۲۶۰۱ _ ما عال من اقتصد.

هر که میانه روى کند فقیر نشود.

۲۶۰۱ _ ما الّذی یعطی من سعه بأعظم أجرا من الّذی یقبل إذا کان محتاجا.

پاداش کسى که در حال گشایش بخشش کند از آنکه بخشش را میپذیرد بیشتر نیست، بشرط آنکه محتاج باشد.

۲۶۰۲ _ ما الموت فیما بعده إلّا کنطحه عنز.

مرگ نسبت بما بعد آن چون شاخ زدن بز است.

۲۶۰۳ _ ما أتى اللَّه عالما علما إلّا أخذ علیه المیثاق أن لا یکتمه.

خدا بعالمى علم نداده مگر آنکه از او پیمان گرفته که علم خویش را نهان ندارد.

۲۶۰۴ _ ما اجتمع الرّجاء و الخوف فی قلب مؤمن إلا أعطاه اللَّه عزّ و جلّ الرّجاء و آمنه الخوف

امید و ترس در دل مؤمن مجتمع نشود جز آنکه خدا عز و جل امید بدو عطا کند و از بیم ایمنش سازد.

۲۶۰۵ _ ما أحبّ عبد عبدا للَّه إلّا أکرمه ربّه.

وقتى بنده اى بنده دیگر را براى خدا دوست دارد پروردگارش او را گرامى کند.

۲۶۰۶ _ ما أحبّ أنّ أحدا تحوّل لی ذهبا یمکث عندی منه دینار فوق ثلاث إلّا دینار أرصده لدین.

دوست ندارم که کوه احد براى من مبدل بطلا شود و دینارى از آن بیش از سه روز نزد من بماند مگر دینارى که براى قرض ذخیره نگه دارم.

۲۶۰۷ _ ما أحد أکثر من الرّبا إلّا کان عاقبه أمره إلى قلّه.

هر که ربا فراوان خورد سر انجام او بفقر انجامد.

۲۶۰۸ _ ما أحسن القصد فی الغنى، ما أحسن القصد فی الفقر و أحسن القصد فی العباده.

چه نیکست اعتدال هنگام بى نیازى، چه نیکست اعتدال هنگام ندارى و چه نیکست اعتدال در عبادت.

۲۶۰۹ _ ما أحلّ اللَّه شیئا أبغض إلیه من الطّلاق.

خدا چیزى را حلال نکرده که نزد وى از طلاق دشمن تر باشد.

۲۶۱۰ _ ما أخاف على أمّتی إلّا ضعف الیقین.

بر امت خویش بیم ندارم مگر از ضعف ایمان.

۲۶۱۱ _ ما أخاف على أمّتی فتنه أخوف علیها من النّساء و الخمر.

از هیچ فتنه اى که خطرناکتر از زن و شراب باشد بر امت خویش بیم ندارم.

۲۶۱۲ _ ما أخشى علیکم الفقر و لکنّی أخشى علیکم التّکاثر و ما أخشى علیکم الخطاء، و لکنّی أخشى علیکم التّعمّد.

از فقر بر شما بیم ناک نیستم بلکه بیم دارم به کثرت اموال تفاخر کنید، از خطا بر شما بیم ناک نیستم بلکه از تعمد بیم دارم.

۲۶۱۳ _ ما استرذل اللَّه عبدا إلّا خطر علیه العلم و الأدب.

خدا بنده اى را پست نشمارد مگر علم و ادب را از او باز دارد.

۲۶۱۴ _ ما أخذت الدّنیا من الآخره إلّا کما أخذ المخیط غرس فی البحر من مائه.

دنیا از آخرت آنقدر گرفته که سوزنى که در دریا فرو کنند از آب آن گیرد.

۲۶۱۵ _ ما استفاد المؤمن بعد تقوى اللَّه عزّ و جلّ خیرا له من زوجه صالحه إن أمرها أطاعته و إن نظر إلیها سرّته و إن أقسم علیها أبرّته و إن غاب عنها نصحته فی نفسها وماله.

مؤمن پس از پرهیزکارى خداى عز و جل چیزى بهتر از زن پارسائى که فرمانش دهد اطاعت کند و اگر بدو نگرد مسرورش کند و اگر در باره او قسم خورد قسمش را رعایت کند واگر از او غایب شود مال وى و عفت خویش حفظ کند، چیزى بهتر از این نیابد.

۲۶۱۶ _ ما أسرّ عبد سریره إلّا ألبسه اللَّه رداءها إن خیرا فخیر و إن شرّا فشرّ.

هر نیتى که بنده بدل گیرد خدا نشان آن را بر او نمودار کند، اگر نیک باشد نیک و اگر بد باشد بد.

۲۶۱۷ _ ما أطعمت زوجتک فهو لک صدقه، و ما أطعمت ولدک فهو لک صدقه، و ما أطعمت خادمک فهو لک صدقه، و ما أطعمت نفسک فهو لک صدقه.

هر چه بهمسر خویش بخورانى صدقه کرده اى و هر چه بفرزند خویش بخورانى صدقه کرده اى و هر چه بخدمتکار خویش بخورانى صدقه کرده اى، هر چه بخویش خورانى صدقه کرده اى.

۲۶۱۸ _ ما أعطى أهل بیت الرّفق إلّا نفعهم.

مدارا نصیب هیچ خاندانى نشود مگر سودشان دهد.

۲۶۱۹ _ ما اکتسب مکتسب مثل فضل علم یهدی صاحبه إلى هدى أو یردّه عن ردى و لا استقام دینه حتّى یستقیم عقله.

هیچ کس چیزى چون مایه علمى که صاحب خویش را بهدایت رساند یا از خطرى برهاند به دست نخواهد آورد و دین شخص استقامت نیابد تا عقل وى استقامت یابد.

۲۶۲۰ _ ما أکل أحد طعاما قطّ خیرا من أن یأکل من عمل یده و إنّ نبىّ اللَّه داود کان یأکل من عمل یده.

هیچ کس غذائى بهتر از آنچه از عمل خویش خورد، نخواهد خورد داود پیغمبر نان از عمل خویش میخورد.

۲۶۲۱ _ ما أنت محدّث قوما حدیثا لا تبلغه عقولهم إلّا کان على بعضهم فتنه.

وقتى با قومى سخنى گوئى که عقولشان بدان نرسد براى بعضیشان مایه فتنه خواهد بود.

۲۶۲۲ _ ما أنعم اللَّه على عبد نعمه فحمد اللَّه علیها إلّا کان ذلک الحمد أفضل من تلک النّعمه و إن عظمت.

وقتى خدا بنده اى را نعمتى دهد و خدا را بر آن ستایش کند این ستایش از آن نعمت، هر قدر بزرگ باشد بهتر است.

۲۶۲۳ _ ما أنکر قلبک فدعه.

هر چه را قلبت نمیپذیرد واگذار

۲۶۲۴ _ ما أهدى المرء المسلم لأخیه هدیّه أفضل من کلمه حکمه یزیده اللَّه بها هدى أو یردّه بها عن ردى.

مرد مسلمان ببرادر خویش هدیه اى بهتر از سخن حکمت آمیزى که خدا بوسیله آن هدایت وى افزون کند یا خطرى از وى بگرداند نتواند داد.

۲۶۲۵ _ ما برّ أباه من شدّ إلیه الطّرف بالغضب.

هر که نگاه خشمگین سوى پدر خویش افکند از فضیلت نیکى با وى بى نصیب است.

۲۶۲۶ _ ما أوذى أحد ما أوذیت فی اللَّه.

هیچ کس آنقدر که من در راه خدا اذیت دیدم اذیت نکشید.

۲۶۲۷ _ ما تجالس قوم مجلسا فلم ینصت بعضهم لبعض إلّا نزع من ذلک المجلس البرکه.

هر گروهى که مجالست کنند و بیک دیگر گوش فرا ندارند برکت از مجلسشان برخیزد.

۲۶۲۸ _ ما تجرّع عبد جرعه أفضل عند اللَّه من جرعه غیظ کظمها ابتغاء وجه اللَّه.

هیچ کس جرعه اى ننوشد که نزد خدا از جرعه خشمى که براى رضاى خدا فروبرد بهتر باشد.

۲۶۲۹ _ ما ترک عبد للَّه أمرا لا یترکه إلّا للَّه إلّا عوّضه اللَّه منه ما هو خیر له منه فی دینه و دنیاه.

هر که چیزى را براى خدا ترک آن بکند. که جز برای خدا ترک آن نکند خدا بعوض آن چیزى که برای دین و دنیای وى بهتر باشد بدو بدهد.

۲۶۳۱ _ ما تشهد الملائکه من لهوکم إلّا الرّهان و النّضال.

فرشتگان از بازیهاى شما جز در اسب دوانى و کشتى حضور نمییابند.

۲۶۳۲ _ ما تصدّق النّاس بصدقه أفضل من علم ینشر.

هیچ صدقه اى که مردم دهند از علمى که منتشر شود بهتر نیست.

۲۶۳۳ _ ما جاءنی جبرئیل قطّ إلّا أمرنی بالسّواک حتّى لقد خشیت أن أحفی مقدّم فمی.

هر وقت جبریل پیش من آمد مرا بمسواک کردن فرمان داد تا آنجا که ترسیدم جلو دهان خود را ببرم.

۲۶۳۴ _ ما جلس قوم یذکرون اللَّه تعالى فیقومون حتّى یقال لهم قوموا قد غفر اللَّه لکم ذنوبکم و بدّل سیّئاتکم حسنات.

گروهى که با هم بذکر خدا بنشینند، از جا برنخیزند مگر بایشان بگویند برخیزید که خداى تان آمرزید و اعمال بدتان را باعمال خوب مبدل کرد.

۲۶۳۵ _ ما جمع شی إلى شی ء أفضل من علم إلى حلم.

چیزى با چیز دیگر فراهم نیامده که از دانش و بردبارى بهتر باشد.

۲۶۳۶ _ ما خرج رجل من بیته یطلب علما إلّا سهل اللَّه له طریقا إلى الجنّه.

هر کس از خانه خویش به جستجوى علمى برون شود خدا براى وى راهى بسوى بهشت بگشاید.

۲۶۳۷ _ ما خفّفت عن خادمک من عمله فهو أجر لک فی موازینک یوم القیامه.

هر چه از کار خدمتگزار خویش سبک کنى پاداشى است که روز قیامت در میزان عمل تو نهند.

۲۶۳۸ _ ما خلق اللَّه من شی ء إلّا و قد خلق له ما یغلبه و خلق رحمته تغلب غضبه.

خداوند هر چه آفریده چیزى دیگرى براى غلبه بر آن آفریده و رحمت خویش را براى غلبه بر غضبش آفریده.

۲۶۳۹ _ ما رفع قوم أکفهم إلى اللَّه تعالى یسألونه شیئا إلّا کان حقا على اللَّه أن یضع فی أیدیهم الّذی سألوا.

هیچ گروهى دستان خویش باستدعاى چیزى سوى خدا بر ندارند مگر آنکه خدا عهده دار است مسئولشان را بکفشان نهد.

۲۶۴۰ _ ما زال جبریل یوصینی بالجار حتّى ظننت أنّه سیورثه.

جبریل در باره همسایه آنقدر سفارش میکرد که پنداشتم همسایه ارث خواهد برد.

۲۶۴۱ _ ما زان اللَّه العباد بزینه أفضل من زهاده فی الدنیا و عفاف فی بطنه و فرجه.

خدا ببندگان خویش آرایشى بهتر از بى رغبتى به دنیا و عفت شکم و عورت نداده.

۲۶۴۲ _ ما زویت الدّنیا عن أحد إلّا کانت خیرا له.

دنیا را از کسى نگیرند مگر که خیر وى در آنست.

۲۶۴۳ _ ما ساء عمل قوم قطّ إلّا زخرفوا مساجدهم.

چون عمل گروهى بد شود مساجد خویش را زینت کنند.

۲۶۴۴ _ ما سلّط اللَّه القحط على قوم إلّا بتمرّدهم على اللَّه.

خدا قحط را بر گروهى مسلط نکند مگر براى نافرمانى که از خدا کرده اند.

۲۶۴۵ _ ما شبّهت خروج المؤمن من الدّنیا إلّا مثل خروج الصّبیّ من بطن أمّه من ذلک الغمّ و الظلمه إلى روح الدّنیا.

برون شدن مؤمن را از دنیا به برون شدن کودک از شکم مادر از آن محنت و ظلمت بر راحت دنیا تشبیه میکنم.

۲۶۴۶ _ ما صدقه أفضل من ذکر اللَّه تعالى.

صدقه اى بهتر از یاد کردن خداى والا نیست.

۲۶۴۷ _ ما ضاق مجلس بمتحابّین.

هیچ نشیمن گاهى براى دو دوست تنگ نیست.

۲۶۴۸ _ ما ضلّ قوم بعد هدى کانوا علیه إلّا أوتوا الجدل.

هیچ قومى پس از هدایت بضلال نیفتاد مگر آنکه بجدل خو گرفت.

۲۶۴۹ _ ما عظمت نعمه اللَّه على عبد إلّا اشتدّت علیه مؤنه النّاس فمن لم یحتمل تلک المئونه للنّاس فقد عرض تلک النّعمه للزّوال.

وقتى نعمت خدا بر بنده اى بزرگ شود حاجت مردم بر او بیشتر شود و هر که این حاجات را تحمل نکند نعمت خویش را بمعرض زوال آورده است.

۲۶۵۰ _ ما علم اللَّه من عبد ندامه على ذنب إلّا غفر له قبل أن یستغفره.

چون خدا پشیمانى بنده را از گناهى بداند پیش از آنکه آمرزش بخواهد وى را بیامرزد.

۲۶۵۱ _ ما عمل ابن آدم شیئا أفضل من الصّلاه و صلاح ذات البین و خلق حسن.

بنده آدم کارى بهتر از نماز و آشتى میان کسان و نیکخوئى نمیکند.

۲۶۵۲ _ ما فتح رجل باب عطیّه بصدقه أو صله إلّا زاده اللَّه تعالى بها کثره، و ما فتح رجل باب مسأله یرید بها کثره إلّا زاده اللَّه تعالى بها قلّه.

هر که با صدقه اى یا صله اى در بخششى گشاید خداى والا بسبب آن مال وى بیفزاید و هر که در سؤالى بگشاید و از این راه فزونى جوید خداى والا وى را نقصان فزاید.

۲۶۵۳ _ ما کان الفحش فی شی ء قطّ إلّا شانه و لا کان الحیاء فی شی ء قطّ إلّا زانه.

بدى و بد زبانى در هر چه باشد آن را خوار کند و حیا در هر چه باشد آن را زینت دهد.

۲۶۵۴ _ ما کان الرّفق فی شی ء إلّا زانه و لا نزع من شی ء إلّا شانه.

مدارا در هر چه باشد آن را زینت دهد و از هر چه دور شود آن را خوار کند.

۲۶۵۵ _ ما کرهت أن تواجه به أخاک فهو غیبه.

هر چیزى که دوست ندارى رو بروى برادر خویش کنى غیبتست.

۲۶۵۶ _ ما کرهت أن یراه النّاس منک فلا تفعله بنفسک إذا خلوت.

هر کارى که دوست ندارى مردم از تو ببینند وقتى بخلوت شدى به تنهائى مکن.

۲۶۵۷ _ ما لی و للدّنیا، ما أنا و الدّنیا إلّا کراکب استظلّ تحت شجره ثمّ راح و ترکها.

مرا با دنیا چه کار من در دنیا چون مسافرى هستم که در سایه درختى نشست و برفت و آن را واگذاشت.

۲۶۵۸ _ ما محق الإسلام محق الشّح شی ء.

هیچ چیز مسلمانى را چون بخل پایمال نمیکند.

۲۶۵۹ _ ما من القلوب قلب إلّا و له سحابه کسحابه القمر بینما القمر یضی ء أو غلته سحابه فأظلم أو تجلّت.

هر دلى پاره ابرى چون پاره ابر ماه دارد هنگامى که ماه نور پاشى کند پاره ابرى آن را بپوشاند و تاریک شود یا باز روشن شود.

۲۶۶۰ _ ما من آدمیّ إلّا و فی رأسه حکمه بید ملک فإذا تواضع قیل للملک ارفع حکمته و إذا تکبّر قیل للملک ضع حکمته.

هر انسانى در سر خویش حکمتى دارد که به دست فرشته ایست وقتى تواضع کند فرشته را گویند حکمت او را بر آر و چون تکبر کند به فرشته گویند حکمت او را فرو بر.

۲۶۶۱ _ ما من أحد یموت إلّا ندم إن کان محسنا ندم أن لا یکون أزداد و إن کان مسیئا ندم أن لا یکون نزع.

هر که بمیرد پشیمان مى شود، اگر نیکوکار بوده پشیمان است که چرا بیشتر نکرده و اگر بد کار بود پشیمانست که چرا بس نکرده.

۲۶۶۲ _ ما من أحد یحدث فی هذه الامّه حدثا لم یکن فیموت حتّى یصیبه ذلک.

هر کس در این امت بدعتى بد بدارد نمیرد تا سزاى آن بدو رسد.

۲۶۶۳ _ ما من إمام یعفو عند الغضب إلّا عفى اللَّه عنه یوم القیامه.

هر پیشوائى که هنگام خشم ببخشد خدا روز قیامت او را ببخشد.

۲۶۶۴ _ ما من أحد یلبس ثوبا لیباهی به فینظر النّاس إلیه إلا لم ینظر اللّه إلیه حتّى ینزعه.

هر که جامه اى پوشد که بدان مباهات کند و مردم بدو نگرند خدا بدو ننگرد تا آن لباس را بکند.

۲۶۶۵ _ ما من امرئ یحیی أرضا فیشرب منها کبد حرّى إلّا کتب اللَّه له بها أجرا.

هر که زمینى را احیا کند که تشنه اى از آن آب نوشد خدا در قبال آن پاداشى براى وى ثبت کند.

۲۶۶۷ _ ما من أمیر عشره إلّا و هو یؤتى به یوم القیمه مغلولا حتّى یفکّه العدل أو یوبقه الجور.

هر که زمام دار ده تن باشد روز قیامت در غل بیارندش تا عدالت غل او باز کند یا ستم هلاکش کند.

۲۶۶۸ _ ما من جرعه أحبّ إلى اللَّه تعالى من جرعه غیظ یکظمها عبد، ما کظمها عبد إلّا ملاء اللَّه تعالى جوفه إیمانا.

هیچ جرعه اى نزد خدا از جرعه خشمى که بنده اى فرو برد محبوب تر نیست. هر بنده اى جرعه خشم فرو برد خدا ضمیر او را از ایمان پر کند.

۲۶۶۹ _ ما من خارج خرج من بیته فی طلب العلم إلّا وضعت له الملائکه أجنحتها رضا بما یصنع حتّى یرجع.

هر که از خانه خویش بطلب دانش بیرون شود فرشتگان بسبب رضایتى که از رفتار او دارند بالهاى خویش براى وى بگسترند تا باز گردد.

۲۶۷۰ _ ما من دابّه طائر و لا غیره یقتل بغیر حقّ إلّا سنخاصمه یوم القیمه.

هر حیوان پرنده یا غیر آن بناحق کشته شود روز قیامت با قاتل خویش مخاصمه کند.

۲۶۷۱ _ ما من ذنب أجدر أن یعجّل اللَّه تعالى لصاحبه العقوبه فی الدّنیا مع ما یدّخره له فی الآخره من قطیعه الرّحم و الخیانه و الکذب و إنّ أعجل الطّاعه ثوابا لصله الرّحم حتّى إنّ أهل البیت لیکونوا فجره فتنموا أموالهم و یکثر عددهم إذا تواصلوا.

گناهى چون گسستن از خویشاوند و خیانت و دروغ نیست که خداوند بغیر از عقوبت آخرت، در این دنیا نیز مرتکب آن را کیفر دهد. ثواب پیوند با خویشاوند زودتر از همه اعمال خوب میرسد. تا آنجا که خاندانى بد کارند اما اگر پیوسته شوند اموالشان فزونى گیرد و عددشان بیش شود.

۲۶۷۲ _ ما من ذنب إلّا و له عند اللَّه توبه إلّا سوء الخلق فإنّه لا یتوب من ذنب إلا رجع إلا ما هو شرّ منه.

هر گناهى نزد خدا توبه اى دارد مگر بدخوئى که بدخوى از گناهى بازنگردد مگر ببدتر از آن رو کند.

۲۶۷۳ _ ما من ذی غنى إلّا سیودّ یوم القیامه لو کان إنّما أوتی من الدّنیا قوتا.

هر ثروتمندى روز قیامت آرزو کند که در دنیا فقط قوت خویش مى داشت.

۲۶۷۴ _ ما من رجل یغرس غرسا إلّا کتب اللَّه له من الأجر قدر ما یخرج من ثمر ذلک الغرس.

هر که درختى بنشاند خدا به اندازه میوه اى که از آن درخت برون مى شود پاداش براى وى ثبت کند.

۲۶۷۵ _ ما من رجل یتعاظم فی نفسه و یختال فی مشیته إلّا لقى اللَّه تعالى و هو علیه غضبان.

هر که در دیده خویش بزرگ نماید و در راه رفتن گردن افرازد به پیشگاه خداى والا رود و خدا بر او خشمگین باشد.

۲۶۷۶ _ ما من رجل ینظر إلى وجه والدیه نظر رحمه إلّا کتب اللَّه له بها حجّه مقبوله مبروره

هر که از روى مهربانى بصورت پدر و مادر خویش نظر کند خدا بپاداش آن براى وى حج مقبول نیکوئى رقم زند.

۲۶۷۷ _ ما من ساعه تمرّ بابن آدم لم یذکر اللَّه فیها إلّا حسر علیها یوم القیامه.

ساعتى بى ذکر خداى بر آدمیزاد نگذرد مگر روز قیامت بر آن حسرت خورد.

۲۶۷۸ _ ما من شی ء فی المیزان أثقل من حسن الخلق.

در میزان اعمال چیزى سنگین تر از نیکخوئى نیست.

۲۶۷۹ _ ما من شی ء أحبّ إلى اللَّه تعالى من شاب تائب و ما من شی ء أبغض إلى اللَّه تعالى من شیخ مقیم على معاصیه.

هیچ کس پیش خداى والا محبوبتر از جوان توبه گر نیست و هیچ کس پیش خداى والا چون پیرى که بگناهان خویش مشغول باشد مبغوض نیست.

۲۶۸۰ _ ما من صباح یصبحه العباد إلّا صارخ یصرخ یا أیّها النّاس لدوا للتّراب و اجمعوا للفناء و ابنوا للخراب.

هر صبحدم که بر بندگان در آید بانگزنى بانگ زند: اى مردم براى خاک تولید کنید و براى نابودى فراهم آرید و براى ویرانى بنا کنید.

۲۶۸۱ _ ما من صدقه أفضل من قول.

صدقه اى بهتر از گفتار نیک نیست.

۲۶۸۲ _ ما من صدقه أحبّ إلى اللَّه من قول الحقّ.

نزد خدا صدقه اى محبوبتر از گفتار حق نیست.

۲۶۸۳ _ ما من عبد مسلم یدعو لأخیه بظهر الغیب إلّا قال الملک و لک بمثله

هر بنده مسلمانى که در غیاب برادر خویش براى او دعا کند فرشته گوید براى تو نیز نظیر آن باد.

۲۶۸۴ _ ما من عبد یبیع قالدا إلّا سلّط اللَّه علیه تالفا.

هر بنده که چیز فاسد فروشد خدا تلف کننده اى را بر او مسلط کند.

۲۶۸۵ _ ما من عبد کانت له نیّه فی أداء دینه إلّا کان له من اللَّه عون.

هر بنده که نیت اداى دین خویش داشته باشد، از جانب خدا تایید شود.

۲۶۸۶ _ ما من عبد ابتلى ببلیّه فی الدّنیا إلّا بذنب و اللَّه أکرم و أعظم عفوا من أن یسأله عن ذلک الذّنب یوم القیامه.

هیچ کس در دنیا ببلیه اى مبتلا نشود مگر در قبال گناهى که کرده و خدا کریمتر و بزرگتر از آنست که روز قیامت او را از آن گناه بازخواست کند.

۲۶۸۷ _ ما من عبد یظلم رجلا مظلمه فی الدّنیا لا یقصّه من نفسه إلّا قصّه اللَّه تعالى منه یوم القیامه.

هر کس در دنیا به دیگرى ظلمى کند که شخصا تلافى آن نکند خداى والا در روز قیامت تلافى آن از وى بگیرد.

۲۶۸۸ _ ما من عبد إلّا و له صیت فی السّماء فإن کان صیته فی السّماء حسنا وضع فی الأرض و إن کان صیته فی السّماء سیّئا وضع فی الأرض.

هر بنده اى در آسمان شهرتى دارد اگر شهرت وى در آسمان نیک باشد در زمین نهند و اگر شهرت وى در آسمان بد باشد در زمین نهند.

۲۶۸۹ _ ما من عبد استحیا من الحلال إلّا ابتلاه اللَّه بالحرام.

هر که از حلال شرم کند خدا ویرا بحرام مبتلا کند.

۲۶۹۰ _ ما من قاض من قضاه المسلمین إلّا و معه ملکان یسدّدانه إلى الحقّ ما لم یرد غیره فإن أراد غیره و جار متعمّدا تبرّأ منه الملکان و وکلاه إلى نفسه.

هر یک از قضات مسلمانان دو فرشته موکل دارد که ویرا مادام که جز حق نخواهد بر آن استوار کند و اگر غیر حق اراده کند و بعمد منحرف شود فرشتگان از او برى شوند و کار ویرا بخودش واگذارند.

۲۶۹۱ _ ما من قلب إلّا و هو معلّق بین إصبعین من أصابع الرّحمن إن شاء أقامه و إن شاء أزاغه، و المیزان بید الرّحمن یرفع أقواما و یخفض آخرین إلى یوم القیامه.

هر دلى به دو انگشت از انگشتان قدرت خداى رحمان آویخته اگر خواهد آن را ثابت دارد و اگر خواهد آن را بگرداند و میزان کارها به دست خداست که تا روز قیامت گروهى را بالا برد و گروهى دیگر را پائین برد.

۲۶۹۲ _ ما من قوم یعمل فیهم المعاصی هم أعزّ و أکثر ممّن یعمله ثمّ لم یغیّروه إلّا عمّهم اللَّه تعالى منه بعقاب.

هر گروهى که در میانشان گناه کنند و ایشان از گنهکاران قوى تر و بیشتر باشند و جلوگیرى نکنند، خداى والا از جانب خویش همه را عقوبت کند.

۲۶۹۳ _ ما من قوم یظهر فیهم الرّبا إلّا أخذوا بالسّنه و ما من قوم یظهر فیهم الرّشا إلّا أخذوا بالرّعب.

هر گروهى که ربا میانشان رواج گیرد بقحط مبتلا شوند و هر گروهى رشوه میانشان رواج گیرد بترس دچار شوند.

۲۶۹۴ _ ما من مسلم یموت له ثلاثه من الولد لم یبلغوا الحنث إلّا تلقّوه من أبواب الجنّه الثّمانیه من أیّها شاء دخل.

هر مسلمانى که سه فرزند وى قبل از آنکه بعقل رسند بمیرند بر هشت در بهشت باو برخورد کنند که از هر کدام خواهد در آید.

۲۶۹۵ _ ما من مسلم ینظر إلی امرأه أوّل رمقه ثمّ یغضّ بصره إلّا أحدث اللَّه تعالى له عباده یجد حلاوتها فی قلبه.

هر مسلمانى که یک بار به زنى بنگرد آنگاه چشم از او باز دارد خداى والایش با عبادتى انس دهد که لذت آن را در قلب خویش احساس کند.

۲۶۹۶ _ ما من مسلم تدرک له ابنتان فیحسن إلیهما ما صحبتاه إلّا أدخلتاه الجنّه.

هر مسلمانى که دو دختر وى ببلوغ رسند و تا در خانه ویند با آنها نیکى کند بهشتى مى شود.

۲۶۹۷ _ ما ملاء آدمیّ وعاء شرّا من بطنه یجب ابن آدم أکلات یقمن صلبه.

آدمى ظرفى بدتر از شکم پر نمیکند براى آدمیزاد همین قدر غذا که بنیه او را نگه دارد کافیست.

۲۶۹۸ _ ما نقصت صدقه من مال و ما زاد اللَّه عبدا یعفو إلّا عزّا و ما تواضع أحد للَّه إلّا رفعه اللَّه.

مال از صدقه کاهش نگیرد و بنده اى که عفو کند خدایش جز عزت نیفزاید و هر که براى خدا تواضع کند خدایش رفعت دهد.

۲۶۹۹ _ ما یحلّ لمؤمن أن یشتدّ إلى أخیه بنظره تؤذیه.

روا نیست که مؤمنى ببرادر خویش بتندى نظر کند که مایه آزار او شود.

۲۷۰۰ _ ما کرهته لنفسک فاکرهه لغیرک و ما أحببته لنفسک فأحبّه لأخیک.

هر چه بخود نمیپسندى بغیر خود مپسند و آنچه براى خود دوست دارى براى برادرت دوست دار.