۱۶۰۱ _ الدّنیا متاع و خیر متاعها المرأه الصّالحه.

دنیا متاعى است و بهترین متاع آن زن پارساست.

۱۶۰۲ _ الدّنیا ملعونه ملعون ما فیها إلّا أمرا بالمعروف أو نهیا عن منکر أو ذکر اللَّه.

دنیا ملعون است و هر چه در آنست ملعون است جز امر بمعروف و نهى از منکر یا ذکر خدا.

۱۶۰۳ _ الدّنیا ملعونه ملعون ما فیها إلّا ذکر اللَّه و ما والاه و عالما أو متعلّما.

دنیا ملعون است و هر چه در آنست ملعون است مگر ذکر خدا و متعلقات آن و دانشمند یا دانش آموز.

۱۶۰۴ _ الدّنیا ملعونه ملعون ما فیها إلّا ما کان منها للَّه عزّ و جلّ.

دنیا ملعون است و هر چه در آنست ملعون است مگر آنچه براى خداوند باشد.

۱۶۰۵ _ الدّنیا ملعونه ملعون ما فیها إلّا ما ابتغی به وجه اللَّه عزّ و جلّ.

دنیا ملعون است و هر چه در آنست ملعونست مگر چیزى که رضاى خدا بدان جویند.

۱۶۰۶ _ الدّواء من القدر و قد ینفع بإذن اللَّه تعالى.

دوا از وسائل تقدیر است و به فرمان خدا فایده میدهد.

۱۶۰۷ _ ألدّواوین ثلاثه: فدیوان لا یغفر اللَّه منه شیئا و دیوان لا یعبؤ اللَّه به شیئا و دیوان لا یترک اللَّه منه شیئا فأمّا الدّیوان الّذی لا یغفر اللَّه منه شیئا فالإشراک باللَّه و أمّا الدّیوان الّذی لا یعبؤ اللَّهبه شیئا فظلم العبد نفسه فیما بینه و بین ربّه: من صوم یوم ترکه أو صلاه ترکها فإنّ اللَّه یغفر ذلک إن شاء و یتجاوز و أمّا الدّیوان الّذی لا یترک اللَّه منه شیئا فمظالم العباد بینهم، القصاص لا محاله.

براى اعمال بندگان سه دفتر هست دفترى که خدا چیزى از آن را نمى آمرزد و دفترى که خدا بدان اهمیت نمیدهد و دفترى که خدا از هیچ چیز آن نمیگذرد. دفترى که خدا چیزى از آن را نمى آمرزد، شرک بخداست و دفترى که خدا بدان اهمیت نمیدهد ستمى است که بنده میان خود و خدا بخویشتن کرده است مانند روزه اى که خورده یا نمازى که ترک کرده است و خداوند اگر بخواهد آن را ببخشد و از آن درگذرد، دفترى که خداوند از هیچ چیز آن نمیگذرد ستمهائى که بندگان بیکدیگر کرده اند و ناچار باید تلافى شود.

۱۶۰۸ _ الدّین النّصیحه.

کمال دین خیر خواهى است.

۱۶۰۹ _ الدّین دینان: فمن مات و هو ینوی قضاءه فأنا ولیّه و من مات و لا ینوی قضاءه فذاک الّذی یؤخذ من حسناته لیس یومئذ دینار و لا درهم.

دو جور قرض هست هر که بمیرد و در دل دارد که قرض خود را بپردازد من ولى او هستم و هر که بمیرد و در دل دارد قرض خود را ندهد، در مقابل آن از اعمال نیک وى بردارند زیرا در آن روز دینار و درهمى نیست.

۱۶۱۰ _ الدّین رایه اللَّه فی الأرض فإذا أراد أن یذلّ عبدا وضعها فی عنقه.

قرض پرچم خدا در روى زمین است و هر که را خواهد ذلیل کند آن را بگردنش مى گذارد.

۱۶۱۱ _ الدّین شین الدّین.

قرض مایه خوارى دین است.

۱۶۱۲ _ الدّین همّ باللّیل و مذلّه بالنّهار.

قرض غم شب و ذلت روز است.

۱۶۱۳ _ الدّین ینقص من الدّین و الحسب.

قرض دین و بزرگى را بکاهد.

۱۶۱۴ _ ذاکر اللَّه فی الغافلین بمنزله الصّابر فی الفارّین.

آنکه در میان غافلان یاد خدا کند چنانست که در میان فراریان جنگ ثبات ورزد.

۱۶۱۵ _ ذاکر اللَّه فی الغافلین مثل الّذی یقاتل عن الفارّین و ذاکر اللَّه فی الغافلین کالمصباح فی البیت المظلم و ذاکر اللَّه فی الغافلین کمثل الشّجره الخضراء فی وسط الشّجر الّذی قد تحاتّ من الصّرید و ذاکر اللَّه فی الغافلین یعرّفه اللَّه مقعده من الجنّه و ذاکر اللَّه فی الغافلین یغفر اللَّه له بعدد کلّ فصیح و أعجم.

آنکه در میان غافلان یاد خدا کند چون آن کس است که از فراریان جنگ دفاع کند و آنکه در میان غافلان یاد خدا کند چون چراغ در خانه تاریک است و آنکه در میان غافلان یاد خدا کند چون درخت سبز است در میان درختانى که از سرما بر گریزان کرده و آنکه در میان غافلان یاد خدا کند خدا جایگاهش را در بهشت باو بنمایاند و آنکه در میان غافلان یاد خدا کند خدا بشماره هر زباندار و گنگ او را بیامرزد.

۱۶۱۶ _ ذبّوا عن أعراضکم بأموالکم.

با اموالتان از آبرویتان دفاع کنید.

۱۶۱۷ _ ذبح الرّجل أن تزکّیه فی وجهه.

سر بریدن مرد آنست که در حضورش تمجید وى کنى.

۱۶۱۸ _ ذروا الحسناء العقیم و علیکم بالسّوداء الولود.

زن خوبروى نازا را واگذارید و سیاهى که فرزند بسیار آرد برگزینید.

۱۶۱۹ _ ذروه سنام الإسلام الجهاد فی سبیل اللَّه لا یناله إلّا أفضلهم.

اوج مسلمانى جهاد در راه خدا است که جز مسلمانان برجسته بدان نرسند.

۱۶۲۰ _ ذکر اللَّه شفاء القلوب.

یاد کردن خدا شفاى دلهاست.

۱۶۲۱ _ الذّکر خیر من الصّدقه.

یاد کردن خدا از صدقه دادن بهتر است.

۱۶۲۲ _ ذنب العالم ذنب واحد و ذنب الجاهل ذنبان.

گناه دانا یک گناه است و گناه نادان دو گناه.

۱۶۲۳ _ الذّنب شؤم على غیر فاعله إن عیّره ابتلی به و إن اغتابه أثم و إن رضی به شارکه.

گناه براى غیر گنهکار نیز شوم است که اگر او را عیب کند بدان مبتلا شود و اگر غیبت او کند گنهکار شود و اگر بدان رضا دهد شریک وى باشد.

۱۶۲۴ _ ذنب لا یغفر و ذنب لا یترک و ذنب یغفر فأمّا الّذی لا یغفر فالشّرک باللَّه و أمّا الّذی یغفر فذنب العبد بینه و بین اللَّه عزّ و جلّ و أمّا الّذی لا یترک فظلم العباد بعضهم بعضا.

گناهى هست که بخشیدنى نیست و گناهى هست که از آن چشم نپوشند و گناهى هست که بخشیده تواند شد آنچه بخشیدنى نیست شرک بخدا است و آنچه بخشیده تواند شد گناه بنده میان خود و خداى عز و جل است اما آنچه از آن چشم نپوشند ستم کردن بنده گان به یک دیگر است.

۱۶۲۶ _ ذنب یغفر و ذنب لا یغفر و ذنب یجازى به فأمّا الذّنب الّذی لا یغفر فالشّرک باللَّه و أمّا الذّنب الّذی یغفر فعملک بینک و بین ربّک و أمّا الذّنب الّذی یجازى به فظلمک أخاک.

گناهى هست که بخشیده تواند شد و گناهى هست که بخشیدنى نیست و گناهى هست که سزاى آن دهند اما گناهى که بخشیدنى نیست شرک بخداست اما گناهى که بخشیده تواند شد عملى است که میان خود و خدا کرده اى اما گناهى که سزاى آن دهند ستمى است که ببرادر خویش کنى.

۱۶۲۷ _ ذو الدّرهمین أشدّ حسابا من ذی الدّرهم و ذو الدّینارین أشدّ حسابا من ذی الدّینار.

آنکه دو درهم دارد حساب وى از صاحب یکدرهم سختتر است. و آنکه دو دینار دارد حساب وى از صاحب یک دینار سختتر است.

۱۶۲۸ _ ذو الوجهین فی الدّنیا یأتی یوم القیامه و له وجهان من نار.

هر که در دنیا دورو باشد روز قیامت بیاید و دو رو از آتش داشته باشد.

۱۶۲۹ _ ذو الوجهین لا یکون وجیها.

دو رو آبرومند نخواهد بود.

۱۶۳۰ _ ذهبت النّبوّه فلا نبوّه بعدی إلّا المبشّرات: الرّؤیا الصّالحه یراها الرّجل أو ترى له.

پیمبرى بپایان رسید و پس از من پیمبرى نیست. مگر مژده رسانها و آن خوابهاى نیکوست که مرد بیند یا براى او ببینند.

۱۶۳۱ _ رأس الحکمه مخافه اللَّه.

اساس حکمت ترس خداست.

۱۶۳۲ _ رأس الحکمه معرفه اللَّه.

اساس حکمت خداشناسى است.

۱۶۳۳ _ رأس الدّین الورع.

اساس دین پرهیزکارى است.

۱۶۳۴ _ رأس الدّین النّصیحه للَّه و لدینه و لرسوله و لکتابه و لأئمّه المسلمین و للمسلمین عامّه.

اساس دین خیر خواهى براى خدا و دین خدا و پیغمبر خدا و کتاب خدا و پیشوایان مسلمانان و همه مسلمانانست.

۱۶۳۵ _ رأس العقل المداراه و أهل المعروف فی الدّنیا أهل المعروف فی الآخره.

اساس عقل مداراست و نیکوکاران دنیا نیکوکاران آخرتند.

۱۶۳۶ _ رأس العقل بعد الإیمان باللَّه التّودّد إلى النّاس و اصطناع المعروف إلى کلّ برّ و فاجر.

اساس عقل پس از ایمان بخدا دوستى با مردم و نیکوکارى با نیک و بد است.

۱۶۳۷ _ رأس العقل بعد الإیمان باللَّه التّودّد إلى النّاس و ما یستغنی رجل عن مشوره و إنّ أهل المعروف فی الدّنیا هم أهل المعروف فی الآخره و إنّ أهل المنکر فی الدّنیاهم أهل المنکر فی الآخره.

اساس عقل پس از ایمان بخدا دوستى با مردم است هیچ کس از مشورت بى نیاز نیست: نیکوکاران این جهان نیکوکاران آن جهانند و بدکاران این جهان بدکاران آن جهانند.

۱۶۳۸ _ رأس العقل بعد الإیمان باللَّه الحیاء و حسن الخلق.

اساس عقل پس از ایمان بخدا حیا و نیکخوئى است.

۱۶۳۹ _ رأى عیسى بن مریم رجلا یسرق فقال له: أ سرقت؟ قال: کلّا و الّذی لا إله إلّا هو و قال عیسى: آمنت باللَّه و کذبت عینی.

عیسى بن مریم مردى را دید که دزدى میکند، بدو گفت آیا تو دزدى کرده اى؟ گفت بخدائى که جز او خدائى نیست نه، عیسى گفت من بخدا ایمان دارم و چشم من خطا کرده است.

۱۶۴۰ _ رؤیا المؤمن جزء من أربعین جزء من النّبوّه و هی على رجل طائر ما لم یحدّث بها فإذا تحدّث بها سقطت و لا تحدّث بها إلّا لبیبا أو حبیبا.

رؤیاى مؤمن یکجزء از چهل جزء پیغمبرى است رؤیا تا موقعى که از آن سخن نگویند به پاى مرغى بسته است و وقتى از آن سخن گویند خواهد افتاد، بنا بر این خواب خود را جز بمرد خردمند یا دوست صمیمى مگوى.

۱۶۴۱ _ رؤیا المؤمن جزء من ستّه و أربعین جزء من النّبوّه.

رؤیاى مؤمن یک جزء از چهل و شش جزء پیغمبرى است.

۱۶۴۲ _ رؤیا المؤمن کلام یکلّم به العبد ربّه فی المنام.

رؤیاى مؤمن سخنى است که خداوند در خواب با بنده خود گوید.

۱۶۴۳ _ ربّ أشعث أغبر ذی طمرین تنبو عنه أعین النّاس لو أقسم على اللَّه لأبرّه.

چه بسا ژولیده گرد آلود که دو لباس کهنه دارد و چشم مردم از او بیزار است اگر از جانب خدا تعهدى کند خداوند انجام دهد.

۱۶۴۴ _ ربّ حامل فقه غیر فقیه و من لم ینفعه علمه ضرّه جهله اقرأ القرآن ما نهاک فإن لم ینهک فلست تقرؤه.

بسا کسان که حامل دانشند اما دانا نیستند هر که علمش سودش ندهد جهلش زیانش رساند. قرآن تا موقعى خوان که ترا از بدى جلوگیرى کند و اگر جلوگیرى نکند قرآن نمى خوانى.

۱۶۴۵ _ ربّ صائم لیس له من صیامه إلّا الجوع و ربّ قائم لیس له من قیامه إلّا السّهر.

بسا روزه دار که از روزه خود جز گرسنگى ثمرى نبرد و بسا نماز شب گزار که از نماز خود جز بیدارى سودى نگیرد.

۱۶۴۶ _ ربّ طاعم شاکر أعظم أجرا من صائم صابر.

بسا کسان که غذا خورند و شکر کنند و پاداششان از روزه دار صابر بیشتر باشد.

۱۶۴۷ _ ربّ عابد جاهل و ربّ عالم فاجر فاحذروا الجهّال من العباد و الفجّار من العلماء.

بسا عابد نادان و بسا دانشمند بد کار که هست از جاهلان عابد و بدکاران علما حذر کنید.

۱۶۴۸ ربّ قائم حظّه من قیامه السّهر و ربّ صائم حظّه من صیامه الجوع و العطش.

بسا نماز شب گزار که نصیبش از نماز فقط بیدارى است و بسا روزه دار که سودش از روزه فقط گرسنگى و تشنگى است.

۱۶۴۹ _ رحماء أمّتی أوساطها.

رحیمان امت من متوسطانند.

۱۶۵۰ _ رحم اللَّه المتخلّلین من أمّتی فی الوضوء و الطّعام.

خداوند از امت من آنها را که هنگام وضو و غذا مسواک مى کنند رحمت کند.

۱۶۵۱ _ رحم اللَّه امرءا أصلح من لسانه.

خدا رحمت کند کسى را که زبان خود را اصلاح کند.

۱۶۵۲ _ رحم اللَّه امرءا اکتسب طیّبا و انفق قصدا و قدّم فضلا لیوم فقره و حاجته.

خدا رحمت کند کسى را که کسب حلال کند و باعتدال خرج کند و ما زاد آن را براى روز تنگ دستى و حاجت از پیش فرستد.

۱۶۵۳ _ رحم اللَّه امرءا أمسک الفضل من قوله و أنفق الفضل من ماله.

خدا رحمت کند کسى را که ما زاد گفتار خود را نگهدارد و ما زاد مال خود را خرج کند.

۱۶۵۴ _ رحم اللَّه امرءا سمع منّا حدیثا فوعاه ثمّ بلّغه من هو أوعى منه.

خدا رحمت کند کسى را که سخنى از ما بشنود و حفظ کند و بکسى که بهتر از او حفظ تواند کرد برساند.

۱۶۵۵ _ رحم اللَّه عبدا سمحا إذا باع سمحا إذا اشترى سمحا إذا قضى سمحا إذا اقتضى.

خدا رحمت کند کسى را که هنگام فروش سهل انگار باشد و هنگام خرید سهل انگار باشد و هنگام پرداخت سهل انگار باشد و هنگام طلب سهل انگار باشد.

۱۶۵۶ _ رحم اللَّه عبدا قال خیرا فغنم أو سکت عن سوء فسلم.

خدا رحمت کند بنده اى را که سخن نیک گوید و غنیمت برد یا از بد گوئى سکوت کند و سالم ماند.

۱۶۵۷ _ رحم اللَّه عبدا کانت لأخیه عنده مظلمه فی عرض أو مال فجاءه فاستحلّه قبل أن یؤخذ و لیس ثمّ دینار و لا درهم فإن کانت له حسنات أخذ من حسناته و إن لم تکن له حسنات حملوا علیه من سیّئاته.

خدا رحمت کند بنده اى را که به آبرو یا مال برادر خود تجاوزى کرده باشد و از وى حلال بود طلبد پیش از آنکه از او بازخواست کنند و دینار و درهمى نباشد اگر کارهاى نیکى داشته باشد ازآن به گیرند و اگر نداشته باشد از گناهان ستم دیده بر گناهان او بیفزایند.

۱۶۵۸ _ رحم اللَّه عینا بکت من خشیه اللَّه و رحم اللَّه عینا سهرت فی سبیل اللَّه.

خدا رحمت کند دیده اى را که از ترس خدا بگرید و رحمت کند دیده اى را که در راه خدا بیدار ماند.

۱۶۵۹ _ رحم اللَّه من حفظ لسانه و عرف زمانه و استقامت طریقته.

خدا رحمت کند آن کس را که زبان خود را حفظ کند و روزگار خود را بشناسد و روش او راست باشد.

۱۶۶۰ _ رحم اللَّه والدا أعان ولده على برّه.

خدا رحمت کند پدرى را که فرزند خود را کمک کند تا با پدر نیکى تواند کرد.

۱۶۶۱ _ ردّ جواب الکتاب حقّ کردّ السّلام.

جواب نامه نیز مانند جواب سلام لازمست.

۱۶۶۲ _ ردّوا السّلام و غضّوا البصر و أحسنوا الکلام.

سلام را جواب بدهید و از محارم چشم بپوشید و سخن نیک گوئید.

۱۶۶۳ _ ردّوا المخیط و الخیاط من غلّ مخیطا أو خیاطا کلّف یوم القیامه أن یجی ء به و لیس بجاء.

باقى مانده نخ و پارچه را پس بدهید، هر که در پارچه و نخ خیانت کند روز قیامت بدو گویند نظیر آن را بیاورد و او نتواند آورد.

۱۶۶۴ _ رضا الرّبّ فی رضا الوالد و سخط الرّبّ فی سخط الوالد.

خشنودى خدا در خشنودى پدر است و آزردگى خدا در آزردگى پدر است.

۱۶۶۵ _ رضا الرّبّ فی رضا الوالدین و سخطه فی سخطهما.

خشنودى خدا در خشنودى پدر و مادر است و دلگیرى وى در دل گیرى آنها است.

۱۶۶۶ _ رغم أنفه، ثمّ رغم أنفه، ثمّ رغم أنفه من أدرک أبویه عنده الکبر أحدهما أو کلیهما ثمّ لم یدخل الجنّه.

خاک بر سرش، خاک بر سرش خاک بر سرش که پدر و مادرش یکى یا هر دو پیش او به پیرى رسند و او بهشتى نشود.

۱۶۶۷ _ رفع العلم عن ثلاثه: عن المجنون المغلوب على عقله حتّى یبرء و عن النّائم حتّى یستیقظ و عن الصّبیّ حتّى یحتلم.

قلم از سه کس برداشته اند مجنونى که اختیار عقل خود را ندارد تا شفا یابد و خفته تا بیدار شود و طفل تا بالغ شود.

۱۶۶۸ _ رفع عن أمّتی الخطاء و النّسیان و ما استکرهوا علیه.

خطا و فراموشى و اضطرار را بر امت من نمى گیرند.

۱۶۶۹ _ رکعتان بسواک أفضل من سبعین رکعه بغیر سواک و دعوه فی السّرّ أفضل من سبعین دعوه فی العلانیه و صدقه فی السّرّ أفضل من سبعین صدقه فی العلانیه.

دو رکعت نماز با مسواک بهتر از هفتاد رکعت بدون مسواک است و یک دعاى نهان بهتر از هفتاد دعاى آشکار است و یک صدقه نهان بهتر از هفتاد صدقه آشکار است.

۱۶۷۰ _ رکعتان من المتأهّل خیر من اثنتین و ثمانین رکعه من العزب.

دو رکعت نماز کسى که زن دارد بهتر از هشتاد و دو رکعت نماز عزب است.

۱۶۷۱ _ رکعتان من المتزوّج أفضل من سبعین رکعه من الأعزب.

دو رکعت نماز شخص زن دار بهتر از هفتاد رکعت نماز عزبست.

۱۶۷۲ _ رکعتان من رجل ورع أفضل من ألف رکعه من مخلط.

دو رکعت نماز شخص پرهیزکار بهتر از هزار رکعت لاابالى است.

۱۶۷۳ _ رکعتان من عالم أفضل من سبعین رکعه من غیر عالم.

دو رکعت نماز دانشمند بهتر از هفتاد رکعت غیر دانشمند است.

۱۶۷۴ _ رکعه من عالم باللَّه خیر من ألف رکعه من متجاهل باللَّه.

دو رکعت نماز کسى که متوجه خدا باشد بهتر از هزار رکعت کسى است که از خدا غافل باشد.

۱۶۷۵ _ رمیا بنی إسماعیل فإنّ أباکم کان رامیا.

فرزندان اسماعیل تیراندازى کنید که پدرتان تیرانداز بود.

۱۶۷۶ _ رهان الخیل طلق.

شرط بندى روى اسب مباح است.

۱۶۷۶ _ رواح الجمعه واجب على کلّ محتلم.

آمدن بنماز جمعه بر هر بالغى واجب است.

۱۶۷۷ _ روّحوا القلوب ساعه بساعه.

دلها را ساعت بساعت استراحت دهید.

۱۶۷۸ _ ریح الجنّه یوجد من مسیره خمسمائه عام و لا یجدها من طلب الدّنیا بعمل الآخره.

بوى بهشت را از پانصد سال راه توان یافت ولى هر که دنیا را به عمل آخرت جوید از آن بى نصیب ماند.

۱۶۷۹ _ الرّاحمون یرحمهم الرّحمن تبارک و تعالى. ارحموا من فی الأرض یرحمکم من فی السّماء.

خداوند رحیمان را رحم میکند با آنها که در زمین اند رحم کنید تا آن که در آسمانست به شما رحم کند.

۱۶۸۰ _ الرّاشی و المرتشی فی النّار.

رشوه دهنده و گیرنده در آتشند.

۱۶۸۱ _ الرّؤیا ثلاثه: فبشرى من اللَّه و حدیث النّفس و تخویف من الشّیطان فإذا رأى أحدکم رؤیا تعجبه فلیقصّها إن شاء و إن رأى شیئا یکرهه فلا یقصّه على أحد و لیقم یصلّی.

رؤیا سه قسمت، مژده خدا و حدیث نفس است و تهدید شیطان وقتى یکى از شما خواب خوبى دید اگر خواهد براى کسان نقل کند و اگر خواب بدى دید براى هیچ کس نقل نکند، برخیزد و نماز گزارد.

۱۶۸۲ _ الرّؤیا ثلاثه: منها تهاویل من الشّیطان لیحزن ابن آدم و منها ما یهمّ به الرّجل فی یقظته فیراه فی منامه و منها جزء من ستّه و أربعین جزء من النّبوّه.

رؤیا سه قسم است: یک قسم تهدید شیطانست که خواهد بوسیله آن آدمیزاد را غمگین کند و قسم دیگر آرزوهاست که شخص در بیدارى کند و بخواب ببیند و قسم دیگر یکجزء از چهل و شش جزء پیغمبرى است.

۱۶۸۳ _ الرّبا ثلاثه و سبعون بابا أیسرها مثل أن ینکح الرّجل أمّه و إنّ أربى الرّبا عرض الرّجل المسلم.

ربا هفتاد و سه قسم است و آسانتر از همه چنانست که کسى با مادر خود زنا کند و بدتر از همه رباها تجاوز بآبروى مسلمان است.

۱۶۸۴ _ الرّبا و إن کثر فإن عاقبته تصیر إلى قلّ.

ربا اگر چه بسیار باشد سرانجام آن به کمى است.

۱۶۸۵ _ الرّجال أربعه سخیّ و کریم و بخیل و لئیم، فالسّخیّ الّذی یأکل و یعطی و الکریم الّذی لا یأکل و یعطی و البخیل الّذی یأکل و لا یعطی و اللّئیم الّذی لا یأکل و لا یعطی.

مردان چهار قسمند بخشنده و جوانمرد و بخیل و فرومایه، بخشنده آنست که بخورد و بخوراند جوان مرد آنست که نخورد و بخوراند، بخیل آنست که بخورد و نخوراند و فرومایه آنست که نه بخورد و نه بخوراند.

۱۶۸۶ _ الرّجل الصّالح یأتی بالخبر الصّالح و الرّجل السّوء یأتی بالخبر السوء.

مرد خوب خبر خوب آرد و مرد بد خبر بد مى آرد.

۱۶۸۷ _ الرّجل على دین خلیله فلینظر أحدکم من یخال.

مرد بر دین یار خویشتن است بنگرید باکى دوستى میکنید.

۱۶۸۸ _ الرّجل فی ظلّ صدقته حتّى یقضى بین النّاس.

مرد در سایه صدقه خود بیاساید تا میان مردم قضاوت کنند.

۱۶۸۹ _ الرّحمه عند اللَّه مائه جزء فقسّم بین الخلائق جزء و أخّر تسعا و تسعین إلى یوم القیامه.

رحمت خدا صد جزء است یک جزء را در میان خلق تقسیم کرده و نود و نه را براى روز رستاخیز نگهداشته است.

۱۶۹۰ _ الرّحم شجنه من الرّحمن فمن وصلها وصله اللَّه و من قطعها قطعه اللَّه.

خویشاوندى رشته اى از طرف خداوند است هر که آن را پیوند دهد خدا او را پیوند دهد و هر که آن را ببرد خدا او را ببرد.

۱۶۹۱ _ الرّحم معلّقه بالعرش یقول: من وصلنی وصله اللَّه و من قطعنی قطعه اللَّه.

خویشاوندى بعرش آویخته است و گوید هر که مرا پیوند دهد خدا او را پیوند دهد و هر که مرا ببرد خدا او را ببرد.

۱۶۹۲ _ الرّزق أشدّ طلبا للعبد من أجله.

روزى بیشتر از مرگ در جستجوى بنده است.

۱۶۹۳ _ الرّزق إلى بیت فیه سخاء أسرع من الشّفره إلى سنام البعیر.

روزى بخانه اى که بخشش در آن هست از کارد بکوهان و شتر نزدیکتر است.

۱۶۹۴ _ الرّضاع یغیّر الطّباع.

رضاع طبایع را تغییر مى دهد

۱۶۹۵ _ الرّعد ملک من ملائکه اللَّه موکّل بالسّحاب معه مخاریق من نار یسوق بها السّحاب حیث شاء اللَّه.

رعد فرشته اى از فرشتگان خداست که موکل ابرهاست و تازیانه هائى از آتش همراه دارد که ابرها را هر جا خدا خواهد میراند.

۱۶۹۵ _ الرّغبه فی الدّنیا تکثّر الهمّ و الحزن و البطانه تقسی القلب.

علاقه بدنیا غم و اندوه را زیاد مى کند و شکم پرستى دل را سخت میکند.

۱۶۹۷ _ الرّفق به الزّیاده و البرکه و من یحرم الرّفق یحرم الخیر.

مدارا قرین فزونى و برکت است و هر که از مدارا بى بهره باشد از خوبى بى بهره است.

۱۶۹۷ _ الرّفق رأس الحکمه.

مدارا اساس حکمت است.

۱۶۹۸ _ الرّفق یمن و الخرق شؤم و إذا أراد اللَّه بأهل بیت خیرا أدخل علیهم باب الرّفق فإنّ الرّفق لم یکن فی شی ء إلّا زانه و إنّ الخرق لم یکن فی شی ء إلّا شانه.

ملایمت مایه میمنت است و خشونت مایه شئامت و همین که خداوند براى اهل خانه اى نیکى خواهد آنها را با ملایمت قرین کند زیرا ملایمت در هر چه باشد آن را زینت دهد و خشونت در هر چه باشد آن را خوار کند.

۱۶۹۹ _ الرّمی خیر ما لهوتم به.

تیر اندازى بهترین تفریحهاى شماست.

۱۷۰۰ _ زار رجل أخا له فی قریه فأرصد اللَّه له ملکا على مدرجته فقال: أین ترید؟ قال: أخا لی فی هذه القریه، فقال: هل له علیک من نعمه تربّها؟ قال: لا إلّا أنّی أحبّه فی اللَّه، قال: فإنّی رسول اللَّه إلیک إنّ اللَّه أحبّک کما أحببته.

مردى بدیدن برادر دینى خود بدهکده اى رفت، خداوند ملکى در گذرگاه او گماشت و بدو گفت کجا میروى جواب داد: برادرى در این دهکده دارم. گفت آیا نعمتى بنزد تو دارد که میخواهى آن را افزون کنى جواب داد نه، او را براى خدا دوست دارم، گفت من فرستاده خدا هستم همان طور که او را دوست دارى خدا ترا دوست دارد.