۲۰۰۱ _ العباد عباد اللَّه، و البلاد بلاد اللَّه فمن أحیا من موات الأرض شیئا فهو له.

بندگان بندگان خدایند و دیار دیار خداست و هر که چیزى از موات زمین را احیا کند متعلق باوست

۲۰۰۲ _ العالم و العلم فی الجنّه فإذا لم یعمل العالم بما یعلم کان العلم و العمل فی الجنّه و کان العالم فی النّار.

عالم و علم در بهشتند اگر عالم بعلم خویش عمل نکند علم و عمل در بهشتند و عالم در جهنم.

۲۰۰۳ _ العبد مع من أحبّ.

هر کسى همسنگ چیزى است که دوست دارد.

۲۰۰۴ _ العبد المطیع لوالدیه و لربّه فی أعلى علّیّین.

کسى که مطیع پدر و مادر و پروردگار خویش باشد در اعلاى بهشت است.

۲۰۰۵ _ العده دین، ویل لمن وعد ثمّ أخلف! ویل لمن وعد ثمّ أخلف! ویل لمن وعد ثمّ أخلف.

وعده دادن چون دین بگردن گرفتن است، واى بر آنکه وعده دهد و تخلف کند، واى بر آنکه وعده دهد و تخلف کند، واى بر آنکه وعده دهد و تخلف کند.

۲۰۰۶ _ العدل حسن و لکن فی الامراء أحسن، السّخاء حسن و لکن فی الأغنیاء أحسن، الورع حسن و لکن فی العلماء أحسن، الصّبر حسن و لکن فی الفقراء أحسن، التّوبه حسن و لکن فی الشّباب أحسن، الحیاء حسن و لکن فی النّساء أحسن.

عدالت نیکست ولى از زمامداران نیکوتر است، سخاوت نیک است ولى از اغنیا نیکوتر است، تقوى نیکست ولى از علما نیکوتر است صبر نیکست ولى از فقرا نیکوتر است. توبه نیکست ولى از جوانان نیکوتر است شرم نیک است ولى از زنان نیکوتر است.

۲۰۰۷ _ العرف ینقطع فیما بین النّاس و لا ینقطع فیما بین اللَّه و بین من فعله.

نکوئى میان مردم فراموش مى شود اما میان خدا و عامل نیکى فراموش نمیشود.

۲۰۰۸ _ العفاف زینه النّساء.

عفت زینت زنانست.

۲۰۰۹ _ العفو أحقّ ما عمل به.

عفو شایسته ترین کاریست که کنند.

۲۰۱۰ _ العقل فی أمر الدّنیا مضرّه و العقل فی أمر الدّین مسرّه.

عقل در کار دنیا مایه ضرر است و در کار دین مایه سرور.

۲۰۱۱ _ العقل آلف مألوف.

عقل الفت گیر است و الفت پذیر.

۲۰۱۲ _ العلماء ثلاثه: رجل عاش به النّاس و عاش بعلمه، و رجل عاش به النّاس و أهلک نفسه، و رجل عاش بعلمه و لم یعش به غیره.

دانشوران سه قسمند مردى که مردم از او سود برند و او نیز از علم خود سود برد و مردى که مردم از او سود برند و خود را هلاک کند. و مردى که از علم خود سود برد و دیگرى از او سود نبرد.

۲۰۱۳ _ العلماء أمناء اللَّه على خلقه.

دانشوران امینان خدا بر خلق اویند.

۲۰۱۴ _ العلماء مصابیح الأرض و خلفاء الأنبیاء و ورثتی و ورثه الأنبیاء.

دانش وران چراغهاى زمین و جانشین پیغمبران و وارثان من و وارث پیغمبرانند.

۲۰۱۵ _ العلماء قاده و المتّقون ساده و مجالستهم زیاده.

دانش وران پیشوایانند و پرهیزکاران سرورانند و مصاحبتشان مایه فزونى است.

۲۰۱۶ _ العلم أفضل من العباده و ملاک الدّین الورع.

علم از عبادت بهتر است و اساس دین ترس خداست. نهج الفصاحه مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص، ص: ۵۸۱

۲۰۱۷ _ العلم أفضل من العمل و خیر الأعمال أوسطها.

علم از عبادت افضلست و بهترین عملها عملى است که معتدل تر است.

۲۰۱۸ _ العلم ثلاثه: کتاب ناطق و سنّه ماضیه و «لا أدری».

علم سه چیز است کتاب گویا و سنت متبع و «نمیدانم».

۲۰۱۹ _ العلم حیاه الإسلام و عماد الإیمان و من علم علما أتم اللَّه له أجره و من تعلّم فعمل علّمه اللَّه ما لم یعلم.

علم حیات اسلام و ستون ایمانست و هر که علمى بیاموزد خدا پاداش او را کامل کند و هر که تعلیم گیرد و عمل کند خدا آنچه نمى داند باو تعلیم دهد.

۲۰۲۰ _ العلم خزائن و مفتاحها السّؤال فسلوا یرحمکم اللَّه فإنّه یوجر فیه أربعه: السّائل و المعلّم و المستمع و المحبّ لهم.

علم گنجینه هاست و کلید آن پرسش است بپرسید تا خدا بر شما رحمت آرد که خدا در کار علم چهار کس را پاداش مى دهد پرسنده و آموزگار و شنونده و کسى که دوستدار ایشانست.

۲۰۲۱ _ العلم خلیل المؤمن و الحلم وزیره و العقل دلیله و العمل قائده و الرّفق والده و البرّ أخوه و الصّبر أمیر جنوده.

علم دوست مؤمن و بردبارى وزیر او و عقل رهبر او و عمل سردار او و ملایمت پدر او و نیکى برادر او و صبر امیر سپاه اوست.

۲۰۲۲ _ العلم خیر من العمل و ملاک الدّین الورع و العالم من یعمل.

علم از عبادت بهتر است و اساس دین ترس خداست و عالم حقیقى آنست که عمل کند.

۲۰۲۳ _ العلم علمان: فعلم فی القلب فذلک العلم النّافع، و علم على اللّسان فذلک حجّه اللَّه على ابن آدم.

علم دو علم است علمى که در قلب است و علم نافع همین است و علمى است که بر زبانست و او حجت خدا بر فرزند آدمست.

۲۰۲۴ _ العلم میراثی و میراث الأنبیاء من قبلی.

علم میراث من و میراث پیغمبران پیش از منست.

۲۰۲۵ _ العلم و المال یستران کلّ عیب و الجهل و الفقر یکشفان کلّ عیب.

علم و مال هر عیبى را بپوشاند و جهل و فقر هر عیبى را نمایان کند.

۲۰۲۶ _ العلم لا یحلّ منعه.

منع علم روا نیست

۲۰۲۷ _ العین حقّ و لو کان شی ء سابق القدر سبقته العین.

چشم بد حق است اگر چیزى از تقدیر پیشى میگرفت چشم بد بودى.

۲۰۲۸ _ العین حقّ یحضرها الشّیطان و حسد ابن آدم.

چشم بد حق است شیطان و حسد بنى آدم آن را پدید مى آورد.

۲۰۲۹ _ العینان تزنیان و الیدان تزنیان و الرّجلان تزنیان و الفرج یزنی.

چشمان زنا میکنند و دستان زنا میکنند و پاها زنا میکنند و عورت نیز زنا میکند.

۲۰۳۰ _ غریبتان کلمه حکمه من سفیه فاقبلوها و کلمه سیّئه من حکیم فاغفروها.

دو چیز عجیب است: سخن حکمت آمیز از سفیه، آن را بپذیرید و سخن بد از خردمند، آن را ببخشید.

۲۰۳۱ _ غسل الإناء و طهاره الفناء یورثان الغنى.

شستن ظرفها و پاکیزگى حیاط مایه غناست.

۲۰۳۲ _ غشیتکم سکرتان: سکره حبّ العیش و حبّ الجهل فعند ذلک لا تأمرون بالمعروف و لا تنهون عن المنکر

دو مستى شما را خواهد گرفت مستى عیشدوستى و علاقه بنادانى در آن هنگام امر بمعروف و نهى از منکر نکنند.

۲۰۳۳ _ غطّ فخذک فإنّ فخذ الرّجل عوره.

ران خویش بپوش که ران مرد عورت است.

۲۰۳۴ _ غفر اللَّه عزّ و جلّ لرجل أماط غصن شوک عن الطّریق ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر.

مردى که شاخه تیغى از راه بردارد خدا گناهان کهنه و تازه او را بیامرزد.

۲۰۳۵ _ غفر لامرأه مومسه مرّت بکلب على رأس رکیّ یلهث کاد یقتله العطش فنزعت خفّها فأوثقته بخمارها فنزعت له من الماء فغفر لها بذلک.

زن روسبى اى آمرزیده شد که بر سگى گذشت که بر لب چاهى از تشنگى نزدیک بمرگ بود، کفش خویش بکند و بسر پوش خویش بست و براى سگ آب بر آورد، براى همین آمرزیده شد.

۲۰۳۶ _ غیّروا الشّیب و لا تشبّهوا بالیهود.

موى سپید را رنگ کنید و چون یهودان مشوید.

۲۰۳۷ _ الغدّ و الرّواح فی تعلیم العلم أفضل عند اللَّه من الجهاد.

صبح و شب در کار تعلیم علم بسر بردن نزد خدا از جهاد بهتر است.

۲۰۳۸ _ الغرباء فی الدّنیا أربعه:قرآن فی جوف ظالم، و مسجد فی نادی قوم لا یصلّى فیه، و مصحف فی بیت لا یقرأ فیه، و رجل صالح مع قوم سوء.

غریبان جهان چهارند: قرآن در خاطر ستمگر، و مسجدى در ناحیه گروهى که در آن نماز نکنند، و مصحفى در خانه اى که نخوانند، و مرد پارسا با مردم بد.

۲۰۳۹ _ الغضب من الشّیطان و الشّیطان خلق من النّار و الماء یطفی النّار فإذا غضب أحدکم فلیغتسل.

خشم از شیطان است و شیطان از آتش است و آب آتش را خاموش میکند، وقتى یکیتان خشمگین شود غسل کند.

۲۰۴۰ _ الغلّ و الحسد یأکلان الحسنات کما تأکل النّار الحطب.

کینه و حسد اعمال خوب را میخورد چنان که آتش هیزم را میخورد.

۲۰۴۱ _ الغناء ینبت النّفاق فی القلب کما ینبت الماء الزّرع.

تغنى نفاق را در قلب میرویاند چنان که آب زراعت را.

۲۰۴۲ _ الغنى الیأس عمّا فی أیدی النّاس و من مشى منکم إلى طمع فلیمش رویدا.

کمال بى نیازى آنست که از آنچه در دست مردم است نومید باشى و هر کس از شما براه طمعى میرود آهسته رود.

۲۰۴۳  _ الغنم برکه.

گوسفند مایه برکت است.

۲۰۴۴ _ الغیبه ذکرک أخاک بما یکره.

غیبت آنست که برادر خود را بچیزى که دوست ندارد یاد کنى

۲۰۴۵ _ الغیره من الإیمان و المذاء من النّفاق.

غیرتمندى از ایمانست و بى بندوبارى از نفاق.

۲۰۴۶ _ فاعل الخیر خیر منه و فاعل الشّرّ شرّ منه.

عامل خیر از خیر بهتر و عامل شر از شر بدتر است.

۲۰۴۷ _ فرغ اللَّه عزّ و جلّ إلى کلّ عبد من أجله و رزقه و مضجعه و شقیّ أو سعید.

خداى عز و جل مرگ و روزى و آرامگاه و بدبختى و نیکبختى هر بنده اى را از پیش معین کرده است.

۲۰۴۸ _ فرغ إلى ابن آدم من أربع الخلق و الخلق و الرّزق و الأجل.

چهار چیز آدمیزاد: صورت و سیرت و روزى و مرگ وى از پیش معین است.

۲۰۴۹ _ فرغ اللَّه لکل عبد من عمله و أجله و مضجعه و رزقه لا یتعدّاهنّ أبدا.

خدا عمل و اجل و آرامگاه و روزى هر بنده اى را از پیش معین کرده و هرگز از آن تجاوز نخواهد کرد.

۲۰۵۰ _ فضل الشّابّ العابد الّذی یعبد فی صباه على الشّیخ الّذی یعبد بعد ما کبرت سنّه کفضل المرسلین على سایر النّاس.

فضیلت جوان عابد که از آغاز جوانى عبادت کند بر پیرى که وقتى سن بسیار یافت عبادت کند چون فضیلت پیغمبران بر سایر مردمست.

۲۰۵۱ _ فضل العلم أفضل من فضل العباده.

فضیلت علم بیشتر از فضیلت عبادت است.

۲۰۵۲ _ فضل العالم على العابد کفضلی على أمّتی.

فضیلت عالم بر عابد چون فضیلت منست بر امتم.

۲۰۵۳ _ فضل العالم على العابد کفضلی على أدناکم إنّ اللَّه عزّ و جلّ و ملائکته و أهل السّموات و الأرضین حتّى النّمله فی جحرها و حتّى الحوت لیصلّون على معلّم النّاس الخیر.

فضیلت عالم بر عابد چون فضیلت من بر پست ترین شماست، خداى عز و جل و فرشتگان او و اهل آسمانها و زمین ها حتى مورچه در سوراخ و حتى ماهى کسى را که نیکى بمردم آموزد دعا میکنند.

۲۰۵۴ _ فضل العالم على العابد کفضل القمر لیله البدر على سائر الکواکب.

فضیلت عالم بر عابد چون فضیلت ماه دو هفته بر سایر ستارگانست.

۲۰۵۵ _ فضل العالم على العابد سبعین درجه ما بین کلّ درجتین کما بین السّماء و الأرض.

فضیلت عالم بر عابد هفتاد درجه است که فاصله هر دو درجه چون فاصله زمین و آسمانست.

۲۰۵۶ _ فضل العالم على غیره کفضل النّبیّ على امّته.

فضیلت عالم بر غیر عالم چون فضیلت پیغمبر بر امت اوست.

۲۰۵۷ _ فضوح الدّنیا أهون من فضوح الآخره.

رسوائى دنیا آسانتر از رسوائى آخرت است.

۲۰۵۸ _ فقیه واحد أشدّ على الشّیطان من ألف عابد.

تحمل یک فقیه براى شیطان از هزار عابد سخت تر است.

۲۰۵۹ _ فکره ساعه خیر من عباده ستّین سنه.

ساعتى اندیشیدن بهتر از شصت سال عبادت کردنست.

۲۰۶۰ _ فی الجنّه ما لا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر.

در بهشت چیزها هست که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر خاطر کسى گذشته.

۲۰۶۱ _ فی السّواک ثمانیه خصال: یطیب الفم، و یشدّ اللّثه، و یجلو البصر، و یذهب البلغم، و یفرّح الملائکه، و یرضی الرّبّ، و یزید فی الحسنات، و یصحّ المعده.

در مسواک کردن هشت فائده هست: دهان را پاکیزه کند، و لثه را محکم کند، و چشم را روشن کند، و بلغم ببرد، و فرشتگان را خوشحال کند، و پروردگار را خشنود کند، و اعمال خوب را بیفزاید، و معده را بصلاح آرد.

۲۰۶۲ _ الفاجر الرّاجی لرحمه اللَّه تعالى أقرب منها من العابد المقنط.

بد کارى که برحمت خداى والا امید دارد از عابد مأیوس، بخدا نزدیکتر است.

۲۰۶۳ _ الفقر أمانه فمن کتمه کان عباده.

فقر امانتى است و هر که آن را پوشیده دارد عبادتى باشد.

۲۰۶۴ _ الفقر شین عند النّاس و زین عند اللَّه یوم القیامه.

فقر پیش مردم زبونى است و روز قیامت پیش خدا زینتست.

۲۰۶۵ _ قاربوا و سدّدوا ففی کلّ ما یصاب به المسلم کفّاره حتّى النّکبه ینکبها و الشّوکه یشاکها.

دوستى کنید و بصلاح آئید مسلمان هر چه بیند کفاره اوست حتى مصیبتى که بدو رسد و خارى که در پایش خلد.

۲۰۶۶ _ قاضیان فی النار و قاض فی الجنّه: قاض عرف الحقّ فقضى به فهو فی الجنّه، و قاض عرف الحقّ فجار متعمّدا أو قضى بغیر علم فهما فی النّار.

دو قاضى در جهنمد و قاضى اى در بهشتست: قاضى اى که حق را بشناسد و بدان حکم کند در بهشتست، و قاضى اى که حق را بشناسد و دانسته منحرف شود، یا ندانسته قضاوت کند هر دو در جهنم اند.

۲۰۶۷ _ قال اللَّه تعالى: من لم یرض بقضائی و لم یصبر على بلائی فلیلتمس ربّا سوای.

خداى والا فرماید: هر که بقضاى من رضا ندهد و بر بلاى من صبر نکند خدائى جز من جوید.

۲۰۶۸ _ قال اللَّه تعالى: إذا همّ عبدی بحسنه و لم یعملها کتبتها له حسنه فإن عملها کتبتها له عشر حسنات إلى سبعمائه ضعف و إذا همّ بسیّئه و لم یعملها لم أکتبها علیه فإن عملها کتبتها علیه سیّئه واحده.

خداى والا فرماید: وقتى بنده من کار نیکى اراده کند و نکند آن را یک کار نیک براى وى ثبت کنم و اگر بکند ده کار نیک تا هفتصد برابر ثبت کنم و وقتى کار بدى اراده کند و نکند بر عهده او ثبت نکنم و اگر بکند یک کار بد بر عهده او ثبت کنم.

۲۰۶۹ _ قال اللَّه تعالى، یؤذینی ابن آدم یسبّ الدّهر و أنا الدّهر بیدی الأمر أقلّب اللّیل و النّهار.

خداى والا فرماید فرزند آدم مرا آزار میکند که بروزگار ناسزا میگوید، روزگار منم و کارها بدست منست و شب و روز را تغییر میدهم.

۲۰۷۰ _ قال اللَّه تعالى: و من أظلم ممّن ذهب یخلق خلقا کخلقی؟ فلیخلقوا حبّه أو لیخلقوا ذرّه أو لیخلقوا شعیره.

خداى والا فرماید ستمگرتر از آنکه خواهد مخلوقى چون مخلوق من بسازد کیست؟ اگر توانند دانه اى بسازند یا مورچه اى یا دانه جوى بسازند.

۲۰۷۱ _ قال اللَّه تعالى: إذا تقرّب إلیّ العبد شبرا تقرّبت إلیه ذراعا و إذا تقرّب إلیّ ذراعا تقرّبت منه باعا و إذا أتانی مشیا أتیته هروله.

خداى والا فرماید وقتى بنده یک وجب بمن نزدیک شود ذراعى بدو نزدیک شوم و چون ذراعى بمن نزدیک شود بیش از دو ذراع باو نزدیک شوم و اگر ملایم بسوى من آید بشتاب بسوى او شوم.

۲۰۷۲ _ قال اللَّه تعالى: أنا أغنى الشّرکاء عن الشّرک و من عمل عملا أشرک فیه معی غیری ترکته و شرکه.

خداى والا فرماید من از همه شریکان از شریک بى نیازترم و هر که غیر مرا با من در عبادت خود شریک کند وى را با شرکش رها کنم.

۲۰۷۳ _ قال اللَّه تعالى: الکبریاء ردائی فمن نازعنی ردائی قصمته.

خداى والا فرماید کبریا رداى من است و هر که مدعى رداى من شود درهمش شکنم.

۲۰۷۴ _ قال اللَّه تعالى: أحبّ ما تعبدنی به عبدی النّصح لی.

خداى والا فرماید محبوبترین عبادتى که بنده براى من تواند کرد خلوص است.

۲۰۷۵ _ قال اللَّه تعالى: إذا وجّهت إلى عبد من عبیدی مصیبه فی بدنه أو فی ولده أو فی ماله فاستقبله بصبر جمیل استحییت یوم القیامه أن أنصب له میزانا أو أنشر له دیوانا.

خداى والا فرماید وقتى مصیبت تن یا فرزند یا مال، متوجه یکى از بندگان خویش کنم و او با صبر نیکو مصیبت را استقبال کند روز قیامت شرم دارم که میزانى براى او نصب کنم یا دفترى براى او پهن کنم.

۲۰۷۶ _ قال اللَّه تعالى أنا عند ظنّ عبدی بی إن ظنّ خیرا فله و إن ظنّ شرّا فله.

خداى والا فرماید من با گمان بنده ام که بمن دارد قرینم. اگر نیکو گمان کند نیکى یابد و اگر بد گمان برد بد بیند.

۲۰۷۷ _ قال اللَّه تعالى من علم أنّی ذو قدره على مغفره الذّنوب غفرت له و لا أبالی ما لم یشرک لی شیئا.

خداى والا فرماید هر که یقین دارد که من قدرت آمرزش گناهان دارم بیامرزمش و مادام که چیزى را با من شریک نیارد مهم نیست.

۲۰۷۸ _ قال اللَّه تعالى أنا أکرم و أعظم عفوا من أن أستر على عبد مسلم فی الدّنیا ثمّ أفضحه بعد إذ سترته و لا أزال أغفر لعبدی ما استغفرنی.

خداى والا فرماید عفو من گرامیتر و بزرگتر از آنست که در دنیا کار بنده مسلمانى را مستور دارم آنگاه از پس مستور داشتنش او را رسوا کنم، و مادام که بنده ام از من آمرزش خواهد او را خواهم آمرزید.

۲۰۷۹ _ قال اللَّه تعالى: و عزّتی و جلالی لا أجمع لعبدی أمنین و لا خوفین ان هو أمننی فی الدّنیا أخفته یوم أجمع عبادی و إن هو خافنی فی الدّنیا أمنته یوم أجمع عبادی.

خداى والا فرماید بعزت و جلالم قسم که یک بنده را دو امنیت و دو ترس با هم ندهم اگر در دنیا از من ایمن است در روزى که بندگانم را فراهم کنم او را بترسانم و اگر در دنیا از من بترسد روزى که بندگانم را فراهم کنم ایمنش کنم.

۲۰۸۰ _ قال اللَّه تعالى یا ابن آدم ثلاثه: واحده لی و واحده لک و واحده بینی و بینک فأمّا الّتی لی فتعبدنی لا تشرک بی شیئا، و أمّا الّتی لک فما عملت من عمل جزیتک به فإن أغفر فأنا الغفور الرّحیم و أمّا الّتی بینی و بینک فعلیک الدّعاء و المسأله و على الاستجابه و العطاء.

خداى والا فرماید اى فرزند آدم سه چیز هست یکى خاص من، یکى خاص تو، و یکى میان من و تو. اما آنکه خاص من است آنکه مرا بپرستى و چیزى را با من انباز نکنى اما آنچه خاص تو است هر چه عمل کنى سزاى تو دهم و اگر بیامرزم من آمرزگار رحیمم اما آنچه میان من و تو است از تو دعا کردن و خواستن و از من اجابت و عطا کردن.

۲۰۸۱ _ قال اللَّه تعالى من لا یدعونی أغضب علیه.

خداى والا فرماید هر که مرا نخواهد بر او خشمگین شوم.

۲۰۸۲ _ قال اللَّه تعالى یا ابن آدم تؤتى کلّ یوم برزقک و أنت تحزن و ینقص کلّ یوم من عمرک و أنت تفرح أنت فیما یکفیک و تطلب ما یطغیک لا بقلیل تقنع و لا من کثیر تشبع.

خداى والا فرماید اى پسر آدم هر روز روزى تو دهند و غمگین باشى و هر روز از عمر تو کاسته شود و شادمانى کنى، آنچه ترا کفایت کند دارى و آنچه ترا بطغیان کشاند میطلبى نه بکم قانع شوى و نه با بسیار سیر.

۲۰۸۳ _ قال داود یا زارع السّیّئات أنت تحصد شوکها.

داود فرمود اى که بدى کاشته اى خاران را درو خواهى کرد.

۲۰۸۴ _ قال داود إدخالک یدک فی فم التّنّین إلى أن تبلغ المرفق فیقصمها خیر لک من أن تسأل من لم یکن له شی ء ثمّ کان.

داود فرمود اگر دست خویش را تا مرفق بکام اژدر کنى که آن را در هم شکند بهتر است تا از تازه بدوران رسیده چیزى بخواهى.

۲۰۸۵ _ قتال المسلم کفر و سبابه فسوق و لا تحلّ لمسلم أن یهجر أخاه فوق ثلاثه أیّام.

جنگ با مسلمان کفر است و ناسزا گفتنش گناه است و روا نیست که مسلمانى بیش از سه روز با برادر خود قهر کند.

۲۰۸۶ _ قد أفلح من أخلص قلبه للإیمان و جعل قلبه سلیما و لسانه صادقا و نفسه مطمئنّه و خلیقته مستقیمه و أذنه مستمعه و عینه ناظره.

هر که ایمان قلبش خالص باشد و قلب خویش سالم و زبان خویش راستگو و جان خویش آرام و خوى خویش مستقیم و گوش خویش شنوا و چشم خویش نگران کند. رستگار شود

۲۰۸۷ _ قد أفلح من رزق لبّا.

هر که را خرد داده اند رستگارى یافته است.

۲۰۸۸ _ قرض الشّی ء خیر من صدقته.

چیزى را بقرض بدهى بهتر از آنست که بصدقه بدهى.

۲۰۸۹ _ قرض مرّتین خیر من صدقه مرّه.

دو بار قرض دادن بهتر از یک بار صدقه دادن است.

۲۰۹۰ _ قسم من اللَّه تعالى لا یدخل الجنّه بخیل.

قسم خداست که بخیلى وارد بهشت نمى شود.

۲۰۹۱ _ قل اللّهمّ اجعل سریرتی خیرا من علانیتی و اجعل علانیتی صالحه اللّهمّ إنّی أسألک من صالح ما تؤتی النّاس من المال و الأهل و الولد غیر الضّالّ و لا المضلّ.

بگو خدایا نهان مرا از عیانم بهتر کن و عیانم را شایسته کن، خدایا از آنچه بمردم عنایت میکنى از مال و زن و فرزند از نوع شایسته آن که نه گمراه باشد و نه گمراه کن از تو میخواهم.

۲۰۹۲ _ قل اللّهمّ إنّی أسألک نفسا مطمئنّه تؤمن بلقائک و ترضى بقضائک و تقنع بعطائک.

بگو خدایا جان مطمئنى از تو میخواهم که بمعاد ایمان داشته باشد و بقضاى تو رضا دهد و بعطاى تو قناعت کند.

۲۰۹۳ _ قلب الشّیخ شابّ على حبّ اثنتین: حبّ العیش و المال.

دل پیر بر محبت دو چیز جوان است حب حیات و مال.

۲۰۹۴ _ قلب شاکر و لسان ذاکر و زوجه صالحه تعینک على أمر دنیاک و دینک خیر ما اکتنز النّاس.

دلى شکرگزار و زبانى ذکر- گوى و زنى پارسا که ترا در کار دنیا و دینت اعانت کند بهترین چیزى است که مردم ذخیره کنند.

۲۰۹۵ _ قلب لیس فیه شی ء من الحکمه کبیت خرب فتعلّموا و علّموا و تفقّهوا و لا تموتوا جهّالا فإنّ اللَّه لا یعذر على الجهل.

دلى که نشانى از خرد در آن نباشد چون خانه خراب است پس تعلیم گیرید و تعلیم دهید و فقه آموزید و بر جهل نمیرید که خدا از جهل نمیگذرد.

۲۰۹۶ _ قلیل الفقه خیر من کثیر العباده و کفى بالمرء فقها إذا عبد اللَّه و کفى بالمرء جهلا إذا أعجب برأیه و إنّما النّاس رجلان مؤمن و جاهل فلا تؤذ المؤمن و لا تجاوز الجاهل.

اندکى دانش بهتر از عبادت بسیار دانش مرد همین بس که خدا را پرستد و نادانى مرد همین بس که دلبسته راى خویش باشد، مردم دو گونه اند مؤمن و جاهل، مؤمن را میازار و بر جاهل تعدى مکن.

۲۰۹۷ _ قلیل التّوفیق خیر من کثیر العقل و العقل فی أمر الدّنیا مضرّه و العقل فی أمر الدّین مسرّه.

اندکى توفیق به از عقل بسیار، عقل در کار دنیا مایه خسارت است و در کار دین مایه مسرف.

۲۰۹۸ _ قلیل العمل ینفع مع العلم و کثیر العمل لا ینفع مع الجهل.

عمل اندک با علم سودمند افتد و عمل بسیار با جهل سود ندهد.

۲۰۹۹ _ قلیل تؤدّی شکره خیر من کثیر لا تطیقه.

اندکى که شکر آن توان گزاشت بهتر از بسیارى که تاب آن نتوانى داشت.

۲۱۰۰ _ قلّه العیال أحد الیسارین.

نانخور کم داشتن یکى از طرق توانگر بودن است.