۱۹۰۱ _ طلب العلم فریضه على کلّ مسلم و أنّ طالب العلم یستغفر له کلّ شی ء حتّى الحیتان فی البحر.

جستن علم بر هر مسلمانى واجب است و همه چیز، حتى ماهیان دریا براى جویاى علم آمرزش میطلبند

۱۹۰۲ _ طلب العلم أفضل عند اللَّه من الصّلاه و الصّیام و الحجّ و الجهاد فی سبیل اللَّه عزّ و جلّ.

جستن علم نزد خدا از نماز و روزه و حج و جهاد در راه خدا عز و جل بهتر است.

۱۹۰۳ _ طلب العلم ساعه خیر من قیام لیله و طلب العلم یوما خیر من صیام ثلاثه أشهر.

ساعتى علم جستن بهتر از نمازگزارى یک شب است و روزى علم جستن بهتر از سه ماه روزه دارى است.

۱۹۰۴ _ طلب العلم فریضه على کلّ مسلم و واضع العلم عند غیر أهله کمقلّد الخنازیر الجوهر و اللؤلؤ و الذهب.

جستن علم بر هر مسلمانى واجب است و آنکه علم را پیش نااهلان نهد چنانست که گوهر و مروارید و طلا به گرازان آویزد.

۱۹۰۵ _ طلب العلم فریضه على کلّ مسلم و مسلمه.

جستن علم بر هر مرد مسلمان و هر زن مسلمان واجبست.

۱۹۰۶ _ طهور الطّعام یزید فی الطّعام والدّین و الرّزق

پاکیزگى غذا، غذا و دین و روزى را فزون میکند.

۱۹۰۷ _ طوبى للمخلصین أولئک مصابیح الهدى تنجلی بهم کلّ فتنه ظلماء.

خوشا مخلصان آنان چراغ هاى هدایتند و بپرتو آنها هر فتنه تاریک روشن شود.

۱۹۰۸ _ طوبى للسّابقین إلى ظلّ اللَّه الّذین إذا أعطوا الحقّ قبلوه و الّذین یحکمون للنّاس بحکمهم لأنفسهم.

خوشا آنان که زودتر از همه بسایه خدا روند آنها که وقتى با حق روبرو شوند آن را بپذیرند کسانى که براى مردم همان حکم کنند که براى خویش کنند.

۱۹۰۹ _ طوبى لمن أسلم و کان عیشه کفافا.

خوشا آنکه مسلمانست و معیشت کفاف دارد.

۱۹۱۰ _ طوبى لمن ترک الجهل و أتى الفضل و عمل بالعدل.

خوشا آنکه سبکسرى نکند و فزونى را ببخشد و بعدالت عمل کند.

۱۹۱۱ _ طوبى لمن تواضع فی غیر منقصه و ذلّ فی نفسه فی غیر مسکنه و أنفق من مال جمعه فی غیر معصیه و خالط أهل الفقه و الحکمه و رحم أهل الذّلّ و المسکنه، طوبى لمن ذلّ نفسه و طاب کسبه و حسنت سریرته و کرمت علانیته و عزل عن النّاس شرّه، طوبى لمن عمل بعلمه و أنفق الفضل من ماله و أمسک الفضل من قوله.

خوشا آنکه بدون منقصت تواضع کند و بدون مسکنت خویشتن را خوار دارد و از مالى که بدون معصیت فراهم آورده انفاق کند و با اهل دانش و خرد بیامیزد و بر اهل ذلت و مسکنت رحمت آرد. خوشا آنکه خویشتن را خوار دارد و کسب و پاکیزه باشد و باطنش نیکو باشد و ظاهرش گرامى باشد و شر خویش را از مردم دور کند. خوشا آنکه بعلم خویش عمل کند و فزونى مال خویش انفاق کند و فزونى گفتار خویش نگه دارد.

۱۹۱۲ _ طوبى لمن رزقه اللَّه الکفاف ثمّ صبر علیه.

خوشا آنکه خدا روزى او بحد کفاف داده باشد و بر آن صبر کند.

۱۹۱۳ _ طوبى لمن شغله عیبه عن عیوب النّاس.

خوشا آنکه عیوبش او را از عیوب مردم مشغول دارد.

۱۹۱۴ _ طوبى لمن طال عمره و حسن عمله فحسن منقلبه إذ رضى عنه ربّه و ویل لمن طال عمره و ساء عمله فساء منقلبه إذ سخط علیه ربّه.

خوشا آنکه عمش دراز شود و عملش نکو باشد و عاقبتش نیک شود زیرا خدایش از او راضى است و واى بر آنکه عمرش دراز شود و عملش بد باشد و عاقبتش بد شود زیرا خدایش از او خشمگین است.

۱۹۱۵ _ طوبى لمن هدى للإسلام و کان عیشه کفافا و قنع.

خوشا آنکه باسلام هدایت شود و معیشت او بحد کفاف باشد و قناعت کند.

۱۹۱۶ _ طوبى لمن شغله عیبه عن عیوب النّاس و أنفق من مال اکتسبه من غیر معصیه و خالط أهل الفقه و الحکمه و جانب أهل الذّلّ و المعصیه.

خوشا آنکه عیوبش او را از عیوب مردم مشغول دارد و از مالى که بدون معصیت بدست آورده انفاق کند و با اهل دانش وجود بیامیزد و از اهل ذلت و معصیت دورى کند.

۱۹۱۷ _ طوبى لمن ذلّ فی نفسه و حسنت خلیقته و أنفق الفضل من ماله و أمسک الفضل من قوله و وسعته السّنّه و لم یعدها إلى البدعه.

خوشا آنکه در پیش خویش خوار است و خوى او نیکست و فزونى مال خویش ببخشد و فزونى گفتار خویش نگه دارد و پیر و سست باشد و از سنت ببدعت نرود.

۱۹۱۸ _ طوبى لمن ملک لسانه و بکى على خطیئته.

خوشا آنکه اختیار زبان خویش دارد و بر گناه خویش بگرید.

۱۹۱۹ _ طیّبوا أفواهکم بالسّواک.

دهانهاى خویش را به مسواک پاکیزه کنید.

۱۹۲۰ _ الطّاعم الشّاکر بمنزله الصّائم الصّابر.

غذا خور شکرگزار چون روزه دار صبور است.

۱۹۲۱ _ الطّمع یذهب الحکمه من قلوب العلماء.

طمع حکمت از دل دانشوران ببرد.

۱۹۲۲ _ الطّبیب اللَّه و لعلّک ترفق بأشیاء تخرق بها غیرک.

طبیب حقیقى خداست شاید چیزهائى براى تو مناسب است که براى غیر تو نامناسب است.

۱۹۲۳ _ الظلم ظلمات یوم القیمه.

ستم مایه تاریکى روز قیامتست.

۱۹۲۴ _ الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفره اللَّه و ظلم یغفره و ظلم لا یترکه، فأمّا الظّلم الّذی لا یغفره اللَّه فالشّرک قال اللَّه: «إنّ الشّرک لظلم عظیم»، و أمّا الظّلم الّذی یغفره اللَّه فظلم العباد أنفسهم فیما بینهم و بین ربّهم و أمّا الظّلم الّذی لا یترکه اللَّه فظلم العباد بعضهم بعضا.

ظلم سه قسم است، ظلمى هست که خدایش نمى آمرزد و ظلمى هست که مى آمرزدش و ظلمى هست که از آن نمیگذرد اما ظلمى که خدا نمى آمرزد شرکست خدا وید: «حقا که شرک ظلمى بزرگ است» و اما ظلمى که خدا مى آمرزد ستم بندگان بخودشان میان خود و پروردگارشان است اما ظلمى که خدا از آن نمیگذرد ظلم بندگان بیکدیگر است.

۱۹۲۵ _ الظّلمه و أعوانهم فی النّار.

ستم گران و یارانشان در جهنمند.

۱۹۲۶ _ عاید المریض یمشی فی طریق الجنّه حتّى یرجع.

کسى که بیمارى را عیادت کند تا وقتى که باز گردد در راه بهشت قدم میزند.

۱۹۲۷ _ عائد المریض یخوض فی الرّحمه فإذا جلس عنده غمرته الرّحمه و من تمام عیاده المریض أن یضع أحدکم یده على وجهه أو على یده فیسأله کیف هو؟ و تمام تحیّتکم بینکم المصافحه.

کسى که بیمارى را عیادت کند در رحمت فرو میرود و چون نزد بیمار بنشیند رحمت او را فرو گیرد و کمال عیادت بیمار اینست که یکى از شما دست بر چهره یا دست او نهد و از او پرسد حالش چطور است و کمال درود گفتن شما میان خودتان دست دادنست.

۱۹۲۸ _ عاقبوا أرقّاءکم على قدر عقولهم.

بندگان خویش را به اندازه عقولشان عقوبت کنید.

۱۹۲۹ _ عالم ینتفع بعلمه خیر من ألف عابد.

دانشمندى که از علم او سود برند از هزار عابد بهتر است.

۱۹۳۰ _ عامّه أهل النّار النّساء.

قسمت اعظم جهنمیان زنانند.

۱۹۳۱ _ عجبت لغافل و لا یغفل عنه عجبت لمؤمّل دنیا و الموت یطلبه و عجبت لضاحک ملأ فمه و لا یدری أرضی اللَّه عنه أم أسخطه.

عجب دارم از غافلى که از او غافل نشوند و عجب دارم از آرزومند دنیا که مرگ در طلب اوست و عجب دارم از آنکه از ته دل بخندد و نداند که آیا خدا از او خشنود است یا خشمگین.

۱۹۳۲ _ عجبا لأمر المؤمن، إنّ أمره کلّه له خیر و لیس ذلک لأحد إلّا للمؤمن إن أصابته سرّاء شکر و کان خیرا له و إن أصابته ضرّاء صبر فکان خیرا له.

کار مؤمن عجیب است که کار او همه برایش نیکست و هیچ کس جز مؤمن چنین نیست اگر سختى بدو رسد شکر کند و براى او نیک باشد و اگر مرضى بدو رسد صبر کند و براى او نیک باشد.

۱۹۳۳ _ عجبت للمسلم إذا أصابته مصیبه احتسب و صبر و إذا أصابه خیر حمد اللَّه و شکر.

از مسلمان عجب دارم که وقتى مصیبتى بدو رسد صبر ورزد و چون خبرى بدو رسد ستایش و شکر خدا کند.

۱۹۳۴ _ عجبا للمؤمن فو اللَّه لا یقضی اللَّه للمؤمن قضاء إلّا کان خیرا له.

کار مؤمن عجیب است بخدا که خدا قضائى براى مؤمن مقرر ندارد مگر مایه خیر او باشد.

۱۹۳۵ _ عد من لا یعودک و اهد لمن لا یهدی لک.

از آنکه ترا عیادت نمى کند عیادت کن و بآن کس که هدیه بتو نمیدهد هدیه بده.

۱۹۳۶ _ عدل ساعه خیر من عباده سنه.

یک ساعت عدالت از یک سال عبادت بهتر است.

۱۹۳۷ _ عده المؤمن کأخذ بالید.

وعده مؤمن چون تسلیم کردن است.

۱۹۳۸ _ عده المؤمن دین، و عده المؤمن کأخذ بالید.

وعده مؤمن دین است و وعده مؤمن چون تسلیم کردنست.

۱۹۳۹ _ عذاب هذه الامّه جعل بأیدیها فی دنیاها.

عذاب این امت را بدست خودشان در دنیایشان نهاده اند.

۱۹۴۰ _ عرامه الصّبیّ فی صغره زیاده فی عقله فی کبره.

سرکشى طفل در دوران کودکى مایه فزونى عقل او در بزرگى است.

۱۹۴۱ _ عزیز على اللَّه أن یأخذ کریمتی عبد مسلم ثمّ یدخله النّار.

بر خدا گرانست که دو دختر بنده مسلمان را بگیرد آنگاه او را به جهنم برد.

۱۹۴۲ _ عش ما شئت فإنّک میّت و أحبب ما أحببت فإنّک مفارقه و اعمل ما شئت فإنّک مجزیّ به.

هر چه خواهى بمان که خواهى مرد، هر که را خواهى دوست بدار که از او جدا خواهى شد و هر چه خواهى بکن که سزاى آن را خواهى دید.

۱۹۴۳ _ عظم الأجر عند المصیبه و إذا أحبّ اللَّه قوما ابتلاهم.

مصیبت را پاداش بزرگ دهند و چون خدا گروهى را دوست دارد مبتلایشان کند.

۱۹۴۴ _ عفو اللَّه أکبر من ذنوبک.

عفو خدا از گناهان تو بزرگتر است.

۱۹۴۵ _ عفّوا تعفّ نساؤکم و برّوا آباءکم تبرّکم أبناؤکم و من اعتذر إلى أخیه المسلم من شی ء بلغه عنه فلم یقبل عذره لم یرد علیّ الحوض.

عفت ورزید تا زنانتان عفیف شوند و با پدرانتان نیکى کنید تا فرزندانتان با شما نیکى کنند و هر که از برادر مسلمان خویش در باره رنجشى که از او دارد عذر بخواهد و عذرش نپذیرد بر سر حوض بنزد من نیاید.

۱۹۴۶ _ عفّوا عن نساء النّاس تعفّ نساؤکم و برّوا آباءکم تبرّکم أبناؤکم و من أتاه أخوه متنصّلا فلیقبل ذلک محقّا کان أو مبطلا، فإن لم یفعل لم یرد علیّ الحوض.

نسبت بزنان مردم عفت کنید تا زنانتان عفیفبمانند با پدران خویش نیکى کنید تا فرزندانتان با شما نیکى کنند هر کس برادرش بعذر خواهى پیش وى آید باید عذر وى را حق باشد یا باطل بپذیرد و اگر نپذیرد بر سر حوض بنزد من نیاید.

۱۹۴۷ _ علامه حبّ اللَّه تعالى حبّ ذکر اللَّه و علامه بغض اللَّه بغض ذکر اللَّه عزّ و جلّ.

نشان محبت خدا علاقه به ذکر خداست و نشان دشمنى خدا بیعلاقگى بذکر خداى عز و جل است.

۱۹۴۸ _ علم لا ینفع ککنز لا ینفق منه و على کلّ شی ء زکاه و زکاه الجسد الصّیام

علمى که سود ندهد چون گنجى است که از آن خرج نکنند و هر چیزى زکاتى دارد و زکات تن روزه داشتن است.

۱۹۴۹ _ علیکم من الأعمال بما تطیقون فإنّ اللَّه لا یملّ حتّى تملّوا.

عبادت باندازه توانائى خود کنید که خدا ملول نشود تا وقتى که شما ملول شوید.

۱۹۵۰ _ على الید ما أخذت حتّى تؤدّیه.

هر کسى آنچه را گرفته بعهده دارد تا آن را ادا کند.

۱۹۵۱ _ على کلّ مسلم صدقه فإن لم یجد فیعمل بیده فینفع نفسه و یتصدّق، فإن لم یستطع فیعین ذا الحاجه فإن لم یفعل فیأمر بالخیر، فإن لم یفعل فیمسک عن الشّرّ فإنّه له صدقه.

هر مسلمانى باید صدقه اىبدهد و اگر نیابد بدست خود کار کند و خود منتفع شود و صدقه نیز دهد و اگر نتواند حاجت مند را کمک کند و اگر نکند به نیکى وادار کند و اگر نکند از بدى باز دارد که همین صدقه اوست.

۱۹۵۲ _ علام یقتل أحدکم أخاه؟ إذا رأى أحدکم من أخیه ما یعجبه فلیدع له بالبرکه.چرا برادر خود را میکشید؟

وقتى یکیتان از برادر خویش چیزى دید که جالب نظر بود براى او برکت بخواهد.

۱۹۵۳ _ علم لا یقال به ککنز لا ینفق منه.

علمى که ظاهر نکنند چون گنجى است که از آن خرج نکنند.

۱۹۵۴ _ علّموا أبناءکم السّباحه و الرّمی و المرأه المغزل.

فرزندان خویش را شنا و تیر اندازى آموزید و زنان را نخ رشتن.

۱۹۵۵ _ علّموا أبناءکم السّباحه و الرّمایه و نعم لهو المؤمنه فی بیتها المغزل و إذا دعاک أبواک فأجب أمّک.

فرزندان خود را شنا و تیراندازى آموزید و چرخ نخ ریسى براى زن مؤمن در خانه اش چه سرگرمى خوبیست، وقتى پدر و مادرت ترا خواندند اجابت مادر کن.

۱۹۵۶ _ علّموا بنیکم الرّمی فإنّه نکایه العدوّ.

فرزندان خویش را تیر اندازى آموزید که سر شکستگى دشمن است.

۱۹۵۷ _علّموا و یسّروا، و لا تعسّروا و بشّروا و لا تنفّروا و إذا غضب أحدکم فلیسکت.

تعلیم دهید و سهل گیرید و سخت مگیرید گشاده روئى کنید و خشونت مکنید و چون یکى از شما خشمگین شود خاموش ماند.

۱۹۵۸ _ علّموا و لا تعنفوا فإنّ المعلّم خیر من المعنف.

تعلیم دهید و خشونت مکنید که آموزگار بهتر از خشونتگر است.

۱۹۵۹ _ علیک بالیأس ممّا فی أیدی النّاس و إیّاک و الطّمع فإنّه الفقر الحاضر.

از آنچه در دست مردم است نومید باش، از طمع بپرهیز که فقر مهیا است.

۱۹۶۰ _ علیک بالبرّ فإنّ صاحب البرّ یعجبه أن یکون النّاس بخیر و فی خصب.

بنیکى کوش که نیکوکار دوست دارد مردم در خیر و فراوانى باشند.

۱۹۶۱ _ علیک بالعلم فإنّ العلم خلیل المؤمن و الحلم وزیره و العقل دلیله و العمل قیّمه و الرّفق أبوه و اللّین أخوه و الصّبر أمیر جنوده.

علم جوئید که علم یار مؤمن است و بردبارى وزیر اوست و عقل دلیل اوست و عمل سرپرست اوست و ملایمت پدر اوست و مدارا برادر اوست و صبر امیر سپاهیان اوست.

۱۹۶۲ _ علیک بالسّجود فإنّک لا تسجد للَّه سجده إلّا رفعک اللَّه بها درجه و حطّ عنک بها خطیئه.

از سجده غافل مشو که هر سجده اى براى خدا کنى خداوند یکدرجه ترا بالا برد و گناهى از تو محو کند.

۱۹۶۳ _ علیک بأوّل السوم فإنّ الرّبح مع السّماح.

در معامله نخستین عرضه را به پذیر که سود با تساهل قرینست.

۱۹۶۴ _ علیک بتقوى اللَّه فإنّها جماع کلّ خیر.

از ترس خدا غافل مباش که سر چشمه نیکیهاست.

۱۹۶۵ _ علیک بتقوى اللَّه عزّ و جلّ ما استطعت و اذکر اللَّه عند کلّ حجر و شجر، و إذا عملت سیّئه فأحدث عندها توبه: السّرّ بالسّرّ و العلانیه بالعلانیه.

از ترس خدا غافل مباش و خدا را نزد هر سنگ و درخت یاد کن و اگر بدى کردى بهنگام آن توبه اى کن نهان بنهان و آشکار به آشکار.

۱۹۶۶ _ علیک بحسن الخلق، فإنّ أحسن النّاس خلقا أحسنهم دینا.

نیکخوئى کن که از مردم هر که نکوخوى تر دینش نکوتر.

۱۹۶۷ _ علیک بحسن الخلق و طول الصّمت فو الّذی نفسی بیده ما تجمّل الخلائق بمثلهما.

نیکخوئى کن و خموشى طولانى گزین، قسم بخدائى که جان من بدست اوست خلایق زینتى مانند آن ندارند

.۱۹۶۸_ علیک بحسن الکلام و بذل الطّعام.

سخن نیک گوى و غذا بکسان ده

۱۹۶۹ _ علیک بالرّفق و إیّاک و العنف و الفحش.

ملایمت کن و از خشونت و ناسزا بپرهیز.

۱۹۷۰ _ علیکم بالتّواضع فإنّ التّواضع فی القلب و لا یؤذینّ مسلم مسلما.

تواضع کنید که تواضع در دل است و مسلمان نباید مسلمان را آزار کند.

۱۹۷۱ _ علیکم بالحزن فإنّه مصباح القلب أجیعوا أنفسکم و اظمئوها.

با غم خو کنید که چراغ دل است خویشتن را گرسنه و تشنه دارید.

۱۹۷۲ _ علیکم بالرّمی فإنّه من خیر سعیکم.

تیر اندازى کنید که از بهترین کوششهاى شماست.

۱۹۷۳ _ علیکم بالزّبیب فإنّه یکثف المرّه و یذهب بالبلغم و یشدّ العصب و یذهب بالعیاء و یحسن الخلق و یطیب النّفس و یذهب بالهمّ.

مویز خورید که صفرا را غلیظ کند و بلغم را ببرد و عصب را قوى کند و کند ذهنى را ببرد و خلق را نیکو کند و جان را پاک دارد و غم را ببرد.

۱۹۷۴ _ علیکم بالسّواک فإنّه مطیبه للفم مرضاه للرّبّ.

مسواک کنید که مایه پاکیزگى دهان و رضاى خداست.

۱۹۷۵ _ علیکم بالسّواک فنعم الشی ء السّواک یشدّ اللّثه و یذهب بالبخر و یصلح المعده و یزید فی درجات الجنّه و یرضی الرّبّ و یسخط الشّیطان.

مسواک کنید که مسواک خوب چیزیست لثه را محکم کند و بوى دهان ببرد و معده را بصلاح آورد و درجات بهشت بیفزاید و پروردگار را خشنود کند و شیطان را بخشم آرد.

۱۹۷۶ _ علیکم بالصّدق فإنّه مع البرّ و هما فی الجنّه و إیاکم و الکذب فإنّه مع الفجور و هما فی النّار و سلوا اللَّه الیقین و المعافاه فإنه لم یؤت أحد بعد الیقین خیرا من المعافاه و لا تحاسدوا و لا تباغضوا و لا تقاطعوا و کونوا عباد اللَّه إخوانا کما أمرکم اللَّه.

راستى پیشه کنید که راستى قرین نیکیست و هر دو در بهشتند از دروغ بپرهیزید که دروغ با بد کاریست و هر دو در جهنمند. از خدا یقین و عافیت بخواهید که هیچ کس را بعد از یقین، بهتر از عافیت نداده اند، حسادت نورزید و دشمنى نکنید پیوند مبرید بندگان خدا، چنان که خدا فرمان داده برادران باشید.

۱۹۷۷ _ علیکم بالصّدق، فإنّ الصّدق یهدی إلى البرّ و إنّ البرّ یهدی إلى الجنّه و ما یزال الرّجل یصدق و یتحرّی الصدق حتّى یکتب عند اللَّه صدّیقا و إیاکم و الکذب فإنّ الکذب یهدی إلى الفجور و إنّ الفجور یهدی إلى النّار و ما یزال الرّجل یکذب و یتحرّی الکذب حتّى یکتب عند اللَّه کذّابا.

راستى پیشه کنید که راستى بسوى نیکى راهبر مى شود و نیکى بسوى جنت راهبر مى شود و مرد پیوسته راست گوید و راستى جوید تا نزد خدا راستى پیشه بقلم رود و از دروغگوئى بپرهیزید که دروغ بسوى بد کارى و بد کارى بسوى جهنم میکشاند و مرد پیوسته دروغ گوید و دروغ جوید تا نزد خدا دروغ پیشه بقلم رود.

۱۹۷۸ _ علیکم بالصدق فإنّه باب من أبواب الجنّه و إیّاکم و الکذب فإنّه باب من أبواب النّار.

راستى پیشه کنید که راستى درى از درهاى بهشت است و از دروغگوئى بپرهیزید که دروغ از درهاى جهنمست.

۱۹۷۹ _ علیکم بالقرآن، فاتّخذوه إماما و قائدا فإنّه کلام ربّ العالمین الّذی هو منه و إلیه یعود، فآمنوا بمتشابهه و اعتبروا بأمثاله.

با قرآن مانوس شوید و آن را پیشوا و رهبر خویش گیرید که قرآن گفتار خداى جهانیانست که از اوست و بسوى او باز میرود بمتشابه آن ایمان داشته باشید و از مثل هاى آن عبرت گیرید.

۱۹۸۰ _ علیکم بالقناعه فإنّ القناعه مال لا ینفد.

به قناعت خو کنید زیرا قناعت مالى است که تمام شدنى نیست.

۱۹۸۱ _ علیکم باصطناع المعروف فإنّه یمنع مصارع السّوء، و علیکم بصدقه السرّ فإنّها تطفی غضب اللَّه عزّ و جلّ.

اعمال نیک انجام دهید که از سقوطهاى بد جلوگیرى میکند و صدقه نهان دهید که خشم خدا عز و جل را خاموش میکند.

۱۹۸۲ _ علیکم بقلّه الکلام و لا یستهوینّکم الشّیطان.

سخن کمتر گوئید و شیطان مجذوبتان نکند.

۱۹۸۳ _ علیکم من الأعمال بما تطیقون فإنّ اللَّه لا یملّ حتّى تملّوا.

عبادت بقدر طاقت خود کنید که خدا ملول نشود تا شما ملول شوید.

۱۹۸۴ _ علم لا ینفع کنز لا ینفق منه.

علمى که سود ندهد گنجى است که از آن انفاق نکنند.

۱۹۸۵ _ علیک بالیأس ممّا فی أیدی النّاس.

از آنچه در دست مردمست نومید باش

۱۹۸۶ _ علیک بالرّفق فإنّ الرّفق لم یکن فی شی ء قطّ إلّا زانه و لا نزع من شی ء قطّ إلّا شانه.

مدارا کن که مدارا در چیزى باشد آن را زینت دهد و در هر چه نباشد آن را خوار کند.

۱۹۸۷ _ عمل البرّ کلّه نصف العباده و الدعاء نصف فإذا أراد اللَّه تعالى بعبد خیرا انتحى قلبه للدّعاء.

همه اعمال خیر یک نیمه عبادتست و دعا نیمه دیگر و چون خدا براى بنده اى خیر خواهد قلب او را بدعا متمایل کند.

۱۹۸۸ _ عمل الجنّه الصّدق و إذا صدق العبد برّ و إذا برّ أمن و إذا أمن دخل الجنّه، و عمل النّار الکذب و إذا کذب العبد فجر و إذا فجر کفر و إذا کفر دخل النّار.

عمل بهشت راست گوئى است و چون بنده راست گوید نیکى کند و چون نیکى کند ایمن شود و چون ایمن شود ببهشت در آید و عمل جهنم دروغ است و چون بنده دروغ گوید بد کار شود و چون بدکار شود بکفر گراید و چون بکفر گراید بجهنم رود.

۱۹۸۹ _ عمى القلب الضّلاله بعد الهدى

کورى دل گمراهى پس از هدایتست.

۱۹۹۰ _ عند اللَّه خزائن الخیر و الشّرّ مفاتیحها الرّجال، فطوبى لمن جعله اللَّه مفتاحا للخیر مغلاقا للشّرّ، و ویل لمن جعله اللَّه مفتاحا للشّرّ مغلاقا للخیر.

خزینه هاى خیر و شر در نزد خداست و کلیدهاى آن مردانند خوشا آنکه خدایش کلید خیر و کلون شر کرده و واى بر آنکه خدایش کلید شر و کلون خیر کرده است.

۱۹۹۱ _ عهد اللَّه تعالى أحقّ ما أدّى.

پیمان خدا شایسته وفاست.

۱۹۹۲ _ عوّدوا المرضى، و مروهم فلیدعوا لکم فإنّ دعوه المریض مستجابه و ذنبه مغفور.

بیماران را عیادت کنید و بگوئیدشان که براى شما دعا کنند که دعاى بیمار مستجاب و گناه او آمرزیده است.

۱۹۹۳ _ عوّدوا المریض و اتّبعوا الجنائز تذکّرکم الآخره.

بیمار را عیادت کنید و جنازه را مشایعت کنید که آخرت را بیاد شما آرد.

۱۹۹۴ _ عوّدوا قلوبکم التّرقّب و أکثروا التفکّر.

دلهاى خویش را بمراقبت عادت دهید و اندیشه بسیار کنید

.۱۹۹۵_ عون العبد أخاه یوما خیر من اعتکافه شهرا.

کمک یک روزه که کسى به برادر خود کند بهتر از اعتکاف یک ماهه است.

۱۹۹۶ _ عینان لا یمسّهما النّار أبدا: عین بکت من خشیه اللَّه و عین باتت تحرس فی سبیل اللَّه.

دو چشم است که هرگز آتش بدان نرسد. چشمى که از ترس خدا گریسته و چشمى که شب را بحراست در راه خدا بسر برده.

۱۹۹۷ _ العالم أمین اللَّه فی الأرض.

دانشمند امین خدا در زمین است.

۱۹۹۸ _ العالم و المتعلّم شریکان فی الخیر و سایر النّاس لا خیر فیهم.

عالم و متعلم در خیر شریکند و سایر مردم خیرى ندارند

.۱۹۹۹_ العالم إذا أراد بعلمه وجه اللَّه تعالى هابه کلّ شی ء و إذا أراد أن یکثر به الکنوز هاب من کلّ شی ء.

عالم اگر از علم خویش رضاى خدا خواهد همه چیز از او بترسد و اگر خواهد بوسیله آن گنجها بیندوزد از همه چیز بترسد.

۲۰۰۰_ العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه.

آنکه بخشیده خویش پس گیرد چون سگ است که قى کرده خویش بخورد.