۵۰۱ _ اللّهمّ اغفر لی خطیئتی و جهلی و إسرافی فی أمری و ما أنت أعلم به منّی. اللّهمّ اغفر لی خطئی و عمدی و هزلی و جدّی و کلّ ذلک عندی. اللّهمّ اغفر لی ما قدّمت و ما أخّرت و ما أسررت و ما أعلنت؛

خدایا از گناه و جهالت و افراط کارى من و آنچه بهتر از من میدانى در گذر خدایا خطا و عمد و شوخى و جدى من همه را ببخش خدایا گناهان سابق و لاحق و نهان و عیان مرا عفو کن.

۵۰۲ _ اللّهمّ أغننى بالعلم و زیّنّی بالحلم و أکرمنی بالتّقوى و جمّلنی بالعافیه؛

خدایا مرا بعلم توانگر ساز و بحلم زینت بخش و بتقوى عزیز کن و بعافیت زیبائى ده.

۵۰۳ _ اللّهمّ اقسم لنا من خشیتک ما تحول بیننا و بین معاصیک و من طاعتک ما تبلغنا به جنّتک و من الیقین ما یهوّن علینا مصیبات الدّنیا. و متّعنا بأسماعنا و أبصارنا و قوّتنا ما أحییتنا و اجعله الوارث منّا و اجعل ثارنا على من ظلمنا و انصرنا على من عادانا و لا تجعل مصیبتنا فی دیننا و لا تجعل الدّنیا أکبر همّنا و لا مبلغ علمنا و لا تسلّط علینا من لا یرحمنا؛

خدایا از ترس خود آنقدر نصیب ما ساز که میان ما و نافرمانى تو حایل شود و از اطاعت خود آنقدر که ما را ببهشت برساند و از یقین آنقدر که مصیبت هاى جهان را بر ما آسان کند و ما را تا هنگامى که زنده میدارى از چشم و گوش و نیروى خود بهره ور ساز و آن را تا آخرین لحظه براى ما محفوظ دار و انتقام ما را از کسانى که بما ستم کرده اند بگیر و ما را بر کسانى که با ما دشمنى میکنند فیروز ساز و مصیبت ما را در دینمان قرار مده و کار دنیا را بزرگترین غم ما و نهایت دانشمان مساز و کسى را که بر ما رحم نمیکند بما مسلط مگردان.

۵۰۴ _ اللّهمّ أنت خلقت نفسی و أنت توفّیها لک مماتها و محیاها إن أحییتها فاحفظها و إن أمتّها فاغفر لها. اللّهمّ إنّی أسألک العافیه؛

خدایا تو جان مرا آفریدى و تو آن را میگیرى زندگى و مرگ آن متعلق بتو است اگر زنده اش داشتى محفوظش دار و اگر دچار مرگش ساختى بر او ببخش. خدایا من از تو عافیت میخواهم.

۵۰۵ _ اللّهمّ انفعنی بما علّمتنی و علّمنی ما ینفعنی و زدنی علما؛

خدایا مرا بآنچه تعلیم داده اى منتفع کن و آنچه را براى من نافع است بمن بیاموز و دانش مرا فزون کن.

۵۰۶ _ اللّهمّ إنّی أسألک الهدى و التّقى و العفاف و الغنى؛

خدایا من از تو هدایت و تقوى و عفت و بى نیازى میخواهم.

۵۰۷ _ اللّهمّ إنّی أسألک صحّه فی إیمان و إیمانا فی حسن خلق و نجاحا یتبعه فلاح؛

خدایا من از تو صحتى میخواهم که قرین ایمان باشد و ایمانى که با نیک خوئى همراه باشد و موفقیتى که رستگارى دنبال آن باشد.

۵۰۸ _ اللّهمّ إنّی أسألک من الخیر کلّه ما علمت و ما لم أعلم و اعوذ بک من الشّرّ کلّه ما علمت منه و ما لم أعلم؛

خدایا من نیکى هائى را که مى دانم و نمیدانم از تو میخواهم و از بدیهائى که میدانم و نمى دانم بتو پناه میبرم.

۵۰۹ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من البرص و الجنون و الجذام و من سیّئ الأسقام؛

خدایا من از برص و دیوانگى و خوره و امراض بد بتو پناه مى برم.

۵۱۰ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من العجز و الکسل و الجبن و البخل و الهرم و القسوه و الغفله و العیله و الذّلّه و المسکنه و أعوذ بک من الفقر و الکفر و الفسوق و الشّقاق و النّفاق و السّمعه و الرّیاء و أعوذ بک من الصّمم و البکم و الجنون و الجذام و البرص و سیّئ الأسقام؛

خدایا من از ناتوانى و تنبلى و ترس و بخل و پیرى و سنگدلى و غفلت و تنگدستى و ذلت و مستمندى بتو پناه میبرم و از فقر و کفر و فسق و اختلاف و نفاق و ریا بتو پناه مى برم و از کرى و گنگى و دیوانگى و خوره و برص و امراض بد بتو پناه میبرم.

۵۱۱ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من العجز و الکسل و الجبن و البخل و الهرم و أعوذ بک من عذاب القبر و أعوذ بک من عذاب النّار و أعوذ بک من فتنه المحیا و الممات؛

خدایا از ناتوانى و تنبلى و ترس و بخل و پیرى بتو پناه میبرم و از عذاب قبر بتو پناه میبرم و از عذاب جهنم بتو پناه میبرم و از رسوائى در زندگى بتو پناه میبرم.

۵۱۲ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الفقر و القلّه و الذّلّه و أعوذ بک من أن أظلم أو أظلم؛

خدایا از فقر و تنگدستى و ذلت بتو پناه میبرم و از ستمکشى و ستمگرى بتو پناه مى برم.

۵۱۳ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الکسل و الهرم و المأثم و المغرم و من فتنه القبر و عذاب القبر و من فتنه النّار و عذاب النّار و من شرّ فتنه الغنى و أعوذ بک من فتنه الفقر؛

خدایا از تنبلى و پیرى و گناه و قرض و بلیه قبر و عذاب قبر و رسوائى جهنم و بلیه جهنم و عذاب جهنم و بلیه ثروت و بلیه فقر بتو پناه میبرم.

۵۱۴ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من جار السّوء فی دار المقامه فإنّ جار البادیه یتحوّل؛

خدایا از همسایه بد در خانه اقامت بتو پناه مى برم زیرا همسایه صحرا بزودى تغییر مى یابد.

۵۱۵ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من خلیل ماکر عیناه تریانی و قلبه یرعانی إن رأى حسنه دفنها و إن رأى سیّئه أذاعها؛

خداوندا بتو پناه مى برم از دوست حیله باز که دیدگانش مرا میبیند و دلش مراقب منست، اگر نیکى به بیند مستور سازد و اگر بدى ببیند مشهور سازد.

۵۱۶ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من زوال نعمتک و تحوّل عافیتک و فجأه نقمتک و جمیع سخطک؛

خدایا از زوال نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانى و همه چیزهائى که مایه ناخشنودى تو است بتو پناه میبرم.

۵۱۷ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من علم لا ینفع و عمل لا یرفع، و دعاء لا یسمع؛

خدایا از دانشى که سود ندهد و عملى که مقبول نیفتد و دعائى که شنیده نشود بتو پناه میبرم.

۵۱۸ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من علم لا ینفع و قلب لا یخشع و دعاء لا یسمع و نفس لا تشبع أعوذ بک اللّهمّ من شرّ هؤلاء الأربع؛

خدایا از دانشى که سود ندهد و دلى که سوز ندارد و دعائى که شنیده نشود و نفسى که سیرى نپذیرد بتو پناه میبرم خدایا از این چهار چیز بتو پناه میبرم.

۵۱۹ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من غلبه الدّین و غلبه العدوّ و شماته الأعداء؛

خدایا از چیرگى قرض و غلبه دشمن و سرزنش مخالفان بتو پناه میبرم.

۵۲۰ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من فتنه النّساء و أعوذ بک من عذاب القبر؛

خدایا از فتنه زنان بتو پناه میبرم و از عذاب قبر بتو پناه میبرم.

۵۲۱ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من منکرات الأخلاق و الأعمال و الأهواء و الأدواء؛

خدایا از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهاى بد و مرضهاى بد بتو پناه مى برم.

۵۲۲ _ اللّهمّ إنّی أعوذ بک من یوم السّوء و من لیله السّوء و من ساعه السّوء و من صاحب السّوء و من جار السّوء فی دار المقامه؛

خدایا از روز بد و شب بد و ساعت بد و یار بد و همسایه بد در خانه اقامت بتو پناه مى برم.

۵۲۳ _ اللّهمّ بارک لامّتی فی بکورها؛

خدایا سحر خیزى را بر امت من مبارک ساز.

۵۲۴ _ اللّهمّ بعلمک الغیب و قدرتک على الخلق أحینی ما علمت الحیاه خیرا لی و توفّنی إذا علمت الوفاه خیرا لی، اللّهمّ و أسألک خشیتک فی الغیب و الشّهاده و أسألک کلمه الإخلاص فی الرّضا و الغضب و أسألک القصد فی الفقر و الغنى؛

خدایا تو را به غیب دانى و قدرتى که بر آفرینش دارى سوگند مى دهم تا موقعى که زندگى را براى من بهتر میدانى مرا زنده نگهدار و موقعى که مرگ را براى من بهتر میدانى مرا بمیران خدایا از تو مى خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنى و در حال خشنودى و خشم کلمه اخلاص را بزبان من جارى نمائى و در حال فقر و توانگرى میانه روى را شعار من سازى.

۵۲۵ _ اللّهمّ ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النّار؛

خدایا پروردگارا، در دنیا و آخرت بما نیکى بخش، و ما را از عذاب جهنم محفوظ دار.

۵۲۶ _ اللّهمّ زدنا و لا تنقصنا و أکرمنا و لا تهنّا، و أعطنا و لا تحرمنا و آثرنا و لا تؤثر علینا و أرضنا و ارض عنّا؛

خدایا ما را بیفزاى و دچار نقص مساز ما را گرامى دار و خوار مکن ما را عطا ده و محروم مساز و ما را برترى ده و کسى را بر ما برترى مده ما را خشنود ساز و از ما خشنود باش.

۵۲۷_ اللّهمّ عافنی فی بدنی. اللّهمّ عافنی فی سمعی. اللّهمّ عافنی فی بصری. اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الکفر و الفقر. اللّهمّ إنّی أعوذ بک من عذاب القبر، لا إله إّلا أنت؛

خدایا تن مرا سالم دار خدایا گوش مرا سالم دار خدایا چشم مرا سالم دار خدایا از کفر و فقر بتو پناه مى برم، خدایا از عذاب قبر بتو پناه میبرم، خدائى جز تو نیست.

۵۲۸ _ اللّهمّ کما حسّنت خلقی فحسّن خلقی؛

خدایا چنان که صورت مرا نیک کردى سیرتم را نیز نیک کن.

۵۲۹_ اللّهمّ لا تکلنی إلى نفسی طرفه عین و لا تنزع منّی صالح ما أعطیتنی؛

خداوندا یک لحظه مرا بخودم وامگذار و چیزهاى خوبى که بمن بخشیده اى از من باز مگیر.

۵۳۰ _ اللّهمّ من ولی من أمر أمّتی شیئا فشقّ علیهم فاشقق علیه و من ولی من أمر أمّتی شیئا فرفق بهم فارفق به؛

خدایا هر کس عهده دار کار امت من شد و بر آنها سخت گرفت بر او سخت گیر و هر کس عهده دار کار امت من شد و با آنها مدارا کرد با او مدارا کن.

۵۳۱ _ الهوا و العبوا فإنّی أکره أن یرى فی دینکم غلظه؛

تفریح کنید و بازى کنید زیرا دوست ندارم که در دین شما خشونتى دیده شود.

۵۳۲ _ أما إنّ العریف یدفع فی النّار دفعا؛

شخص غیب گو در جهنم رانده مى شود.

۵۳۳ _ أما إنّ ربّک یحبّ المدح؛

پروردگار تو ستایش را دوست دارد.

۵۳۴ _ أما ترضى إحداکنّ أنّها إذا کانت حاملا من زوجها و هو عنها راض أنّ لها مثل أجر الصّائم القائم فی سبیل اللَّه فإذا وضعت لم یخرج من لبنها جرعه و لم یمصّ من ثدیها مصّه إلّا کان لها بکلّ جرعه و بکلّ مصّه حسنه، فإن أسهرها لیله کان لها مثل أجر سبعین رقبه تعتقهم فی سبیل اللَّه؛

آیا خشنود نیستید که وقتى یکى از شما از شوهر خود آبستن است و شوهرش از او خشنود است ثواب کسى دارد که روز روزه گیرد و شب براى عبادت خداى بپا خیزد و هنگامى که بار گذارد هر جرعه اى که از شیر او درآید و هر دفعه که پستان او مکیده شود براى هر جرعه شیر و هر مکیده شدن پستان ثوابى دارد، و اگر براى مراقبت طفل خود شبى بیدار ماند پاداش او چنانست که هفتاد بنده در راه خدا آزاد کرده باشد.

۵۳۵_ أما علمت أنّ الإسلام یهدم ما کان قبله و أنّ الهجره تهدم ما کان قبلها و أنّ الحجّ یهدم ما کان قبله؛

آیا نمیدانى که اسلام آنچه را پیش از آن بوده محو میکند و هجرت آنچه را پیش از آن رخ داده از میان مى برد و حج آنچه را پیش از آن بوده نابود میسازد.

۵۳۶ _ أما أهل النّار الّذین هم أهلها فإنّهم لا یموتون فیها و لا یحیون و لکن ناس أصابتهم النّار بذنوبهم فأماتتهم إماته حتى إذا کانوا فحما أذن بالشّفاعه فجی ء بهم ضبائر ضبائر فبثّوا على أنهار الجنّه ثمّ قیل یا أهل الجنّه أفیضوا علیهم فینبتون نبات الحبّه تکون فی حمیل السّیل؛

جهنمیان که در جهنم ماندنى هستند در آن مرگ و زندگى ندارند ولى مردمى که بواسطه گناهان خود جهنمى شده اند در جهنم مى میرند و همین که ذغال شدند اجازه شفاعت داده مى شود و آنها را گروه گروه مى آورند و بکنار نهرهاى بهشت میاندازند سپس به بهشتیان گویند آب بر آنها بریزید و آنها چون دانه اى که در گذرگاه سیل باشد از نو میرویند.

۵۳۷ _ أمّا بعد ألا أیّها النّاس فإنّما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربّی فاجیب و أنا تارک فیکم ثقلین أوّلهما کتاب اللَّه فیه الهدى و النّور من استمسک به و أخذ به کان على الهدى و من أخطأه ضلّ فخذوا بکتاب اللَّه تعالى و استمسکوا به و أهل بیتی أذکّرکم اللَّه فی أهل بیتی. أذکّرکم اللَّه فی أهل بیتی؛

اما بعد اى مردم من بشرى هستم که نزدیکست فرستاده خدا پیش من آید و دعوت او را اجابت کنم دو چیز سنگین میان شما میگذارم یکى کتاب خداوند که در آن هدایت و نور است و هر کس بدان چنگ زند و آن را بگیرد قرین هدایت است و هر کس آن را رها کند گم راه مى شود، کتاب خدا را بگیرید و بدان چنگ زنید؛ و خانواده من، در باره خانواده ام خدا را بیاد شما مى آورم در باره خانواده ام خدا را بیاد شما مى آورم،

۵۳۸ _ أمّا بعد فإنّ الدّنیا خضره حلوه و إنّ اللَّه مستخلفکم فیها فناظر کیف تعملون فاتّقوا الدّنیا و اتّقوا النّساء فإنّ أوّل فتنه بنی إسرائیل کان فی النّساء؛

اما بعد دنیا سبز و شیرین است و خداوند شما را در آن جاى داده و نگران است که چگونه رفتار میکنید، از دنیا بپرهیزید و از زنان نیز بپرهیزید زیرا نخستین گمراهى یهودان در خصوص زنان بود.

۵۳۹ _ أما بعد فما بال العامل نستعمله فیأتینا فیقول هذا من عملکم و هذا أهدی إلیّ، أفلا قعد فی بیت أبیه و أمّه فینظر هل یهدى له أم لا؟؛

اما بعد چرا کسى که ما کارى بدو میسپاریم، وقتى از مأموریت خود بیاید گوید اینها را براى شما وصول کردم و اینها را بمن هدیه داده اند، چرا در خانه پدر و مادر خود ننشست تا ببیند هدیه اى باو میدهند یا نه؟

۵۴۰ _ امرأه ولود أحبّ إلى اللَّه تعالى من امرأه حسناء لا تلد إنّی مکاثر بکم الامم یوم القیامه؛

زنى که فرزند بسیار آرد در پیش خداوند از زن زیبائى که فرزند نمى آرد بهتر است من در روز قیامت بفزونى شما افتخار مى کنم.

۵۴۱ _ أمر بین أمرین و خیر الامور أوساطها؛

راهى میان افراط و تفریط است و بهترین کارها میانه رویست.

۵۴۲ _ أمر النّساء إلى آبائهنّ و رضاهنّ السّکوت؛

کار زنان به دست پدرهایشانست و رضایت آنها سکوت است.

۵۴۳ _ أمرت بالسّواک حتّى خشیت أن یکتب علیّ؛

مرا آنقدر بمسواک زدن فرمان دادند که ترسیدم مسواک زدن بر من واجب شود.

۵۴۴ _ أمرت بالسّواک حتّى خفت على أسنانی؛

مرا آنقدر بمسواک زدن فرمان دادند که بر دندانهاى خود بیمناک

۵۴۵ _ أمط الأذى عن طریق المسلمین تکثر حسناتک؛

مانع از راه مسلمانان دور کن تا حسنات تو بسیار شود.

۵۴۶_ أمّک، أمّک، ثمّ أمّک، ثمّ أباک، ثمّ الأقرب فالأقرب؛

مادر خود، مادر خود، مادر خود را رعایت کن، سپس پدر خود را و پس از آن کسانى را که بتو نزدیکترند.

۵۴۷ _ املک یدک؛

دست خویش را نگهدار.

۵۴۸ _ املک علیک لسانک؛

زبان خویش را نگهدار.

۵۴۹ _ إملاء الخیر خیر من السّکوت و السّکوت خیر من إملاء الشّرّ؛

القاى خیر از خاموشى بهتر و خاموشى از القاى شر برتر است.

۵۵۰_ أمنک من عتبک؛

هر که ترا سرزنش کرد از کینه خویش ایمن ساخت.

۵۵۱ _ أنا أفصح العرب؛

من از همه مردم عرب فصیح ترم.

۵۵۲ _ أنا الشّاهد على اللَّه أن لا یعثر عاقل إلا رفعه ثمّ لا یعثر إلّا رفعه ثمّ لا یعثر إلّا رفعه ثمّ لا یعثر إلّا رفعه حتّى یجعل مصیره إلى الجنّه؛

من از طرف خدا تعهد میکنم که عاقلى نلغزد مگر آنکه خدا او را بلند کند پس از آن نلغزد مگر آنکه او را بلند کند پس از آن نلغزد مگر او را بلند کند پس از آن نلغزد مگر او را بلند کند تا سر انجام او را ببهشت بکشاند

۵۵۳ _ أنا النّذیر و الموت المغیر و السّاعه الموعد؛

من بیم دهنده ام و مرگ یغماگر است و رستاخیز وعده گاه.

۵۵۴ _ إن أحببتم أن یحبّکم اللَّه و رسوله فادّوا إذا ائتمنتم و اصدقوا إذا حدّثتم و أحسنوا جوار من جاورکم؛

اگر میخواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد کنید و همین که سخن مى گوئید راست گوئید و با همسایگان خود به نیکى رفتار کنید.

۵۵۵_ انتظار الفرج بالصّبر عباده؛

انتظار گشایش که با صبر قرین باشد عبادت است.

۵۵۶ _ انتظار الفرج من اللَّه عباده و من رضی بالقلیل من الرّزق رضی اللَّه تعالى منه بالقلیل من العمل؛

انتظار گشایش از جانب خداوند عبادتست و هر که بروزى اندک راضى باشد خداوند از او بعبادت اندک راضى مى شود.

۵۵۷ _ أنتم على بیّنه من ربّکم ما لم تظهر منکم سکرتان سکره الجهل و سکره حبّ الدّنیا؛

تا هنگامى که مستى نادانى و مستى دنیاپرستى از شما پدیدار نشود بخداوند خویش اطمینان دارید.

۵۵۸ _ أنت و ما لک لأبیک؛

تو و آنچه دارى متعلق بپدرت هستید.

۵۵۹ _ أنزلوا النّاس منازلهم من الخیر و الشّرّ؛

مردم را در مقام خودشان از بدى و نیکى بشناسید.

۵۶۰ _ إن شئتم أنبأتکم عن الإماره و ما هی، أوّلها ملامه و ثانیها ندامه و ثالثها عذاب یوم القیامه؛

اگر بخواهید شما را از ریاست خبر مى دهم که چیست، اولین مرحله آن ملامت است و دومین مرحله آن ندامت و سومین مرحله آن عذاب روز قیامت.

۵۶۱ _ أنصر أخاک ظالما أو مظلوما إن یک ظالما فاردده عن ظلمه و إن یک مظلوما فانصره؛

برادر خود را یارى کن چه ستمگر باشد و چه ستم دیده اگر ستمگر است او را از ستم باز دار و اگر ستم دیده است او را یارى کن.

۵۶۲ _ أنظر فإنّک لست بخیر من أحمر و لا أسود إلّا أن تفضله بتقوى؛

بنگر که تو از سرخ پوست و سیاه پوست بهتر نیستى جز آنکه در پرهیزکارى از او برتر باشى.

۵۶۳ _ أنظروا إلى من هو أسفل منکم و لا تنظروا إلى من هو فوقکم فإنّه أجدر أن لا تزدروا نعمه اللَّه علیکم؛

به آنکه از شما پائین تر است بنگرید و بآن که از شما بالاتر است منگرید زیرا بدین وسیله قدر نعمت خدا را بهتر مى دانید.

۵۶۴ _ أنظر فی أیّ نصاب تضع ولدک فإنّ العرق دساس؛

بنگر فرزند خود را در کجا قرار میدهى که خون تأثیر خود را باقى میگذارد.

۵۶۵ _ أنعم على نفسک کما أنعم اللَّه علیک؛

نعمتى را که خدا بتو داده از آن بهره برگیر.

۵۶۶ _ أنفقی و لا تحصی فیحصى اللَّه علیک و لا توعی فیوعى اللَّه علیک؛

خرج کن و حساب مکن که خدا بر تو حساب کند و بخل مورز که خدا بر تو بخل ورزد.

۵۶۷ _ إن قامت السّاعه و فی ید أحدکم فسیله فإن استطاع أن لا یقوم حتّى یغرسها فلیغرسها؛

اگر رستاخیز بپاشد و نهالى در دست یکى از شماست اگر میتواند آن را بکارد باید بکارد.

۵۶۸ _ أنکحوا فإنّی مکاثر بکم؛

زناشوئى کنید که من از فزونى شما تفاخر میکنم.

۵۶۹ _ إنّ آدم قبل أن یصیب الذّنب کان أجله بین عینیه و أمله خلفه فلمّا أصاب الذّنب جعل اللَّه تعالى أمله بین عینیه و أجله خلفه فلا یزال یؤمّل حتّى یموت؛

آدم پیش از آنکه مرتکب گناه شود مرگش جلو چشمش و آرزویش پشت سرش بود و همین که مرتکب گناه شد خداوند آرزوى او را جلو چشمش و مرگش را پشت سرش قرار داد بدین جهت پیوسته آرزو میکند تا بمیرد.

۵۷۰ _ إنّ أبخل النّاس من بخل بالسّلام و أعجز النّاس من عجز عن الدّعاء؛

بخیل ترین مردم آن کس است که از سلام دادن بخل ورزد و ناتوان ترین مردم کسى است که از دعا ناتوان باشد.

۵۷۱_ إنّ ابن آدم لحریص على ما منع؛

آدمیزاد بر چیزى که از آن منع شده سخت حریص است.

۵۷۲ _ إنّ أبرّ البرّ أن یصل الرّجل أهل ودّ أبیه بعد أن یولّى الأب؛

بهترین نیکى آنست که مرد پس از مرگ پدر خویش با دوستان او دوستى کند.

۵۷۳ _ إنّ أبغض عباد اللَّه إلى اللَّه العفریت النّفریت الّذی لم یرزأ فی مال و لا ولد؛

منفورترین بندگان خدا بنزد وى شخص سرکشى است که در مال و فرزند مصیبت ندیده است.

۵۷۴ _ إنّ إبلیس یضع عرشه على الماء، ثمّ یبعث سرایاه فأدناهم منه منزله أعظمهم فتنه یجی ء أحدهم فیقول فعلت کذا و فعلت کذا فیقول ما صنعت شیئا و یجی ء أحدهم فیقول ما ترکته حتّى فرّقت بینه و بین أهله فیدنیه منه و یقول نعم أنت؛

شیطان تخت خویش را بر آب مى گذارد و دسته هاى خود را به اطراف میفرستد و آنها که گمراهى بزرگتر پدید آرند منزلتشان بدو نزدیک تر است، یکى از آنها بیاید و گوید چنین کردم و چنان کردم ابلیس گوید کارى نکرده اى، یکى از آنها بیاید و گوید وى را رها نکردم تا میان او و کسانش تفرقه انداختم، شیطان او را بخود نزدیک کند و گوید تو خوبى.

۵۷۵ _ إنّ إبلیس یبعث أشدّ أصحابه و أقوى أصحابه إلى من یصنع المعروف فی ماله؛

شیطان محکمترین و نیرومند ترین یاران خود را براى گمراهى کسى فرستد که با دارائى خود کار نیک انجام میدهد.

۵۷۶ _ إنّ أبواب الجنّه تحت ظلال السّیوف؛

درهاى بهشت زیر سایه شمشیرهاست.

۵۷۷ _ إنّ أحبّ النّاس إلى اللَّه تعالى یوم القیامه و أدناهم منه مجلسا إمام عادل و أبغض النّاس إلى اللَّه تعالى و أبعدهم منه إمام جائر؛

محبوبترین مردم در نظر خدا روز قیامت و نزدیکتر از همه باو پیشواى دادگستر است و منفور ترین مردم و دورتر از همه باو پیشواى ستمگر است.

۵۷۸ _ إنّ أحبّ عباد اللَّه إلى اللَّه أنصحهم لعباده؛

محبوبترین بندگان خدا بنزد وى کسى است که با بندگان او مهربانتر باشد.

۵۷۹ _ إنّ أحبّ عباد اللَّه إلى اللَّه من حبّب إلیه المعروف و حبّب إلیه فعاله؛

محبوبترین بندگان خدا بنزد وى کسى است که کار نیک را محبوب او ساخته و میل انجام آن را در دلش انداخته است.

۵۸۰ _ إنّ أحدکم مرآه أخیه فإذا رأى به أذى فلیمطّه عنه؛

هر یک از شما آئینه برادر خویش است وقتى عیبى بر او دید باید بزداید.

۵۸۱ _ إنّ أحدکم یجمع خلقه فی بطن أمّه أربعین یوما نطفه ثمّ یکون علقه مثل ذلک، ثمّ یکون مضغه مثل ذلک، ثمّ یبعث اللَّه إلیه ملکا و یؤمر بأربع کلمات و یقال له: اکتب عمله و رزقه و أجله و شقیّ أو سعید، ثمّ ینفخ فیه الرّوح؛

هر یک از شما در شکم مادر خود چهل روز نطفه است پس از آن چهل روز علقه است پس از آن چهل روز مضغه است پس از آن خداوند فرشته اى بسوى او میفرستد و او را بچهار کلمه مأمور مى سازد و میگوید عمل و روزى و مرگ او را و اینکه خوشبختست یا بدبخت رقم بزن، پس از آن روح در او دمیده مى شود.

۵۸۲ _ إنّ الرّجل منکم لیعمل بعمل أهل الجنّه حتّى ما یکون بینه و بینها إلّا ذراع فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل أهل النّار فیدخل النّار و إنّ الرّجل لیعمل بعمل أهل النّار حتّى ما یکون بینه و بینها إلّا ذراع فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل أهل الجنّه فیدخل الجنّه؛

کسى از شما کار بهشتیان را انجام میدهد تا آنجا که میان او و بهشت ذراعى بیش نماند ولى سرنوشت بر او چیره شود و کار جهنمیان کند و به جهنم رود و نیز کسى کار جهنمیان کند تا آنجا که میان او و جهنم ذراعى بیش نیست ولى سرنوشت بر او چیره شود و کار بهشتیان کند و ببهشت رود.

۵۸۳ _ إنّ أحساب أهل الدّنیا الّذین یذهبون إلیه هذا المال؛

مایه افتخار مردم دنیا که بسوى آن میروند این مال است.

۵۸۴ _ إنّ أحسن الحسن الخلق الحسن؛

بهترین نیکى ها سیرت نیک است.

۵۸۵ _ إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی کلّ منافق علیم الّلسان؛

بیش از هر چیز بر امت خود از منافق چرب زبان بیم دارم.

۵۸۶ _ إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی الإشراک باللَّه أما إنّی لست أقول یعبدون شمسا و لا قمرا و لا وثنا و لکنّ أعمالا لغیر اللَّه و شهوه خفیّه؛

بیش از هر چیز بر امت خود از شرک بخدا بیم دارم، من نمیگویم که خورشید و ماه یا بت میپرستند ولى کارهائى براى غیر خدا انجام میدهند و دستخوش شهوت نهانى میشوند.

۵۸۷ _ إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی الأئمّه المضلّون؛

بیش از هر چیز بر امت خود از پیشوایان گمراه کننده بیم دارم.

۵۸۸ _ إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی عمل قوم لوط؛

بیشتر از هر چیز بر امت خود از کردار قوم لوط بیم دارم.

۵۸۹ _ إنّ أشدّ النّاس ندامه یوم القیامه رجل باع آخرته بدنیا غیره؛

پشیمانتر از همه مردم در روز قیامت، مردى است که آخرت خود را بدنیاى دیگرى فروخته است.

۵۹۰ _ إنّ أشدّ النّاس عذابا یوم القیمه عالم لم ینفعه اللَّه بعلمه؛

بروز رستاخیز عذاب دانشمندى که خداوند او را از دانشش منتفع نکرده از همه مردم سختتر است.

۵۹۱ _ إنّ أشدّ النّاس تصدیقا للنّاس أصدقهم حدیثا و إنّ أشدّ النّاس تکذیبا أکذبهم حدیثا؛

هر که راستگوتر است سخن مردم را زودتر باور میکند و هر که دروغگوتر است بیشتر مردم را دروغگو میشمارد.

۵۹۲ _ إنّ أشقى الأشقیاء من اجتمع علیه فقر الدّنیا و عذاب الآخره؛

بدبختترین بدبختان کسى است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد.

۵۹۳ _ إنّ أشکر النّاس أشکرهم للنّاس؛

سپاسگزارتر از همه مردم کسى است که سپاس مردم را بیشتر مى گذارد.

۵۹۴ _ إنّ أطیب طعامکم ما مسّته النّار؛

بهترین غذاهاى شما آنست که بآتش پخته شود.

۵۹۵ _ إنّ أطیب الکسب کسب التّجّار الّذین إذا حدّثوا لم یکذبوا و إذا ائتمنوا لم یخونوا و إذا وعدوا لم یخلفوا و إذا کان علیهم دین لم یمطلوا و إذا کان لهم لم یعسروا و إذا باعوا لم یطروا و إذا اشتروا لم یذمّوا؛

بهترین کسب ها کسب تجارى است که بهنگام سخن دروغ نگویند و در امانت خیانت نکنند و بوعده وفا کنند و در پرداخت قرض خود تعلل نکنند و در مطالبه سخت گیرى نکنند و بهنگام فروش در ستایش جنس خود مبالغه نکنند و بهنگام خرید از جنس دیگران بد نگویند.

۵۹۶ _ إنّ أطیب ما أکلتم من کسبکم و إنّ أولادکم من کسبکم؛

بهترین روزى شما آنست که از کسب بدست آرید و فرزند شما جزو کسب شماست.

۵۹۷ _ إنّ أناسا من أهل الجنّه یطّلعون إلى أناس من أهل النّار فیقولون بم دخلتم النّار فو اللَّه ما دخلنا الجنّه إلّا بما تعلّمنا منکم. فیقولون إنّا کنّا نقول و لا نفعل؛

مردمى از بهشتیان بسوى گروهى از جهنمیان نگران شوند و گویند براى چه بجهنم رفتید؟ بخدا ما به کمک چیزهائى که از شما آموختیم ببهشت در آمدیم جهنمیان گویند ما میگفتیم ولى عمل نمیکردیم.

۵۹۸ _ إنّ أعظم الذّنوب عنه اللَّه أن یلقاه بها عبد- بعد الکبائر الّتی نهى اللَّه عنها- أن یموت الرّجل و علیه دین لا یدع له قضاء؛

بعد از گناهان بزرگ که خداوند از آن نهى کرده بزرگتر از همه گناهان آنست که مردى بمیرد و قرضى داشته باشد و محلى براى پرداخت آن نگذارد.

۵۹۹ _ إنّ أعظم النّاس خطایا یوم القیامه أکثرهم خوضا فی الباطل؛

بروز رستاخیز گناه آن کس از همه مردم بیشتر است که بیشتر از همه گفتگوى بیهوده کرده باشد.

۶۰۰ _ إنّ أعجل الطّاعه ثوابا صله الرّحم ؛

ثواب نیکى با خویشاوندان را از همه کارهاى نیک زودتر مى دهند.