۱۴۴۶ _ خصلتان لیس فوقهما من البرّ شی ء الإیمان باللَّه و النّفع لعباد اللَّه.

دو خصلت است که نیکتر از آن نیست ایمان بخدا و سودمندى براى بندگان خدا.

۱۴۴۷ _ خصلتان من کانتا فیه کتبه اللَّه شاکرا صابرا و من لم یکونا فیه لم یکتبه اللَّه لا شاکرا و لا صابرا: من نظر فی دینه إلى من هو فوقه فاقتدى به و نظر فی دنیاه إلى من هو دونه فحمد اللَّه على ما فضّله به علیه کتبه اللَّه شاکرا صابرا و من نظر فی دینه إلى من هو دونه و نظر فی دنیاه إلى من هو فوقه فأسف على ما فاته منه لم یکتبه اللَّه شاکرا و لا صابرا.

دو خصلت است که در هر که باشد خدا او را صبور و شکرگزار رقم زند و هر که از آن بى بهره باشد ویرا نه صابر رقم زند نه شکرگزار هر که در کار دین بکسى که فراتر از اوست بنگرد و او را پیروى کند و در کار دنیا بآن که فروتر از اوست بنگرد و خدا را بر آنچه بیشتر دارد شکر کند، خدا او را صابر و شاکر رقم زند و هر که در کار دین به آنکه فروتر از اوست بنگرد و در کار دنیا بآن که فراتر از اوست بنگرد و بر آنچه کمتر دارد تأسف خورد خدا او را نه صابر رقم زند نه شکرگزار.

۱۴۴۸ _ خلّتان کثیر من النّاس فیهما مفتون الصّحّه و الفراغ.

دو صفت است که بیشتر مردم بدان دلباخته اند صحت و فراغت.

۱۴۴۹ _ خلّفت فیکم شیئین لن تضلّوا بعدهما: کتاب اللَّه و سنّتی و لن یتفرّقا حتّى یردا علیّ الحوض.

دو چیز میان شما واگذاشتم که بعد از آن گمراه نخواهید شد قرآن و روش من و این دو از هم جدا نشوند تا بر سر حوض بمن برسند.

۱۴۵۰ _ خلق اللَّه الخلق فکتب آجالهم و أعمالهم و أرزاقهم.

خداوند خلق را بیافرید و زندگى و اعمال و ارزاقشان را رقم زد.

۱۴۵۱ _ خلق اللَّه عزّ و جلّ الجنّ ثلاثه أصناف: صنف حیّات و عقارب و خشاش الأرض و صنف کالرّیح فی الهواء و صنف علیهم الحساب و العقاب و خلق اللَّه الإنس ثلاثه أصناف: صنف کالبهائم و صنف أجسادهم أجساد بنی آدم و أرواحهم أرواح الشّیاطین و صنف فی ظلّ اللَّه یوم لا ظلّ إلّا ظلّه.

خداوند جن را سه قسم آفریده یک قسم مارها و عقربها و حشراتند و قسم دیگر مانند باد در هوا روانند و قسم دیگر حساب و عقاب دارند و آدمیان را سه قسم آفریده یک قسم مانند چهارپایانند و قسم دیگر تنهایشان مانند تن آدمیان و جانهایشان مانند جانهاى شیاطین است و قسم دیگر روزى که سایه اى جز سایه خدا نیست در سایه او هستند.

۱۴۵۲ _ خلق اللَّه مائه رحمه فوضع رحمه واحده بین خلقه یتراحمون بها و خبأ عنده مائه إلّا واحده.

خداوند صد جزء رحمت آفرید و یکى را میان خلق نهاد که بوسیله آن بر یک دیگر رحم کنند و نود و نه جزء آن را پیش خود نگهداشت.

۱۴۵۳ _ خلق اللَّه یحیى ابن زکریّا فی بطن أمّه مؤمنا و خلق فرعون فی بطن أمّه کافرا.

خداوند یحیى پسر زکریا را در شکم مادر مؤمن خلق کرد و فرعون را در شکم مادر کافر آفرید.

۱۴۵۴ _ خلقان یحبّهما اللَّه و خلقان یبغضهما اللَّه فأمّا اللّذان یحبّهما اللَّه فالسّخاء و السّماحه و أمّا اللّذان یبغضهما اللَّه فسوء الخلق و البخل و إذا أراد اللَّه بعبد خیرا استعمله على قضاء حوائج النّاس.

دو صفت را خدا دوست دارد، و دو صفت را دشمن دارد، دو صفتى که خدا دوست دارد بخشش است و گذشت و دو صفتى که خدا دشمن دارد بدخوئى و بخلست و همین که خدا براى بنده اى نیکى خواهد وى را براى رفع حوائج مردم بکار میبرد.

۱۴۵۵ _ خلّلوا بین أصابعکم لا یخلّل اللَّه بینها بالنّار.

هنگام وضو میان انگشتان خود فاصله دهید تا خدا بوسیله آتش میان آنها را فاصله ندهد.

۱۴۵۶ _ خلّلوا لحاکم و قصّوا أظفارکم فإنّ الشّیطان یجری ما بین الّلحم و الظّفر.

ریشهاى خود را شانه کنید و ناخنهاى خود را کوتاه سازید زیرا شیطان میان گوشت و ناخن روانست.

۱۴۵۷ _ خمس بخمس ما نقض قوم العهد إلّا سلّط علیهم عدوّهم و ما حکموا بغیر ما أنزل اللَّه إلّا فشا فیهم الفقر و لا ظهرت فیهم الفاحشه إلا فشا فیهم الموت و لا طفّفوا المکیال إلّا منعوا النّبات و أخذوا بالسّنین و لا منعوا الزّکاه إلّا حبس عنهم القطر.

پنج چیز از لوازم پنج چیز ست کسانى که پیمان شکنند دشمنشان بر آنها مسلط شود و کسانى که بر خلاف آنچه خدا گفته قضاوت کنند فقر میان آنها رواج یابد و کسانى که بى عفتى میان آنها رواج یابد مرگ ناگهانى میان آنها شایع شود و کسانى که کم فروشى پیشه کنند بقحط دچار شوند و کسانى که زکاه ندهند به خشگسالى مبتلا گردند.

۱۴۵۸ _ خمسه من مصائب الدّنیا فوت الحبیب و ذهاب المال و شماته الأعداء و ترک العلم و امرأه سوء.

پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست و تلف شدن مال و سرزنش دشمنان و ترک دانش و زن بد.

۱۴۵۹ _ خمس خصال یفطّرن الصّائم و ینقضن الوضوء: الکذب و الغیبه و النّمیمه و النّظر بشهوه و الیمین الکاذبه.

پنج کار است که روزه را باطل میکند و وضو را میشکند، دروغ و غیبت و سخن چینى و نظر شهوت و قسم دروغ.

۱۴۶۰ _ خمس دعوات یستجاب لهنّ: دعوه المظلوم حتّى ینتصر و دعوه الحاجّ حتّى یصدر و دعوه الغازی حتّى یقفل و دعوه المریض حتّى یبرأ و دعوه الأخ لأخیه بظهر الغیب و أسرع هذه الدّعوات إجابه دعوه الأخ لأخیه بظهر الغیب.

پنج دعاست که مستجاب مى شود دعاى مظلوم تا یارى شود و دعاى زائر کعبه تا باز گرددو دعاى کسى که بجهاد میرود تا باقامتگاه خود برسد و دعاى مریض تا شفا یابد، و دعاى برادرى که در غیبت برادر خود براى او کند و این دعا از همه دعاها زودتر مستجاب مى شود.

۱۴۶۱ _ خمس لیس لهنّ کفّاره: الشّرک باللَّه و قتل النّفس بغیر حقّ و بهت المؤمن و الفرار من الزّحف و یمین صابره یقتطع بها مالا بغیر حقّ.

پنج گناهست که محوشدنى نیست، شریک قرار دادن براى خدا و کشتن کسان بناحق و بهتان زدن بمؤمن و فرار از جنگ و قسم ناحق که بوسیله آن مال کسان را ببرند.

۱۴۶۲ _ خمس من الإیمان من لم یکن فیه شی ء منهنّ فلا إیمان له التّسلیم لأمر اللَّه و الرّضا بقضاء اللَّه و التّفویض إلى اللَّه و التّوکّل على اللَّه و الصّبر عند الصّدمه الأولى.

نج چیز از لوازم ایمانست و هر که یکى از آنها در او نباشد ایمان ندارد تسلیم بفرمان خدا و رضا بقضاى خدا و تفویض کارها بخدا و توکل بخدا و صبر هنگام صدمه نخستین.

۱۴۶۳ _ خمس من سنن المرسلین: الحیاء و الحلم و الحجامه و السّواک و التّعطّر.

پنج چیز از سنت پیغمبرانست حیا و حلم و حجامت و مسواک و عطر زدن.

۱۴۶۴ _ خمس هنّ من قواصم الظّهر: عقوق الوالدین و المرأه یأتمنها زوجها تخونه و الإمام یطیعه النّاس و یعصی اللَّه و رجل وعد عن نفسه خیرا فأخلف و اعتراض المرء فی أنساب النّاس.

پنج چیز کمر شکن است، بد- رفتارى با پدر و مادر و زنى که شوهرش بدو اطمینان دارد ولى بدو خیانت کند و پیشوائى که مردم او را اطاعت کنند ولى او خدا را اطاعت نکند و مردى که وعده دهد و تخلف کند و بد گوئى شخص در باره نسب مردم.

۱۴۶۵ _ خمس یعجّل اللَّه لصاحبها- العقوبه: البغى و الغدر و عقوق الوالدین و قطیعه الرّحم و معروف لا یشکر.

پنج چیز است که خدا مرتکب آن را زود کیفر میدهد ستم و خیانت و بد- رفتارى با پدر و مادر و بریدن از خویشاوندان و حق نشناسى.

۱۴۶۶ _ خیار أئمّتکم الّذین تحبّونهم و یحبّونکم و تصلّون علیهم و یصلّون علیکم و شرار أئمّتکم الّذین تبغضونهم و یبغضونکم و تلعنونهم و یلعنونکم.

بهترین پیشوایان شما کسانى هستند که آنها را دوست دارید و شما را دوست دارند شما آنها را دعا کنید و آنها نیز شما را دعا کنند و بدترین پیشوایان شما کسانى هستند که آنها را دشمن دارید و شما را دشمن دارند و آن ها را نفرین کنید و شما را نفرین کنند.

۱۴۶۷ _ خیار المؤمنین القانع و شرارهم الطّامع.

بهترین مؤمنان کسى است که قانعست و بدترین آنها کسى است که طمعکار است.

۱۴۶۸ _ خیار أمّتی أحدّاؤها الّذین إذا غضبوا رجعوا.

بهترین امت من تندخویانند که وقتى بخشم آیند زود آرام شوند.

۱۴۶۹ _ خیار أمّتی علماؤها و خیار علمائها حلماؤها.

بهترین امت من دانشمندانند و بهترین دانشمندان امت من بردبارانند.

۱۴۷۰ _ خیار أمّتی علماؤها و خیار علمائها رحماؤها ألا و إنّ اللَّه تعالى لیغفر للعالم أربعین ذنبا قبل أن یغفر للجاهل ذنبا واحدا، ألا و إنّ العالم الرّحیم یجی ء یوم القیامه و إنّ نوره قد أضاء بمشی فیه ما بین المشرق و المغرب کما یضی ء الکواکب الدّرّیّ.

بهترین امت من دانشمندانند و بهترین دانشمندان امت من رحیمانند بدانید که خدا پیش از آنکه یک گناه نادان را ببخشد چهل گناه دانشمند را مى بخشد و بدانید که دانشمند رحیم روز رستاخیز مى آید و در نور خود که فاصله میان مشرق و مغرب را چون ستاره هاى درخشان روشن کرده راه رود.

۱۴۷۱ _ خیار أمّتی من دعا إلى اللَّه تعالى و حبّب عباده إلیه.

بهترین امت من کسى است که مردم را بسوى خدا بخواند و بندگان خدا را دوستدار او سازد.

۱۴۷۲ _ خیارکم أحاسنکم أخلاقا الّذین یألفون و یؤلفون.

بهترین شما کسانى هستند که اخلاقشان بهتر است و با مردم سازگارند و کسان را با یک دیگر سازگارى دهند.

۱۴۷۴ _ خیارکم أحسنکم قضاء للدّین.

بهترین شما کسانى هستند که قرض خود را بهتر ادا کنند.

۱۴۷۵ _ خیارکم أطولکم أعمارا و أحسنکم أخلاقا.

بهترین شما کسانى هستند که عمرشان درازتر و اخلاقشان نیکتر است.

۱۴۷۶ _ خیارکم أطولکم أعمارا و أحسنکم أعمالا.

بهترین شما کسانى هستند که عمرهایشان درازتر و اعمالشان بهتر است.

۱۴۷۷ _ خیارکم خیارکم لنسائهم.

بهترین شما کسانى هستند که براى زنان خود بهتر باشند.

۱۴۷۷ _ خیارکم خیرکم لأهله.

بهترین شما کسى است که براى کسان خود بهتر است.

۱۴۷۸ _ خیارکم من ذکّرکم باللَّه رؤیته و زاد فی علمکم منطقه و رغّبکم فی الآخره عمله.

بهترین شما آن کس است که دیدار او خدا را بیاد شما آرد و سخنانش دانش شما را بیفزاید و رفتارش شما را بآخرت راغب سازد.

۱۴۷۹ _ خیر الأصحاب صاحب إذا ذکرت اللَّه أعانک و إذا نسیت ذکّرک.

بهترین یاران کسى است که وقتى خدا را یاد کردى ترا کمک کند وقتى یاد خدا را فراموشى کردى او را بیاد تو آورد.

۱۴۸۰ _ خیر الأصحاب عند اللَّه خیرهم لصاحبه و خیر الجیران عند اللَّه خیرهم لجاره.

بهترین رفیقان پیش خدا کسیست که براى رفیق خود بهتر باشد و بهترین همسایگان کسى است که براى همسایه خود بهتر باشد.

۱۴۸۱ _ خیر الأمور أوسطها.

بهترین کارها آنست که به اعتدال نزدیکتر است.

۱۴۸۲ _ خیر الدّنیا و الآخره مع العلم و شرّ الدّنیا و الآخره مع الجهل.

نیکى دنیا و آخرت با دانش هم راهست و بدى دنیا و آخرت با نادانى قرین است.

۱۴۸۳ _ خیر الذّکر الخفیّ و خیر- الرّزق ما یکفی.

بهترین ذکرها آنست که مخفى باشد و بهترین روزیها آنست که کافى باشد.

۱۴۸۴ _ خیر الرّزق ما کان یوما بیوم کفافا.

بهترین روزى آنست که روز به روز بحد کفایت برسد.

۱۴۸۵ _ خیر الرّفقاء أربعه و خیر- الطّلائع أربعمائه و خیر الجیوش أربعه آلاف.

بهترین دوستان چهار تن و بهترین پیش قراولان چهار صد و بهترین سپاهیان چهار هزار است.

۱۴۸۶ _ خیر الزّاد التّقوى و خیر ما ألقی فی القلب الیقین.

بهترین توشه هاى سفر حیات تقوى است و بهترین صفات قلب ایمان است.

۱۴۸۷ _ خیر الشّهاده ما شهد بها صاحبها قبل أن یسألها.

بهترین شهادت ها شهادتى است که پیش از آنکه بپرسند ادا شود.

۱۴۸۸ _ خیر الشّهود من أدّى شهادته قبل أن یسألها.

بهترین شاهدان کسى است که پیش از آنکه بپرسند شهادت دهد.

۱۴۸۹ _ خیر الصّداق أیسره.

بهترین مهرها آنست که سبکتر باشد.

۱۴۹۰ _ خیر الصّدقه ما أبقت غنى و الید العلیا خیر من الید السّفلى و ابداء بمن تعول.

بهترین صدقه ها آنست که چیزى پس از آن بجاى ماند، و دست دهنده بهتر از دست گیرنده است و صدقه را از نانخوران خود آغاز کن.

۱۴۹۱ _ خیر الصّدقه ما کان عن ظهر غنى.

بهترین صدقه آنست که با فراخ دستى انجام دهند.

۱۴۹۲ _ خیر العباده أخفیها.

بهترین عبادت ها آنست که پنهان تر است.

۱۴۹۳ _ خیر العمل أن تفارق الدّنیا و لسانک رطب من ذکر اللَّه.

بهترین کارها آنست که هنگام مفارقت از جهان زبانت به نام خدا گویا باشد.

۱۴۹۴ _ خیر العمل ما نفع و خیر الهدى ما اتّبع.

بهترین اعمال آنست که سودمند باشد و بهترین هدایتها آنست که پیروى کنند.

۱۴۹۵ _ خیر الکسب کسب ید العامل إذا نصح.

بهترین کسبها کسبى است که کارگر با دست کند اگر با دقت انجام گیرد.

۱۴۹۶ _ خیر المجالس أوسعها.

بهترین مجالس آنست که وسیع تر باشد.

۱۴۹۷ _ خیر المسلمین من سلم- المسلمون من یده و لسانه.

بهترین مسلمانان کسى است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند.

۱۴۹۸ _ خیر النّاس أحسنهم خلقا.

بهترین مردم کسانى هستند که اخلاقشان نیک تر باشد.

۱۴۹۹ _ خیر النّاس أقرؤهم و أفقههم فی دین اللَّه و أتقاهم للَّه و آمرهم بالمعروف و أنهاهم عن المنکر و أوصلهم للرّحم.

بهترین مردم کسانى هستند که قرآن بهتر خوانند و در کار دین داناتر باشند و از خدا بیشتر ترسند و به نیکى بیشتر امر کنند و از بدى بیشتر جلوگیرى کنند و با خویشاوندان بیشتر نزدیک شوند.

۱۵۰۰ _ خیر النّاس أنفعهم للنّاس.

بهترین مردم کسى است که براى مردم سودمندتر باشد.