۱۵۰۱ _ خیر النّاس مؤمن فقیر یعطی جهده.

بهترین مردم مؤمن فقیرى است که بقدر توانائى خود انفاق کند.

۱۵۰۲ _ خیر النّاس من انتفع به النّاس.

بهترین مردم کسى است که مردم از او منتفع شوند.

۱۵۰۳ _ خیر النّاس من طال عمره و حسن عمله و شرّ النّاس من طال عمره و ساء عمله.

بهترین مردم کسى است که عمرش دراز و رفتارش نیک باشد و بدترین مردم کسى است که عمرش دراز و رفتارش بد باشد.

۱۵۰۴ _ خیر النّساء الّتی تسرّه إذا نظر و تطیعه إذا أمر و لا تخالفه فی نفسها و لا مالها بما یکره.

بهترین زنان آنست که وقتى مرد بدو نگرد مسرور شود و وقتى بدو فرمان دهد اطاعت کند و با تن و مال خود بر خلاف رضاى شوهر کارى نکند.

۱۵۰۵ _ خیر النّساء الولود الودود.

بهترین زنان زن مهربانى است که فرزند بسیار آورد.

۱۵۰۶ _ خیر النّساء من تسرّک إذا أبصرت و تطیعک إذا أمرت و تحفظ غیبتک فی نفسها و مالک.

بهترین زنان آنست که وقتى بدو نگرى ترا مسرور کند و وقتى فرمان دهى اطاعت کند و تن خویش و مال تو را در غیابت محفوظ دارد.

۱۵۰۷ _ خیر النّکاح أیسره.

بهترین ازدواجها آنست که آسان تر انجام گیرد.

۱۵۰۸ _ خیر أبواب البرّ الصّدقه.

بهترین راه هاى نیکى صدقه دادن است.

۱۵۰۹ _ خیر إخوانکم من أهدى إلیکم عیوبکم.

بهترین برادران شما آنست که عیوبتان را بشما آشکارا بگوید.

۱۵۱۰ _ خیر بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یحسن إلیه و شرّ بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یساء إلیه أنا و کافل الیتیم فی الجنّه هکذا.

بهترین خانه هاى مسلمانان خانه ایست که در آن یتیمى باشد و باو نیکى کنند و بدترین خانه هاى مسلمانان خانه ایست که در آن یتیمى باشد و با او بدى کنند من کسى که کفالت یتیم را بعهده بگیرد در بهشت مانند دو انگشت همراهیم

۱۵۱۱ _ خیر بیوتکم بیت فیه یتیم مکرّم.

بهترین خانه هاى شما خانه ایست که در آن یتیمى محترم باشد.

۱۵۱۲ _ خیر دینکم الورع.

بهترین صفات دین شما پرهیزکارى است.

۱۵۱۳ _ خیر دینکم أیسره.

بهترین کارهاى دین شما آنست که آسانتر است.

۱۵۱۴ _ خیر شبابکم من تشبّه بالکهول و شرّ کهولکم من تشبّه بشبابکم.

بهترین جوانان شما آنست که رفتار پیران پیش گیرد و بدترین پیران شما آنست که روش جوانان داشته باشد.

۱۵۱۵ _ خیر صفوف الرّجال أوّلها و شرّها آخرها و شرّ صفوف النّساء أوّلها و خیرها آخرها.

بهترین صف هاى مردان صف اول است و بدترینش صف آخر است و بدترین صف هاى زنان صف اولست و بهترینش صف آخر است.

۱۵۱۶ _ خیر طیب الرّجال ما ظهر ریحه و خفی لونه و خیر طیب النّساء ما ظهر لونه و خفی ریحه.

بهترین عطر مردان آنست که بویش عیان و رنگش نهان باشد و بهترین عطر زنان آنست که رنگش عیان و بویش نهان باشد.

۱۵۱۷ _ خیرکم أزهدکم فی الدّنیا و أرغبکم فی الآخره.

بهترین شما کسى است که بدنیا بى رغبتتر و بآخرت راغب تر است.

۱۵۱۸ _ خیرکم إسلاما أحاسنکم أخلاقا إذا فقهوا.

از میان شما اسلام آن کس بهتر است که اخلاقش نیک تر است اگر در کار دین دانا باشند.

۱۵۱۹ _ خیرکم المدافع عن عشیرته ما لم یأثم.

بهترین شما کسى است که از طایفه خود دفاع میکند بشرط آنکه در این راه مرتکب گناه نشود.

۱۵۲۰ _ خیرکم خیرکم لأهله و أنا خیرکم لأهلی ما أکرم النّساء إلّا کریم و لا أهانهنّ إلّا لئیم.

بهترین شما کسى است که براى کسان خود بهتر است، من از همه شما براى کسان خود بهترم، بزرگ مردان زنان را گرامى شمارند و فرومایگان زنان را خوار دارند.

۱۵۲۱ _ خیرکم خیرکم للنساء.

بهترین شما کسانى هستند که براى زنان بهترند.

۱۵۲۲ _ خیرکم خیرکم لنسائه و لبناته.

بهترین شما کسى است که براى زنان و دختران خود بهتر باشد.

۱۵۲۳ _ خیرکم من أعانه اللَّه على نفسه فملّکها.

بهترین شما کسى است که خداوند کمکش کرده و بر خویشتن تسلط یافته است.

۱۵۲۴ _ خیرکم من تعلّم القرآن و علّمه.

بهترین شما کسى است که قرآن را را تعلیم گیرد و تعلیم دهد.

۱۵۲۵ _ خیرکم من لم یترک آخرته لدنیاه و لا دنیاه لآخرته و لم یکن کلّا على النّاس.

بهترین شما کسى است که آخرت خود را براى دنیا از دست ندهد و دنیاى خود را براى آخرت از دست نگذارد و سربار مردم نباشد.

۱۵۲۶ _ خیرکم من یرجى خیره و یؤمن شرّه و شرّکم من لا یرجى خیره و لا یؤمن شرّه.

بهترین شما کسى است که بخیرش امید توان داشت و از شرش امان توان یافت و بدترین شما کسى است که بخیرش امید و از شرش امان نیست.

۱۵۲۷ _ خیر لهو المؤمن السّباحه و خیر لهو المرأه المغزل.

بهترین سرگرمى مؤمن شناست و بهترین سرگرمى زن دستگاه نخ ریسى است.

۱۵۲۸ _ خیر ما أعطى النّاس خلق حسن.

بهترین چیزى که به مردم داده اند خوى نیکست.

۱۵۲۹ _ خیر ما أعطى الرّجل المؤمن خلق حسن و شرّ ما أعطى- الرّجل قلب سوء فی صوره حسنه.

بهترین چیزى که به مرد داده اند خوى نیک است و بدترین چیزى که به مرد داده اند سیرت بد است در صورت نیک

۱۵۳۰ _ خیر ما ألقى فی القلب الیقین.

بهترین صفتى که در قلب نهاده اند ایمان است.

۱۵۳۱ _ خیر ما یخلّف الإنسان بعده ثلاث ولد صالح یدعو له و صدقه تجری یبلغه أجرها و علم ینتفع به من بعده.

بهترین چیزى که انسان پس از خود وامى گذارد سه چیز است فرزند پارسا که براى او دعا کند و صدقه جارى که پاداش آن بدو رسد و دانشى که پس از وى از آن بهره مند شوند.

۱۵۳۲ _ خیر مساجد النّساء قعر بیوتهنّ.

بهترین مسجد زنان کنج خانه آنها است.

۱۵۳۳ _ خیر نساء أمّتی أصبحهنّ وجها و أقلّهنّ مهرا.

بهترین زنان امت من کسانى هستند که رویشان نکوتر و مهرشان کمتر است.

۱۵۳۴ _ خیر نسائکم العفیفه الغلمه عفیفه فی فرجها غلمه على زوجها.

بهترین زنان شما زن عفیف راغب است که در ناموس خود عفت و به شوهر خود رغبت داشته باشد.

۱۵۳۵ _ خیر نسائکم الولود الودود المواسیه المواتیه إذا اتّقین اللَّه و شرّ نسائکم المتبرّجات المتخیّلات و هنّ المنافقات لا یدخل الجنّه منهنّ إلّا مثل الغراب الأعصم.

بهترین زنان شما زن بچه آور مهربان است که شریک و مطیع شوهر باشد اگر از خدا بترسند و بدترین زنان شما آرایش کنان و متکبرانند و آنان منافقانند و از آنها جز باندازه کلاغى که خط سفید بگردن دارد ببهشت نمیروند.

۱۵۳۶ _ خیرهنّ أیسرهنّ صداقا.

بهترین زنان آنست که مهرش آسانتر باشد.

۱۵۳۷ _ خیّرت بین الشّفاعه و بین أن یدخل شطر أمّتی الجنّه فاخترت الشّفاعه لأنّها أعمّ و أکفى أ ترونها للمؤمنین المتّقین؟ لا و لکنّها للمذنبین المتلوّثین الخطّائین.

مرا مخیر ساختند که شفاعت کنم یا یک نیمه امتم ببهشت در آیند و من شفاعت را اختیار کردم زیرا دامنه آن وسیعتر و کفایت آن بیشتر است، تصور مى کنید شفاعت براى مؤمنان پرهیزکار است؟ نه بلکه براى گنهکاران آلوده خطا کار است.

۱۵۳۸ _ خیّر سلیمان بین المال و الملک و العلم فاختار العلم فاعطی الملک و المال لاختیاره العلم.

سلیمان پیغمبر را میان ملک و دانش مخیر کردند دانش را بر- گزید ملک را نیز بدو دادند براى آنکه دانش را برگزیده بود.

۱۵۳۹ _ الخبر الصّالح یجی ء به الرّجل الصّالح و الخبر السّوء یجی ء به الرّجل السّوء.

خبر خوب را مرد خوب آرد و خبر بد را مرد بد.

۱۵۴۰ _ الخرق شؤم و الرّفق یمن.

خشونت شئامت است و مدارا میمنت.

۱۵۴۱ _ الخطّ الحسن یزید الحقّ وضحا.

خط نیکو وضوح حق را افزون میکند.

۱۵۴۲ _ الخلق الحسن یذیب الخطایا کما یذیب الماء الجلید و الخلق السّوء یفسد العمل کما یفسد الخلّ العسل.

خوى نیک گناهان را محو میکند چنان که آب یخ را ذوب میکند و خوى بد اعمال را فاسد میکند چنان که سرکه عسل را تباه میکند.

۱۵۴۳ _ الخلق کلهم عیال اللَّه فأحبّهم إلى اللَّه أنفعهم لعیاله.

مردم همه عیال خدایند و محبوب ترین کسان پیش خدا کسى است که براى عیال وى سودمندتر باشد.

۱۵۴۴ _ الخمر أمّ الخبائث فمن شربها لم تقبل صلاته أربعین یوما فإن مات و هی فی بطنه مات میته جاهلیّه.

شراب مادر ناپاکیهاست، هر که بنوشد چهل روز نمازش پذیرفته نشود و اگر بمیرد و شراب در شکم او باشد چنانست که در دوران جاهلیت مرده باشد.

۱۵۴۵ _ الخمر أمّ الفواحش و أکبر الکبائر من شربها وقع على أمّه و خالته و عمّته.

شراب مادر بدیهاست و از همه گناهان بزرگ بزرگتر است هر که آن را بنوشد باک ندارد که با مادر و خاله و عمه خود زنا کند.

۱۵۴۶ _ الخمر جماع الآثام.

شراب مجموعه گناهان است.

۱۵۴۷ _ الخیانه تجرّ الفقر.

خیانت مایه فقر است.

۱۵۴۸ _ الخیر کثیر و من یعمل به قلیل.

خوبى بسیار است و کسى که بدان عمل کند اندک.

۱۵۴۹ _ الخیر مع أکابرکم.

خوبى همراه بزرگان شماست.

۱۵۵۰ _ الخیر معقود بنواصى الخیل إلى یوم القیامه و المنفق على الخیل کالباسط کفّه بالنّفقه لا یقبضها.

نیکى تا قیامت به پیشانى اسبان بسته است خرج اسب چون نفقه ضروریست و نباید از آن امساک کنند.

۱۵۵۱ _ الخیل معقود بنواصیها الخیر إلى یوم القیامه الأجر و المغنم.

نیکى یعنى پاداش و غنیمت تا قیامت به پیشانى اسبان بسته است.

۱۵۵۲ _ الخیل معقود بنواصیها الخیر و النّیل إلى یوم القیامه و أهلها معانون علیها و المنفق علیها کباسط یده فی صدقه.

نیکى و کامروائى تا قیامت به پیشانى اسبان بسته است و اسب- داران بوسیله آن معونت بینند و کسى که براى اسب خرج کند چنانست که صدقه داده باشد.

۱۵۵۳ _ الخیل معقود فی نواصیها الخیر إلى یوم القیامه و أهلها معانون علیها فامسحوا بنواصیها و ادعوا لها بالبرکه و قلّدوها و لا تقلّدوها الأوتار.

نیکى تا روز قیامت به پیشانى اسبان بسته است و اسب داران بوسیله آن کمک بینند به پیشانى اسب دست بکشید و براى آن برکت بخواهید چیز بدان بیاویزید ولى زه کمان میاویزید.

۱۵۵۴ _ داووا مرضاکم بالصّدقه فإنّها تدفع عنکم الأمراض و الأعراض.

بیماران خود را بوسیله صدقه علاج کنید زیرا صدقه امراض و اعراض را از شما دفع میکند.

۱۵۵۵ _ دبّ إلیکم داء الأمم قبلکم الحسد و البغضاء هى الحالقه حالقه الدّین لا حالقه الشّعر و الّذی نفس محمّد بیده لا تدخلوا الجنّه حتّى تؤمنوا و لا تؤمنوا حتى تحابّوا أفلا أنبّئکم بشی ء إذا فعلتموه تحاببتم؟ أفشوا السّلام بینکم.

مرض امتهاى قبل در شما نفوذ کرده است حسد و دشمنى که سترنده است اما نه سترنده موى بلکه سترنده دین است بخدائى که جان محمد بکف اوست ببهشت نمى روید تا مؤمن شوید و مؤمن نشوید تا یک دیگر را دوست دارید آیا میخواهید شما را بچیزى خبر دهم که اگر انجام دهید، یک دیگر را دوست دارید، به همدیگر سلام کنید.

۱۵۵۶ _ دخلت الجنّه فإذا أکثر أهلها البله.

ببهشت در آمدم و بیشتر اهل آن ابلهان بودند.

۱۵۵۷ _ دخلت الجنّه فرأیت على بابها: الصّدقه بعشره و القرض بثمانیه عشر فقلت یا جبریل کیف صارت الصّدقه بعشره و القرض بثمانیه عشر قال لأنّ الصّدقه تقع فی ید الغنیّ و الفقیر و القرض لا یقع إلّا فی ید من یحتاج إلیه.

ببهشت در آمدم و بر در آن نوشته دیدم، صدقه را ده برابر پاداش است و قرض را هیجده برابر پاداش، گفتم اى جبرئیل چگونه صدقه را ده برابر و قرض را هیجده برابر پاداش دهند، گفت براى آنکه صدقه بدست بى نیاز و نیازمند افتد و قرض جز بدست محتاجان نیفتد.

۱۵۵۸ _ دخلت الجنّه فرأیت فی عارضتی الجنّه مکتوبا ثلاثه أسطر بالذّهب: السّطر الأوّل «لا إله إلّا اللَّه محمّد رسول اللَّه» و السّطر الثّانی «ما قدّمنا وجدنا و ما أکلنا ربحنا و ما خلّفنا خسرنا» و السّطر الثّالث «أمّه مذنبه و ربّ غفور».

ببهشت در آمدم و دیدم که در دو نماى آن سه سطر بطلا نوشته بود سطر اول چنین بود: «خدائى جز خداى یگانه نیست و محمّد پیغمبر خداست.» و سطر دوم چنین بود: «آنچه را از پیش فرستادیم یافتیم و آنچه را مصرف کردیم از آن سود بردیم و آنچه را عقب گذاشتیم از دست دادیم.» سطر سوم چنین بود: «امتى گناهکار است و پروردگارى بخشنده»

۱۵۵۹ _ دخلت امرأه النّار فی هرّه ربطتها فلم تطعمها و لم تدعها تأکل من خشاش الأرض حتّى ماتت.

زنى بجهنم رفت براى آنکه گربه اى را بسته بود و چیزى بدو نخورانید و نگذاشت از چیزهاى زمین بخورد تا بمرد.

۱۵۶۰ _ درهم الرّجل ینفق فی صحّته خیر من عتق رقبه عند موته.

درهمى که انسان در حال صحت در راه خدا خرج کند بهتر از بنده اى است که هنگام مرگ آزاد کند.

۱۵۶۱ _ درهم ربا یأکله الرّجل- و هو یعلم- أشدّ عند اللَّه من ستّه و ثلاثین زنیه.

یک درهم ربا که انسان دانسته گیرد در نظر خدا بدتر از سى و شش زناست.

۱۵۶۲ _ دعاء الأخ لأخیه بظهر- الغیب لا یردّ.

دعائى که برادر پشت سر برادر خود کند ردشدنى نیست.

۱۵۶۳ _ دعاء المحسن إلیه للمحسن لا یردّ.

دعائى که نکوئى دیده براى نکوکار کند ردشدنى نیست.

۱۵۶۴ _ دعاء المرء المسلم مستجاب لأخیه بظهر الغیب عند رأسه ملک موکّل به کلّما دعا لأخیه بخیر قال الملک: آمین و لک بمثل ذلک.

دعاى مرد مسلمان که پشت سر برادر خود کند پذیرفته شود بر سر او فرشته اى موکل است و هر دم براى برادر خود دعائى کند گوید پذیرفته باد و براى تو نیز نظیر آن باشد.

۱۵۶۵ _ دعاء الوالد لولده کدعاء- النّبیّ لأمّته.

دعائى که پدر براى فرزند کند مانند دعائیست که پیغمبر براى امت خود میکند.

۱۵۶۶ _ دع قیل و قال و کثره- السّؤال و إضاعه المال.

از قیل و قال و کثرت سؤال و تلف کردن مال در گذر.

۱۵۶۷ _ دع ما یریبک إلى مالا یریبک فإنّ الصّدق ینجی.

از آنچه شبهه ناک است بگذر و آنچه را شبهه ناک نیست بر گیر که راستى مایه نجات است.

۱۵۶۸ _ دع ما یریبک إلى مالا یریبک فإنّک لن تجد فقد شی ء ترکته للَّه.

از آنچه شبهه ناک است در گذر و آنچه را شبهه ناک نیست برگیر زیرا فقدان چیزى را که براى خدا رها کرده اى احساس نخواهى کرد.

۱۵۶۹ _ دع ما یریبک إلى ما لا یریبک فمن رعى حول الحمى یوشک أن یقع فیه.

از آنچه شبهه ناک است در گذر و آنچه را شبهه ناک نیست بر گیر زیرا هر که در اطراف قرق گوسفند چراند ممکن است در آن افتد.

۱۵۷۰ _ دعوا الحسناء العاقر و تزوّجوا السّوداء الولود فإنّی أکاثر بکم الأمم یوم القیمه.

زیباى عقیم را بگذارید و با سیاه بچه آور ازدواج کنید که من روز رستاخیز بفزونى شما بر امت هاى دیگر تفاخر میکنم.

۱۵۷۱ _ دعوا الدّنیا لأهلها، من أخذ من الدّنیا فوق ما یکفیه أخذ حتفه و هو لا یشعر.

دنیا را باهل آن واگذارید، هر که از دنیا بیش از حاجت خود فرا گیرد، هلاک خویش را گرفته و نمیداند.

۱۵۷۲ _ دعوا النّاس یرزق اللَّه بعضهم ببعض.

بگذارید خداوند بعضى مردم را بوسیله بعضى دیگر روزى دهد.

۱۵۷۳ _ دعوا النّاس یصیب بعضهم من بعض فإن استنصح أحدکم أخاه فلینصحه.

بگذارید مردم از یک دیگر فائده برند و وقتى یکى از شما از برادر خویش مشورت خواست رأى خوت را باو بگوید.

۱۵۷۴ _ دعوه المظلوم مستجابه و إن کان فاجرا ففجوره على نفسه.

دعاى ستمدیده پذیرفته است اگر چه بد کار باشد بد کارى. او مربوط بخودش است.

۱۵۷۵ _ دعوتان لیس بینهما و بین اللَّه حجاب دعوه المظلوم و دعوه المرء لأخیه بظهر الغیب.

دو دعاست که میان آن و خدا پرده اى نیست، دعاى ستمدیده و دعائى که مرد پشت سر برادر خود کند.

۱۵۷۶ _ دعوه فی السّرّ تعدل سبعین دعوه فی العلانیه.

یک دعاى نهانى مساوى هفتاد دعاى آشکار است.

۱۵۷۷ _ دلیل الخیر کفاعله.

رهبر نیکى چون نکوکار است.

۱۵۷۸ _ دوروا مع کتاب اللَّه حیثما دار.

پیوسته پیرو کتاب خدا باشید.

۱۵۸۰ _ دینار أنفقته فی سبیل اللَّه و دینار أنفقته فی رقبه و دینار تصدّقت به على مسکین و دینار أنفقته على أهلک أعظمها أجرا الّذی أنفقته على أهلک.

دینارى در راه خدا خرج کرده اى و دینارى براى آزاد کردن بنده اى داده اى و دینارى بینوائى صدقه کرده اى و دینارى خرج کسان خود کرده اى، بهتر از همه دیناریست که خرج کسان خود کرده اى.

۱۵۸۱ _ دین المرء عقله و من لا عقل له لا دین له.

دین مرد عقل اوست و هر که عقل ندارد دین ندارد.

۱۵۸۲ _ الدّار حرم فمن دخل علیک حرمک فاقتله.

خانه حرم است و هر که بى اجازه به حرم تو در آمد او را بکش.

۱۵۸۳ _ الدّاعی و المؤمّن فی الأجر شریکان و القاری و المستمع فی الأجر شریکان و العالم و المتعلّم فی الأجر شریکان.

آنکه دعا میکند و آنکه آمین گوید در پاداش شریکند و قارى و مستمع در پاداش شریکند و دانشمند و دانش آموز در پاداش شریکند.

۱۵۸۴ _ الدّالّ على الخیر کفاعله و اللَّه یحبّ إغاثه اللّهفان.

رهبر نیکى چون نکوکار است و خداوند فریادرسى بیچارگان را دوست دارد.

۱۵۸۵ _ الدّعاء بین الأذان و الإقامه لا یردّ.

دعائى که میان اذان و اقامه کنند رد نمیشود.

۱۵۸۶ _ الدّعاء جند من أجناد اللَّه مجنّد یردّ القضاء بعد أن یبرم.

دعا سپاهى از سپاهیان مجهز خداست و قضاى محتوم را دفع مى کند

۱۵۸۷ _ الدّعاء سلاح المؤمن.

دعا سلاح مؤمن است.

۱۵۸۸ _ الدّعاء مفتاح الرّحمه و الوضوء مفتاح الصّلاه و الصّلاه مفتاح الجنّه.

دعا کلید رحمت و وضو کلید نماز است و نماز کلید بهشت.

۱۵۸۹ _ الدّعاء هو العباده.

دعا عبادت است.

۱۵۹۰ _ الدّعاء یردّ البلاء.

دعا دافع بلاست.

۱۵۹۱ _ الدّعاء یردّ القضاء و إنّ البرّ یزید فی الرّزق و إنّ العبد لیحرم الرّزق بالذّنب یصیبه.

دعا دفع قضا کند و نیکى روزى را بیفزاید و بنده بوسیله گناهى که مرتکب شود از روزى خود محروم ماند.

۱۵۹۲ _ الدّعاء ینفع ممّا نزل و ممّا لم ینزل فعلیکم عباد اللَّه بالدّعاء.

دعا در باره آنچه فرود آمده و آنچه نیامده مفید است بندگان خدا از دعا غافل مشوید.

۱۵۹۳ _ الدّنانیر و الدّراهم خواتیم اللَّه فی أرضه من جاء بخاتم مولاه قضیت حاجته.

دینارها و درهمها مهرهاى خدا در روى زمین است و هر که مهر آقاى خود را بیاورد حاجتش بر آورده شود.

۱۵۹۴ _ الدّنیا حلوه خضره فمن أخذها بحقّه بورک له فیها و ربّ متخوّض فیما اشتهت نفسه لیس له یوم القیامه إلّا النّار.

دنیا شیرین و دوست داشتنى است هر که از آن مطابق حق بهره گیرد بر او مبارکباد و بسا کسان که در خواهشهاى خود فرو روند و روز قیامت نصیبى جز آتش ندارند.

۱۵۹۵ _ الدّنیا حرام على أهل الآخره و الآخره حرام على أهل الدّنیا و الدّنیا و الآخره حرام على أهل اللَّه.

دنیا بر اهل آخرت حرام است و آخرت بر اهل دنیا حرام است و دنیا و آخرت بر اهل خدا حرام است.

۱۵۹۶ _ الدّنیا خضره حلوه من اکتسب فیها مالا من حلّه و أنفقه فی حقّه أثابه اللَّه علیه و أورده جنّته و من اکتسب فیها مالا من غیر حلّه و أنفقه فی غیر حقّه أحلّه اللَّه دار الهوان.

دنیا شیرین و دوست داشتنى است هر که در دنیا مالى از حلال بدست آورد و به حق خرج کند، خدایش پاداش دهد و ببهشت در آورد هر که مالى از غیر حلال به دست آورد و بناحق خرج کند خدا او را بجهنم در آورد.

۱۵۹۷ _ الدّنیا دار من لا دار له و مال من لا مال له و لها یجمع من لا عقل له.

دنیا خانه کسى است که خانه ندارد و مال کسى است که مال ندارد و کسى براى دنیا مال فراهم میکند که عقل ندارد.

۱۵۹۸ _ الدّنیا دول فما کان لک أتاک على ضعفک و ما کان منها علیک لم تدفعه بقوّتک.

دنیا متغیر است منفعتى که نصیب تو است اگر ضعیف هم باشى بتو میرسد و ضررى را که نصیب توست دفع آن بقوت نتوانى کرد

۱۵۹۹ _ الدّنیا سبعه أیّام من أیّام الآخره.

عمر دنیا مساوى هفت روز از روزهاى آخرتست.

۱۶۰۰ _ الدّنیا سجن المؤمن و جنّه الکافر.

دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر.