۸۰۱ _ إنّ اللَّه یحبّ الملحّین فی الدّعاء.

خداوند کسانى را که در کار دعا اصرار میورزند دوست دارد.

۸۰۲_ إنّ اللَّه یحبّ أن تؤتى رخصته کما یحبّ أن تترک معصیته.

خداوند دوست دارد کارهائى را که روا داشته انجام دهند چنان که دوست دارد از نافرمانى او چشم بپوشند

۸۰۳ _ إنّ اللَّه یحبّ کلّ قلب حزین.

خداوند دل غمگین را دوست دارد.

۸۰۴ _ إنّ اللَّه یحبّ معالی الامور و أشرافها و یکره سفسافها.

خداوند چیزهاى بلند و شریف را دوست دارد و از چیزهاى پست بیزار است.

۸۰۵ _ إنّ اللَّه یحیى القلوب المیّته بنور الحکمه کما یحیی الأرض بوابل السّماء.

خداوند دلهاى مرده را بنور حکمت حیات میبخشد چنان که زمین را بباران آسمان زنده مى سازد.

۸۰۶ _ إنّ اللَّه یستحیی من العبد أن یرفع إلیه یدیه فیردّهما خائبین.

خداوند از بنده شرم دارد که دستهاى خود را بسوى او بلند کند و آن را نومید باز گرداند.

۸۰۷ _ إنّ اللَّه یعطى الدّنیا على نیّه الآخره و أبى أن یعطى الآخره على نیّه الدّنیا.

خداوند دنیا را بنیت آخرت مى دهد ولى آخرت را به نیت دنیا نمى دهد.

۸۰۸ _ إنّ اللَّه یغار للمسلم على المسلم فلیغر.

خداوند براى مسلمانان غیرت میبرد، آن ها نیز باید غیرت ببرند.

۸۰۹ _ إنّ اللَّه ینهیکم عن قیل و قال.

خداوند شما را از گفتگوهاى بیهوده نهى کرده است.

۸۱۰ _ إنّ الّذی یأکل أو یشرب فی آنیه الفضّه و الذّهب إنّما یجرجر فی بطنه نار جهنّم.

کسى که در ظرف نقره و طلا میخورد و مى آشامد آتش جهنم را در شکم خود فرو میبرد.

۸۱۱ _ إنّ الّذی یجرّ الثّوب خیلاء لا ینظر اللَّه إلیه یوم القیمه.

کسى که از روى تکبر جامه خود را میکشد خدا روز رستاخیز بدو نمینگرد.

۸۱۲ _ إنّ الماء طهور لا ینجّسه شی ء.

آب پاکست و چیزى آن را نجس نمیکند.

۸۱۳ _ إنّ الماء لا ینجّسه شی ء إلّا ما غلب على ریحه و طعمه و لونه.

آب را چیزى نجس نمیکند جز آنچه بو و مزه و رنگ آن را تغییر دهد.

۸۱۴ _ إنّ المؤمن لیدرک بحسن الخلق درجه القائم الصّائم.

مؤمن بوسیله خوش خلقى به مقام نماز شب گزار و روزه دار میرسد.

۸۱۵ _ إنّ المؤمن من عباد اللَّه لا یحیف على من یبغض و لا یأثم فیمن یحبّ و لا یضیع ما- استودع و لا یحسد و لا یطعن و لا یلعن و یعترف بالحقّ و إن لم یشهد علیه و لا یتنابز بالألقاب فی الصّلوه متخشّعا إلى الزّکاه مسرعا فی الزّلازل وقورا فی الرّخاء شکورا قانعا بالّذی له لا یدّعی ما لیس له و لا یغلبه الشّحّ عن معروف یریده، یخالط النّاس کی یعلم و یناطق النّاس کی یفهم و إن ظلم و بغی علیه صبر حتّى یکون الرّحمن هو الّذی ینتصر له.

بنده مؤمن بر دشمنان ستم نمى کند و براى رعایت دوستان مرتکب گناه نمیشود. امانت را تلف نمى کند. حسود و بدگو و لعنتگر نیست حق را میگوید اگر چه از او شهادت نخواهند. لقبهاى بى جا به کار نمیبرد. در نماز خاشع است و در کار زکاه سریع است. در مصیبت موقر و بهنگام نعمت شاکر است بدان چه دارد قانع است و آنچه ندارد نمى جوی بخل او را از کار نیک باز نمى دارد با مردم آمیزش میکند تا چیز یاد گیرد و با آن ها گفتگو میکند تا چیز بفهمد اگر ستمى دید و بر او تجاوزى شد صبر میکند تا خداوند ستم را از او دفع کند.

۸۱۶ _ إنّ المؤمن یوجر فی نفقته کلّها إلّا شیئا جعله فی التّراب أو البناء.

مؤمن از مخارج خود ثواب میبرد جز آنچه بخاک سپارد یا ساختمان کند.

۸۱۷ _ إنّ المؤمن ینضی شیطانه کما ینضی أحدکم بعیره فی السّفر.

مؤمن شیطان خود را لاغر مى کند چنان که یکى از شما اشتر خود را در سفر لاغر میکند.

۸۱۸ _ إنّ المؤمن یجاهد بسیفه و لسانه.

مؤمن با شمشیر و زبان خود جهاد میکند.

۸۱۹ _ إنّ المتحابّین فی اللَّه فی ظلّ العرش.

آن ها که در راه خدا دوستى میکنند در سایه عرش جاى دارند.

۸۲۰ _ إنّ المرء کثیر بأخیه و ابن عمّه.

انسان با برادر و عموزاده خود بسیار مى شود.

۸۲۱ _ إنّ المرأه تقبل فی صوره شیطان و تدبر فی صوره شیطان فإذا رأى أحدکم امرأه فأعجبته فلیأت أهله فإنّ ذلک یردّ ما فی نفسه.

زن بصورت شیطان مى آید و بصورت شیطان میرود وقتى یکى از شما زنى دید که ویرا بشگفت آورد پیش همسر خود رود زیرا بدین وسیله آنچه در دل دارد از میان میرود.

۸۲۲ _ إنّ المرأه تنکح لدینها و مالها و جمالها فعلیک بذات الدّین تربت یداک.

زن براى دین و مال و جمالش گیرند زن دین دار بجوئید.

۸۲۳ _ إنّ المرء بین یومین یوم قد مضى أحصی فیه عمله فختم علیه و یوم قد بقى فلا یدری لعلّه لا یصل إلیه.

انسان میان دو روز است روزى که گذشته و اعمالش بحساب آمده و مختوم گشته و روزى که باقى مانده ولى چه مى داند شاید بآن روز نرسد.

۸۲۴ _ إنّ المرأه خلقت من ضلع لن تستقیم لک على طریقه فإن استمتعت بها استمتعت بها و بها عوج و إن ذهبت تقیمها کسرتها و کسرها طلاقها.

زن از دنده اى خلق شده که به هیچ وجه راستى پذیر نیست اگر با کجى او بسازى ساخته اى و اگر خواهى براستیش باز آرى او را میشکنى و شکستنش طلاق دادن است.

۸۲۵ _ إنّ المرأه خلقت من ضلع و إنّک إن ترد إقامه الضّلع تکسرها فدارها تعش بها.

زن از دنده اى خلق شده اگر بخواهى دنده را راست کنى آن را میشکنى پس با او مدارا کن که با او زندگى کنى.

۸۲۶ _ إنّ المسلم إذا عاد أخاه المسلم لم یزل فی مخرفه الجنّه حتّى یرجع.

مسلمان وقتى بعیادت برادر مسلمان خود میرود تا هنگامى که که باز گردد در بهشت قدم میزند.

۸۲۷ _ إنّ المصلّی لیقرع باب الملک و إنّه من یدم قرع الباب یوشک أن یفتح له.

نمازگزار در خداوند را مى کوبد و هر که پیوسته درى را بکوبد عاقبت بروى او باز مى شود.

۸۲۸ _ إنّ المظلومین هم المفلحون یوم القیامه.

ستم دیدگان در روز رستاخیز رستگارانند.

۸۲۹ _ إنّ المقسطین عند اللَّه یوم القیامه على منابر من نور عن یمین الرّحمن و کلتا یدیه یمین، الّذین یعدلون فی حکمهم و أهلیهم و ما ولّوا.

دادگران روز رستاخیزدر پیشگاه خدا بر منبرهاى نورند که طرف راست وى جاى دارند و هر دو دست خدا راست است دادگران کسانى هستند که در حکم خود و در باره کسان و زیر دستان خود بداد رفتار میکند.

۸۳۰ _ إنّ الملائکه لتضع أجنحتها لطالب العلم رضا بما یطلب.

فرشتگان بالهاى خود را براى طالب علم پهن میکنند زیرا از آنچه مى جوید رضایت دارند.

۸۳۱ _ إنّ المیّت إذا دفن سمع خفق نعالهم إذا ولّوا عنه منصرفین.

وقتى مرده را بخاک سپارند، صداى کفش کسان را که از قبر وى باز میگردند خواهد شنید.

۸۳۲ _ إنّ المیّت یعرف من یحمله و من یغسله و من یدلّیه فی قبره.

مرده کسى را که بلندش کند و کسى را که غسلش دهد و کسیرا که در قبرش نهد میشناسد.

۸۳۳ _ إنّ النّاس إذا رأوا الظّالم فلم یأخذوا على یدیه أوشک أن یعمّهم اللَّه بعقاب منه.

وقتى مردم ستمگر را دیدند و او را از ستم باز نداشتند بیم آن مى رود که خدا همه را بعذاب خود مبتلا کند.

۸۳۴ _ إنّ النّاس لا یرفعون شیئا إلّا وضعه اللَّه تعالى.

مردم چیزى را برترى ندهند جز آنکه خدا آن را تنزل دهد.

۸۳۵ _ إنّ النّاس لم یعطوا شیئا خیرا من خلق حسن.

بمردم چیزى بهتر از اخلاق نیک نداده اند.

۸۳۶ _ إنّ الودّ یورث و العداوه تورث.

دوستى موروثى است و دشمنى موروثى است.

۸۳۷ _ إنّ الولد مبخله مجبنه مجهله محزنه.

فرزند موجب بخل و ترس و نادانى و غم است.

۸۳۸ _ إنّ أناسا من أمّتی یستفقهون فی الدّین و یقرءون القرآن و یقولون: نأتی الامراء فنصیب من دنیاهم و نعتزلهم بدیننا و لا یکون ذلک، کما لا یجتنى من القتاد إلّا الشّوک، لا یجتنى من قربهم إلّا خطایا.

کسانى از امت من در کار دین دانش جویند و قرآن خوانند و گویند پیش امیران رویم و از مقامشان بهره گیریم و دین خود را از آن ها برکنار نگه داریم ولى چنین چیزى نمى شود همان طور که از درخت قتاد جز خار نمى توان چید از نزدیکى امیران نیز جز گناه بهره نمیتوان برد.

۸۳۹ _ إنّ أهل الجنّه لیتراءون أهل الغرف فی الجنّه کما تراءون الکواکب فی السّماء.

اهل بهشت صاحبان غرفه هاى بالا را چنان مى بینند که شما ستارگان آسمان را میبینید.

۸۴۰ _ إنّ أهل المعروف فی الدّنیا هم أهل المعروف فی الآخره و إنّ أهل المنکر فی الدّنیا هم أهل المنکر فی الآخره و إنّ أوّل أهل الجنّه دخولا هم أهل المعروف.

نیکوکاران این جهان نیکوکاران آن جهانند و بدکاران این جهان بدکاران آن جهانند و نیکوکاران پیش از همه مردم ببهشت درمى آیند.

۸۴۱ _ إنّ أهل الشّبع فی الدّنیا هم أهل الجوع غدا فی الآخره.

سیران این جهان گرسنگان آن جهانند.

۸۴۲ _ إنّ أوثق عرى الإسلام أن تحبّ فی اللَّه و تبغض فی اللَّه.

محکمترین دستاویزهاى اسلام این است که کسیرا براى خدا دوست دارى و کسیرا براى خدا دشمن دارى.

۸۴۳ _ إنّ أوّل ما یجازى به المؤمن بعد موته أن یغفر لجمیع من تبع جنازته.

نخستین پاداشى که پس از مرگ بمؤمن مى دهند اینست که همه کسانى که دنبال جنازه او رفته اند آمرزیده شوند.

۸۴۴ _ إنّ بین یدی السّاعه کذّابین فاحذروهم.

پیش از رستاخیز دروغگویان پدیدار میشوند از آن ها حذر کنید.

۸۴۵ _ إنّ حسن الخلق لیذیب الخطیئه کما تذیب الشّمس الجلید.

خوش اخلاقى گناه را محو میکند چنان که آفتاب یخ را آب مى کند.

۸۴۶ _ إنّ حسن الظّنّ باللَّه من حسن عباده اللَّه.

گمان خوب بخدا داشتن از خوب عبادت کردن اوست.

۸۴۷ _ إنّ حسن العهد من الإیمان.

رعایت پیمان از لوازم ایمان است.

۸۴۸ _ إنّ حقّا على اللَّه أن لا یرفع شیئا من أمر الدّنیا إلّا وضعه.

بر خدا لازم است که چیزى از دنیا را بالا نبرد جز اینکه آن را تنزل دهد.

۸۴۹ _ إنّ حقّا على المؤمنین أن یتوجّع بعضهم لبعض کما یألّم الجسد الرّأس.

مؤمنان باید از رنج یک دیگر متألم شوند چنان که تن از رنج سر متأثر مى شود.

۸۵۰ _ إنّ خیار عباد اللَّه الموفون المطیبون.

بهترین بندگان خدا آن ها هستند که بوعده وفا کنند و بوى خوش بکار برند.

۸۵۱ _ إنّ ربّک یحبّ المحامد.

خداى تو ستایش را دوست دارد

۸۵۲ _ إنّ ربّی أمرنی أن یکون نطقی ذکرا و نظری عبرا.

پروردگارم بمن فرمان داده که سخنم ذکر باشد و نظرم مایه عبرت.

۸۵۳ _ إنّ روح القدس نفث فی روعی أن نفسا لن تموت حتّى تستکمل أجلها و تستوعب رزقها فاتّقوا اللَّه و أجملوا فی الطّلب و لا یحملنّ أحدکم استبطاء الرّزق أن یطلبه بمعصیه اللَّه فإنّ اللَّه تعالى لا ینال ما عنده إلّا بطاعته.

روح القدس این پندار را در خاطر من انداخت که هیچ کس نمیمیرد جز آنکه روزش بپایان برسد و روزى خودرا تمام کند پس از خدا بترسید و در طلب معتدل باشید و اگر روزى یکى از شما دیر رسید آن را بوسیله معصیت خدا نجوید زیرا آنچه پیش خداست جز بوسیله اطاعت او بدست نمى آید.

۸۵۴ _ إنّ شرّ النّاس منزله عند اللَّه یوم القیمه من یخاف النّاس من شرّه.

بدتر از همه مردم پیش خدا روز قیامت کسى است که مردم از شر او بترسند.

۸۵۵ _ إنّ شرّ النّاس یوم القیمه عند اللَّه من فرقه النّاس اتّقاء فحشه.

بدتر از همه مردم پیش خدا روز قیامت کسى است که مردم از بیم بد زبانیش از او حذر کنند.

۸۵۶ _ إنّ صاحب الدّین له سلطان على صاحبه حتّى یقضیه.

طلبکار بر قرض دار تسلط دارد تا هنگامى که قرض خود را بپردازد.

۸۵۷ _ إنّ صاحب المکس فی النّار.

راهدار در جهنم است.

۸۵۸ _ إنّ صدقه السّرّ تطفی غضب الرّبّ و إنّ صله الرّحم تزید فی العمر و إنّ صنائع المعروف تقی مصارع السّوء.

صدقه نهان خشم خدا را فرو مینشاند و نیکى با خویشاوندان عمر را افزون میکند و کارهاى نیک از مرگهاى بد جلوگیرى میکند.

۸۵۹ _ إنّ عذاب هذه الامّه جعل فی دنیاها.

عذاب این امت را در دنیا قرار داده اند.

۸۶۰ _ إنّ علما لا ینتفع منه لکنز لا ینفق منه.

دانشى که از آن سود نبرند مثل گنجى است که از آن خرج نکنند.

۸۶۱ _ إنّ غلاء أسعارکم و رخصها بید اللَّه.

گرانى و ارزانى قیمتهاى شما بدست خداست.

۸۶۲ _ إنّ فی الجسد مضغه إذا صلحت صلح الجسد کلّه و إذا فسدت فسد الجسد کلّه ألا و هی القلب.

در تن پاره گوشتى است که وقتى بصلاح گراید تمام تن بصلاح آید و وقتى فاسد شود همه تن فاسد شود و آن قلبست.

۸۶۳ _ إنّ فی الجنّه بیتا یقال له بیت الأسخیاء.

در بهشت خانه اى هست که آن را خانه سخاوتمندان نامند.

۸۶۴ _ إنّ فی الجنّه دارا یقال لها دار الفرج لا یدخلها إلّا من فرّح یتامى المؤمنین.

در بهشت خانه اى هست که آن را خانه خوشحالى نامند و جز کسانى که یتیمان مؤمنان را خوشحال کرده باشند، وارد آن نمیشوند.

۸۶۵ _ إنّ فی الجنّه درجه لا ینالها إلّا أصحاب الهموم.

در بهشت درجه اى هست که جز غم دیدگان بدان نمیرسند.

۸۶۶ _ إنّ فی الجنّه لسوقا ما فیها شراء و لا بیع إلّا الصّور من الرّجال و النّساء فإذا اشتهى الرّجل صوره دخل فیها.

در بهشت بازارى هست که در آن جا چیزى براى خرید و فروش نیست جز تصویر مردان و زنان و وقتى کسى تصویرى را پسندد مانند آن مى شود.

۸۶۷ _ إنّ فی الجنّه مائه درجه لو أنّ العالمین اجتمعوا فی إحداهنّ لو سعتهم.

در بهشت صد درجه هست که اگر جهانیان در یکى از آن ها مجتمع شوند در آن جاى گیرند.

۸۶۸ _ إنّ فی الجنّه ما لا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب أحد.

در بهشت چیزها هست که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه در خاطر کسى گذشته است.

۸۶۹ _ إنّ فی الحجم شفاء.

حجامت مایه شفاست.

۸۷۰ _ إنّ فی المال حقّا سوى الزّکاه.

در مال بجز زکاه حقى هست.

۸۷۱ _ إنّ فی المعاریض لمندوحه عن الکذب.

سخنان گوشه دار وسیله رهائى از دروغ است.

۸۷۲ _ إنّ قلب ابن آدم مثل العصفور ینقلب فی الیوم سبع مرّات.

دل آدمیزاد چون گنجشک است و هر روز هفت بار دگرگون مى شود.

۸۷۳ _ إنّ قلیل العمل مع العلم کثیر و کثیر العمل مع الجهل قلیل.

کار اندک که با بصیرت و دانش انجام گیرد بسیار است و کار بسیار که با نادانى صورت پذیرد اندکست.

۸۷۴ _ إنّ کذبا علی لیس ککذب على أحد فمن کذب علیّ متعمّدا فلیتبوّء مقعده من النّار.

دروغ بستن بر من مثل دروغ بستن بر دیگرى نیست هر که بعمد بر من دروغ بندد در آتش جاى گیرد.

۸۷۵ _ إنّک إن تترک أولادک أغنیاء خیر من أن تترکهم عالّه.

اگر پس از تو اطفالت بى نیاز باشند بهتر است که محتاج باشند

۸۷۶ _ إنّک لا تدع شیئا اتّقا اللَّه إلّا أعطاک اللَّه خیرا منه.

اگر از ترس خدا از چیزى درگذرى خداوند بهتر از آن را بتو خواهد داد.

۸۷۷ _ إنّکم لن تسعوا النّاس بأموالکم و لکن سعوهم بأخلاقکم.

مال شما بهمه مردم نمى رسد پس با اخلاق خود همه را خرسند کنید.

۸۷۸ _ إنّ للتّوبه بابا عرض ما بین مصراعیه ما بین المشرق و المغرب لا یغلق حتّى تطلع الشّمس من مغربها.

توبه درى دارد که پهناى آن مانند وسعت مشرق و مغرب است و تا خورشید از مغرب طلوع نکند بسته نمیشود.

۸۷۹ _ إنّ لجهنّم بابا لا یدخله إلا من شفى غیظه بمعصیه اللَّه.

جهنم دروازه اى دارد که فقط کسانى که خشم خود را بگناه خدا فرو نشانده باشند از آن داخل میشوند.

۸۸۰ _ إنّ لجواب الکتاب حقّا کردّ السّلام.

جواب نامه مانند جواب سلام لازم است.

۸۸۱ _ إنّ للزّوج من المرأه لشعبه ما هی لشی ء.

شوهر در پیش زن مقامى دارد که هیچ چیز ندارد.

۸۸۲ _ إنّ للشّیطان مصالی و فخوحا و إنّ من مصالیه و فخوخه البطر بنعم اللَّه تعالى و الفخر بعطاء اللَّه و الکبر على عباد اللَّه و اتّباع الهوى فی غیر ذات اللَّه.

شیطان دامها و تله ها دارد و از جمله دامها و تله هاى وى اینست که از نعمتهاى خدا مغرور شوند و به بخششهاى او تفاخر کنند و با بندگان خدا تکبر کنند و خود در کار وى پیر و هوس شوند.

۸۸۳ _ إنّ للشّیطان لمّه بابن آدم و للملک لمّه فأمّا لمّه الشّیطان فإیعاد بالشّرّ و تکذیب بالحقّ و أمّا لمّه الملک فإیعاد بالخیر و تصدیق بالحقّ فمن وجد ذلک فلیعلم أنّه من اللَّه تعالى فلیحمد اللَّه و من وجد الأخرى فلیتعوّذ باللَّه من الشّیطان.

شیطان بآدمیزاد نزدیکى اى دارد و خداوند نزدیکى اى، نزدیکى شیطان وعده به بدى و تکذیب حق است و نزدیکى خداوند وعده بنیکى و تصدیق حق است هر که چنین حالى در خود یافت بداند که از جانب خداوند است و او را سپاس گزارد و هر که حال دیگر را در خود یافت از شیطان بخدا پناه ببرد.

۸۸۴ _ إنّ لصاحب الحقّ مقالا.

آنکه حق دارد گفتارى مؤثر دارد.

۸۸۵ _ إنّ للطّاعم الشّاکر من الأجر مثل ما للصّائم الصّابر.

پاداش آنکه غذا میخورد و شکر میگزارد مانند روزه دار صبور است

۸۸۶ _ إنّ لکلّ أمّه فتنه و إنّ فتنه أمّتی المال.

هر امتى را بلیه اى هست و بلیه امت من مال است.

۸۸۷  _ إنّ لکلّ دین خلقا و إنّ خلق هذا الدّین الحیاء.

هر دینى خوى خاص دارد و خوى دین ما حیاست.

۸۸۸ _ إنّ لکلّ ساع غایه و غایه ابن آدم الموت فعلیکم بذکر اللَّه فإنّه یسهّلکم و یرغّبکم فی الآخره.

هر رهسپارى مقصدى دارد و مقصد آدمیزاد مرگ است از یاد خدا غافل مشوید که یاد خدا کارها را آسان و شما را بآن جهان راغب مى کند.

۸۸۹ _ إنّ لکلّ شجره ثمره و ثمره القلب الولد.

هر درختى میوه اى دارد و میوه دل فرزند است.

۸۹۰ _ إنّ لکلّ شی ء دعامه و دعامه هذا الدّین الفقه و لفقیه واحد أشدّ على الشّیطان من ألف عابد.

هر چیزى اساسى دارد و اساس این دین دانش است و یک دانشمند براى شیطان از هزار عابد بدتر است.

۸۹۱ _ إنّ لکلّ شی ء معدنا و معدن التّقوى قلوب العارفین.

هر چیزى معدنى دارد و معدن پرهیزکارى دل عارفانست.

۸۹۲ _ إنّ لکلّ شی ء حقیقه و ما بلغ عبد حقیقه الإیمان حتى یعلم أنّ ما أصابه لم یکن لیخطئه و ما أخطاءه لم یکن لیصیبه.

هر چیزى حقیقتى دارد و بنده بحقیقت ایمان نمیرسد مگر اینکه بداند که هر چه باو رسیده ممکن نبود نرسد و هر چه بدو نرسیده ممکن نبود برسد.

۸۹۳ _ إنّ للَّه تعالى أقواما یختصّهم بالنّعم لمنافع العباد و یقرّها فیهم ما بذلوها فإذا منعوها نزعها منهم فحوّلها إلى غیرهم.

خداوند را گروههاست که نعمتهاى خویش خاص ایشان کند تا بندگان را منتفع کنند و مادام که دهش کنند نعمت را بنزد ایشان نگهدارد و چون امساک کنند از آنها بگیرد و بدیگران دهد.

۸۹۴ _ إنّ للَّه تعالى عبادا اختصّهم بحوائج النّاس، یفزع النّاس إلیهم فی حوائجهم أولئک الآمنون من عذاب اللَّه.

خداوند را بندگانست که خاص حوائج مردمان کرده است و کسان در حوائج خویش بایشان پناه برند آنها از عذاب خدا ایمنند.

۸۹۵ _ إنّ للَّه عبادا خلقهم لحوائج النّاس. إنّ للَّه عبادا یعرفون النّاس بالتّوسّم.

خداوند بندگانى دارد که آن ها را براى رفع حاجات مردم خلق کرده است. خداوند بندگانى دارد که مردم را بفراست شناسند.

۸۹۶ _ إنّ للَّه عند أقوام نعما یقرّها عندهم ما داموا فی حوائج النّاس ما لم یملّوا فإذا ملّوا نقلها اللَّه إلى غیرهم.

خداوند پیش بعضى مردم نعمت هائى دارد که تا وقتى از انجام حوائج مردم باز نمیمانند نعمت خود را پیش آنها نگاه میدارد و همین که از این کار باز ماندند نعمت را به اشخاص دیگر منتقل میکند.

۸۹۷ _ إنّ للَّه ملائکه فی الأرض تنطق على ألسنه بنی آدم بما فی المرء من الخیر و الشّرّ.

خداوند در زمین فرشتگانى دارد که بزبان آدمیزادگان سخن مى گویند و از بد و نیک کسان خبر دهند.

۸۹۸ _ إنّ للَّه ملکا ینادی عند کلّ صلاه: یا بنی آدم قوموا إلى نیرانکم الّتی أو قدتموها على أنفسکم فأطفؤها بالصّلاه.

خداوند فرشته اى دارد که هنگام نماز بانگ میزند آدمیزاده گان برخیزید و آتشهائى را که بر خویشتن افروخته اید بنماز خاموش کنید.

۸۹۹ _ إنّ ما قدّر فی الرّحم سیکون

آنچه در شکم مادر مقدر شده شدنى است.

۹۰۰ _ إنّ مثل الّذی یعمل السّیّئات ثمّ یعمل الحسنات کمثل رجل کانت علیه درع ضیّقه قد خنقته ثمّ عمل حسنه فانفکّت حلقه ثمّ عمل أخرى فانفکّت الاخرى حتّى یخرج إلى الأرض.

آن کس که کارهاى بد میکند سپس کارهاى نیک میکند مانند مردیست که زره تنگ بتن دارد و نفس او را تنگ میکند، کار نیکى میکند و حلقه اى از آن گشوده مى شود سپس کار نیک دیگرى مى کند و حلقه دیگرى گشوده مى شود تا بزمین مى افتد.